ایران اینترنشنال و جنگ رسانه ای ما و جمهوری اسلامی

وقتی هفته پیش این خبر شایع شد که کنترل ایران اینترنشنال از طریق قطر در حال انتقال به جمهوری اسلامی است اصلا متعجب نشدم پی آمد آن و استیفای چند تن از کارمندان این شبکه از جمله تهیه کننده برنامه چشم انداز سامان رسول پور و مجری آن سیما ثابت باعث شد که بیشتر به صحت خبر اطمینان کنم. این جنگ رسانه ای بین ما و رژیم غارتگر ایران از همان روز اول در جریان بوده و کشتن افراد و کشتن بلندگوها بخشی از این جنگ بوده. رژیم اوباش سالار دست به هر کاری میزند تا بلندگویی در دست مخالفان نباشد و از سویی مردم را خاموش و مایوس و از هم دور کرده و از سویی بتواند آنچه میخواهد به خورد مردم دنیا بدهد. تا سیاستمداران کشورهای پیشرفته بتوانند مردمشان را فریب بدهند که ارزشهای انسانی و حقوق بشر جایی در برنامه های آنان دارد و ندانند که شرابی که بر سر سفره شان است نه خون مسیح بلکه خون مردمان دربند رژیمهای استبدادی مانند ایران است که بیش از چهل سال است که از اوباش سالاری خون میگریند.

بگذارید قدری از تجربه ناچیز خودم دز این جنگ رسانه ای با جمهوری اسلامی بگویم. فعالیت مجازی را با جنبش هشتاد و هشت با نام کاربری دیوانه در سایت ایرانیان دات کام شروع کردم و میدانستم که از آن پس نخواهم توانست به ایران سفر کنم چون این آواتارها و نامهای مجازی هیچ تضمینی برای پنهان نگاه داشتن هویت افراد نیست بخصوص که بسیاری در ابتدا احتیاطهای لازم را نمیکنند. سایت کوچک ایرانیان که تا آن زمان محتوای زیادی نداشت با قیام مردم و در خلا مکانی برای به هم رسیدن دستهای ایرانیان خارج از کشور جان گرفته و بلندگویی برای مخالفان شده بود. کم کم محبوبیت بیشتری پیدا کرد و دیگر هر نوشته ارزنده در همان چند ساعت اول چند صد بازدید و در عرض یک شبانه روز چند هزار بازدید داشت. طرفداران و خون شویان جمهوری اسلامی مانند نایاک نیز در کنار مخالفان مشغول فعالیت در سایت بودند و سپس موسس سایت جهانشاه جاوید اعلام کرد که پیشنهای برای خرید سایت از سوی سعید امین موسس سایت همسریابی ایرانیان پرسونالز را پذیرفته و این برای سرمایه گذاری لازم و پیشرفت سایت ضروی است. بعدا فهمیدیم که سعید امین جزو نایاک است و سایت از سوی نایاک برای رژیم خریداری شده. همه محتوای سابق به اسم نوسازی غیرقابل جستجو شد و به اعماق اقیانوس فضای مجازی رفت. نایاک مدیر شد و به کاربران جدید توصیه میشد از نوشته های ارزشمند نوابغی چون تریتا پارسی بهره مند شوند. جهانشاه جاوید هم با پولی که به دست آورد رفت گشتن به دور دنیا و مدتی هم در بی بی سی شغل موقتی گرفت که به عقیده بنده مسعود بهنود و دوستانش واسطه به کار گماردن این هوادار سابق رژیم بودند.

رسانه دیگری که در جریان حنبش هشتاد و هشت سوی مردم آمده بود صدای امریکا بود که آن هم با سپردنش به دست ستاره درخشش و بیرون راندن یا تغییر شغل ایرانیان دلسوز فاتحه اش خوانده شد و باید این سوال را کرد که آیا دست دشمنان قسم خورده ایران مانند جرج سوروس و راکفلرها که حمایت مالی شان از نایاک امکان خرید سایتهای مخالف و برپایی سایتهای هوادار رژیم را میداد و از سوی دیگر حامیان مالی دموکراتها بودند در این گزینش ستاره درخشش در کار نبود؟

سایت ایرانیان را ترک کردیم و سایت مرد و جز نامی چیزی از آن نماند. گروهی از دوستان به فعالیت در سایت جدید جهانشاه جاوید،  ایرون دات کام پرداخته بودند و ما هم با دلخوری و پس از این که جهانشاه اعلام کرد که فروش سایت اشتباه بوده و او فریب خورده و نمیدانسته چه بر سر آن خواهد آمد در همان سایت به سردبیری او مشغول فعالیت شدیم. چندین بار به سیاستهای سایت که اجازه میداد سایبری ها با انباشتن آن از آشغالهای رسانه های رژیم نوشته های دیگر را از دید خارج کنند اعتراض کردم و نتیجه نداد. بعد بازنشر نوشته های مسعود بهنود در سایت و تمجید جهانشاه از او شروع شد و کامنتهای من بر علیه مسعود بهنود پاک میشد. سرانجام زمانی که سردبیر سایت مقاله ای را که یک مخالف شناخته شده رژیم در سایت نوشته بود و یک هوادار رژیم همان را با تغییر چند نام بازنشر کرده بو.د پایین کشیده و کپی بی شرمانه هوادار را در صدر قرار داد تصمیم گرفتم که آنجا دیگر جای من نیست. نوشتم نمیتوان در مسجد روشنگری کرد و انتظار داشت که پیشنماز مسجد هم بی طرف باشد و آنجا را ترک کردم.

