یک سرایدار بدبخت را کُشته و حالا نامَش را بر سر درِ مشهورترین دانشگاه ایران گذاشتند‎

عرفان کسرایی می گوید؛ در سال ۱۳۵۳، مجید شریف واقفی (یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق) به همراه لیلا زمردیان (از اعضای زن سازمان مجاهدین خلق که در سال ۱۳۵۴مارکسیست شد) در جنرال الکتریک بمب ‌گذاری کرد و سرایدار آنجا را که حتی نامش نیز مشخص نیست در خون خود غلتاند، مجید شریف واقفی که نامش بر سر در مشهورترین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه صنعتی شریف قرار داده شده ـ کمی بعد قربانی اختلافات درون گروهی شد و شیوه قتل او نشان می‌دهد که این گروه از مخالفان محمدرضا شاه پهلوی، چندان میانه‌ای با آزادیخواهی و دموکراسی‌خواهی نداشته‌اند.

هم‌گروهی‌های سابق او، یعنی خاموشی و سیاه کلاه جنازه شریف را سلاخی کردند و بر آن، محلول بنزین و کلرات و شکر ریختند و آتش زدند، پس از سوزاندن جسد، آن را قطعه قطعه و در چند نقطه دفن کردند.

این گروه از انقلابیون ـ به واقع نه مبارزان راه آزادی ـ بلکه قاتلان خطرناکی بودند که در همین یک مثال تاریخی، قاتل سرایدار جنرال الکتریک را به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن به قتل رساندند.

این گروه در کنار بسیاری از گروه‌های اسلامی، مارکسیستی و اسلامی ـ مارکسیستی، بخش عظیمی از مخالفان حکومت شاه بودند که بعدها انقلابیون پنجاه و هفت را تشکیل دادند، آنها یا مانند اسدالله لاجوردی به زندانبان و شکنجه گر تبدیل شدند یا مانند صادق قطب‌زاده و ده‌ها و صدها تن دیگر قربانی ترور و اعدام و حذف فیزیکی شدند.

لیلا (صدیقه) زمردیان با کشاندن مجید شریف واقفی (همسرش) به قرار تشکیلاتی عامل به قتل رساندن وی گردید؛ و سرانجام وی نیز در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۵۵ در جریان تصفیه‌های درون تشکیلاتی ترور شد.

به اشتراک بگذارید:

4 thoughts on “یک سرایدار بدبخت را کُشته و حالا نامَش را بر سر درِ مشهورترین دانشگاه ایران گذاشتند‎

  • 2020-03-05 در t 04:51
    پیوند یکتا

    …شاید اگر اعلیحضرت درآمد زیاد نفت را ،که نمیدانستند چکارش کنند ،خرج مردم می کردند …تا چند جوان احساساتی منفعل از کمونیستهای نخ نمای روسی این چنین ترکتازی نمی کردند…افسوس !۸

  • 2020-03-05 در t 09:50
    پیوند یکتا

    ناگفته نماند, که نام اصلی این دانشگاه:
    دانشگاه صنعتی آریامهر و به انگلیسی
    AMUT که کوتاه شده
    Arya Mehr University of Technology
    است.
    بنیادگذار این دانشگاه زنده یاد دکتر مجتهدی, فرزند برومند گیلان ایران بوده, و رئیس ها و اساتید گرانسنگی چون پروفسور رضا, دکتر امین و دکتر مهدی ضرغامی(پدر وی ارتشبد عزت‌الله ضرغامی و پسر ارتشبد عزیزالله ضرغامی از امرای ارتش در دوره رضا شاه و محمدرضا شاه بود) و …….داشت.
    با آمدن دکتر سید حسین نصر(تخم حیض شیخ فضل الله نوری) کِکِه هایی که زیر خصیتین آن پلید چادر زده بودند, مانند غلامعلی حداد عادل و پورجوادی, چون ویروس کرونای اسلامی پایگاه کسانی چون:
    لاریجانی ها, اکبر ترکان, مرتضی الویری, علی اکبر صالحی, علی منزوی, محسن سازگارا, ,علیرضا شیخ عطار, رضا رمضانی خورشید دوست, محمد عطریانفر, اشکوری, اسحاق جهان؟یری(ناخوانا, یحتمل جهان؟یری مترجم), مندلی ؟؟ کش نجفی(ناخوانا, یحتمل جا و یا هتا زن مترجم) و غیره .etcr شد.

    تنها نام جاودان بزرگ بانو ی ریاضیات ایران و جهان “مریم جان میرزاخانی” و دیگر بزرگواران دردانه بود, که سبب گند زدایی و ارزش دوباره این دانشگاه شده و می شود.

    اگر چه نام ها را میتوان دگرگون کرد, ولیکن سرشت را نه, که یادگاری است بر جریده عالم!!!!!!

    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81

  • 2020-03-05 در t 20:28
    پیوند یکتا

    بزار یه چیزی بهتون بگم مرز بین واقعیت و حقیقت نقطه عطف جهت گیریهای ناشی از پشت پرده سیاست ایران هستش مصدق ، چه میدونسته چه نمیدونسته در خدمت سیاست انگلستان بوده ، بریتانیای کبیر در اقتصاد بین الملل و تکنولوژی به حدی رسیده بود که دیگه به نفع منافعش بوده نفت قضیه ملی پیدا کنه چون کشورهایی مثل ایران مجبور بودند نفت بفروشند و تکنولوژی بخرند ، دوره شاه ایران محمد رضا ما حزب توده نداشتیم ما کمونیست نداشتیم اینها فقط با توجه به سفرهای رفته به روسیه و علاقه به فرهنگ و دختران روس در گردشها ی گروهکی و بین المللی چیزی دیگه در چنته نواشتند اینها در حقیقت تفاله سیاست پشت پرده بیگانگان علیه ایران بودند اونم نه تنها شوروی بلکه خیلی هایشون گرایش داده از طرف سازمانهای جاسوسی غرب برای تنگنا قرار دادن شاه ایران بودند ، این احمقها چه جور نفهمیدند ، خمینی که لباس 1400 سال پیش رو پوشیده ، بعد نظرات راجه به مسایل ازنان جامعه اینگونه است ، برایرقسم غیر کتاب قران در مجلس اینهمه داد و بیداد کرد نمیتونه قیافه نحس اینها رو تحمل کنه ، یا اون دوست دختر های جاسوس که قطب زاده نزدیک شدند ، اون قدر اینو مچولش کردند که نفهمید خمینی در هواپیما کنار اون نشسته جواب هیچ احساسی رو میده منظورش اینه من حاضر نیستم با این شخص ادامه بدهم اینها ادمهایی احساساتی و ضعیف و دارای بینش ضعیف بودند که شاه برلی تمدن بزرگش مجبور بود به اینها بها بده ولی اینها به اضمهلال کشیدن خ دشونو،،،،،،،،،

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.