از آنجا به بالاترین رفتم و با نام کاربری کافر شروع به نوشتن کردم. مشاهده افراد لمپن و اوباش در مدیریت سایت دلسرد کننده و یادآور تجربیات سابق بود اما حضور پر رنگ مخالفان رژیم امیدوار کننده و یادآور این بود که تا جایی که امکان دارد نباید میدان خالی به رژیم داد. رقابت بین بالاچه ها زیاد بود و کنترل اوباش رژیم بر سیاستهای سایت بیشتر آسکار میشد. زمانی که بالاجه مذهب ستیز ملای گرامی از میان بالاچه های منتخب خارج شد و بالاچه های کم طرفدار مزدوران و خون شویان رژیم اکثریت بالاچه های منتخب را تشکیل داد دریافتم که آنجا هم دیگر جای ماندن نیست و رژیم این بلندگو را نیز فتح کرده چرا که میتوان در یک زمین نابرابر بازی کرد اما هنگامی که داور نیز نابرابر باشد تنها وقت و انرژی تلف میکنید تا برای مسابقه ای که نتیجه اش تعیین شده بیننده بیاورید.

آنجا را ترک کرده و به این سایت فخیمه مشروطه آمدم و در همان زمان فعالیت در تویتر هم شروع کردم تا بلندگوی بزرگتری به دست بیاورم. آنجا هم رژیم بیکار نبود و از طریق شرکتهای جانبی که صادراتی های رژیم برپا کرده بودند مشغول ایجاد محدودیت در تویتر و اینستاگرام و دیگر سایتها برای مخالفین رژیم بود. حساب من هم با دوهزار فالور پس از چند سال فعالیت در تویتر و زمانی که پس از حمله به سلمان رشدی گفتم هر مسلمان باورمند این پتانسیل را دارد که تروریست شود بسته شد. اینستاگرام که بیشتر در تیول رژيم است حتی اجازه بازکردن اکانت را به من نداد. احتمالا آی پی ثابت من را در لیست سیاه خود داشت. یعنی همان رسانه هایی که فیلم سر بریدن منتشر میکردند حال به اسم نفرت پراکنی به سانسور حقیقت و قلع و قمع مخالفین رژیم میپردازند.

حساب دیگری در تویتر باز کردم اما این روزها وقت و انرژی را بیشتر در کلاب هاوس صرف میکنم که این اجازه را به من میدهد که هم فعالیت کرده و هم برای قوت لایموت تلاش کنم. رژیم آنجا هم گردان سایبری اش را مستقر کرده اما فعلا زمین برابری است و برای دسترسی به مردم ایران بخصوص آنها که ترجیح میدهند شنونده باشند تا خواننده ابزار مناسبی است. حسن دیگر کلاب هاوس این است که اجازه میدهد هنرمندان و موسیقیدانان ایران همدیگر را بیابند و من شک ندارم که بزودی کارهای خوبی از این اتاقهای موسیقی بیرون خواهد آمد و برای من که همیشه به نوشتن و موسیقی علاقه داشته ام نعمتی بشر داد است.

اما برگردیم به ایران اینترنشنال و خرید آن از سوی رژیم. پنهان نیست که این رسانه هرگز با هدف کمک به مردم ایران در این مبارزه نابرابر با رژیم تاسیس نشد اما این هنر مردم است که از هر فرصتی برای رساندن صدایشان استفاده کنند و نباید از حق گذشت که ایران اینترنشنال در جنبش مهسا نقشی اساسی بازی کرد هر چند برخی از محتوای آن مانند اعلامیه های حوانان محلات مشکوک بود و در انتخاب مفسران آبدوغ خیاری هم دست کمی از بی بی سی و صدای امریکا و دیگران نداشت.

اصل تغییر ناپذیر این است که اعتبار هر رسانه با مخاطبان است و هرگاه رسانه ای صدای مخاطبان را نادیده بگیرد محکوم به انحطاط و نابودی است. همین قدرت مردم است که باعث میشود با از دست دادن یک رسانه، بلندگوی دیگری در جایی دیگر بدست بیاورند. از دور خارج شدن شبکه بزرگی جون ایران اینترنشنال خبر خوبی برای شبکه های کوچکی مانند تلویزیون میهن و ایران فردا و رسانه های دیگری است که شفافیت بیشتری در مورد آنها وجود دارد.

در مورد سایتهای کوچک ایرانی مانند همین سایت ارزشمند مشروطه که از فاندهای کلانی که برخی میگیرند بی بهره اند باید به این اقرار رسید که هیچکدام نمیتوانند به تنهایی بلندگوی قابل توجهی باشند اما اگر این سایتهای کوچک مخالفان به اشتراک محتوا بپردازند آنگاه میتوانند شبکه ای ایجاد کنند که نه تنها از رسانه های بزرگ پیشی بگیرد بلکه به خاطر ساخت آن تسخیر ناپذیر نیز باشد. نوشته ها و محتوای خوب سایتهای کوچک باید در یکدیگر منعکس شود تا گردش اطلاعات و محتوا سرعت بیشتری یافته و بازدید و اعتبار بیشتری نصیب سایتها شود. آن چه که مهم است این است که نه خاموش و نه ناامید میشویم. جنگ رسانه ای ما و جمهوری اسلامی بر سر بلندگو تا روز نابودی آن ادامه دارد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
21 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین