مخالفان شاه از کدام کشور تامین مالی می شدند؟
بعد از چهار دهه از وقوع فتنه ۵۷ هنوز کتاب جامع و کاملی درباره منابع تامین مالی و تسلیحاتی مخالفان شاه نوشته نشده است اما خوشبختانه کسانی که کتاب خاطرات خود را منتشر کرده اند خواسته و یا ناخواسته به کشورهای بیگانه ای که آنها را ساپورت مالی و تسلیحاتی میکردند اشاره کرده اند. الان مشخص است همه کسانی که در قبل از انقلاب به لیبی رفته وبا مقامات حکومتی قذافی دیکتاتور سرنگون شده دیدار کرده اند برای گرفتن پول و امکانات مالی رفته اند چون قذافی دشمن محمد رضا شاه بود و رسما و علنا به تروریستهای چپ و راست کمک مالی میکرد. از صادق قطب زاده و مصطفی چمران و ابراهیم یزدی و خمینی بگیر تا بیژن جزنی وحمید اشرف و مصدقی ها و ملی ها همگی دهان شان از تغار سرهنگ قذافی ماستی است!
البته کشورهای دیگری هم بودند که به مخالفان شاه کمک می رساندند اما توجه ما به خاطرات حسن ماسالی است که اینگونه نوشته است:
پس از قرارداد شــاه و صدام در ســال ۱۹۷۵ ،دولت عراق به ما اخطار کرد که بایــد فعالیت های خود را تعطیل و تنها به طورمشروط و بدون سر و صدا، به عراق سفرکنیم. در چنین شرایطی ناگهان یکی از دوستان فلسطینی ام به من اطلاع داد که سرهنگ قذافی که با سیاســت های شاه و صدام مخالف بود، از من دعوت کرده که به لیبی ســفر کنم. من نیزبا گذرنامه ی جعلی که در اختیار داشتم، به سفارت لیبی رجــوع کردم. بلافاصله به من ویزا داده و یک بلیط درجه یک رفت و برگشــت نیز برایم صادر کردند. عازم طرابلس، پایتخت لیبی شدم. مرا به یک هتل درجه یک در کنار دریای مدیترانه بردند. ابتدا با وزیر دفاع و سپس با قذافی ملاقات کردم.
قذافــی که خود را یک ناسیونالیســت عرب و طرفدار جمال عبدالناصر نشــان می داد و ازمصدق نیز به نیکی یاد می کرد، ازمن پرسید:
چه می خواهی؟
گفتم: تجهیزات نظامی، امکانات مالی و تبلیغاتی.
در همان لحظه به آجودان خود دستور داد که همه این امکانات را برای “شباب المصدق” (جوانان مصدقی) و انقلابیون ایران فراهم کنید.




چرا دیگه مطالب سایت به توییتر منتقل نمیشه؟
برای فرستادن به توئیتر، از ابزار سمت راست همین صفحه میتوان استفاده کرد.
🙏
ملای گرامی، بدون شک در میان وبلاگ نویسان ایرانی زحمات شما هرگز فراموش نخواهد شد. در طول این سالها چه زمانی که در وبلاگ خود مینوشتید وچه در زمان حضور در بالاترین، همیشه با خواندن و انتقال نکات مهم نقش بزرگی در روشنگری نسل جوان داشته اید. هم مطالب مجتهدین و هم به ویژه اینگونه گزیده خاطرات از کارنامه اوباش ۵۷ تی ، اشتراکش به نسل جوان کمک میکند که بداند چه بر این مردم و این سرزمین گذشته است که به اینجا رسیده اند.
من به عنوان یکی از خوانندگان مطالب شما از شما تشکر میکنم و خسته نباشید میگویم و اینگونه مطالب را تحسین میکنم. برای مثال همین مطلب را که خواندم، فقط متوجه شدم تیترش برایش مناسب نیست!
؛)
باید مجموعه ای نوشت تحت عنوان :
دیاثت و جنایت ترمیناتورهای ۵۷ T به روایت خودشان ؛ تروریست مصدقی، سعید ماسالی!
اینکه پستها در روزهای اخیر به صورت خودکار به توییتر ارسال نمیشدند به دلیل تغییرات (ارتقای سطح ایمنی) سیستم دسترسی توییتر بود. اکنون دوباره باید کار کند.
اینجاست که باید نطریه استاد مونتی را قبول کرد.
این رژیم با زبان خوش نمیره.
وقتی مردم در دهه ۵۰ در حال کیف و خوشی بودند؛ زیر پوست شهر چه خبرها بود.
بیچاره ساواک که چقدر بدنام شد. نگو داشته با چه اراذلی مبارزه میکرده.
این ها را باید می گرفتند و در تلوزیون نشون مردم می دادند. افسوس
ماهان جان کاش شما که بیشتر برنامه های تلویزیونی را میبینی ، مثلا یک خلاصه ای از نکات مهم آنها را اینجا به صورت نوشتاری به اشتراک بگذاری
درود
گاهی انجام میدم البته در توییتر.
آخه گذاشتن چنین مطالبی فضای سایت رو شلوغ می کنه.
ولی چنانچه موصوع مهم بود حتما.
از جمله کشورهای دیگری که در مقاطع دیگر کمک کردند عراق، مصر (در زمان ناصر)، آلمان شرقی و البته چون همیشه تروریستهای فلسطینی بودند.
یک گفتگو با پدر دوستم همیشه در یاد من میماند که میگفت من آن زمان دانشجو بودم و ما همه طرفدار ناصر بودیم و عکسهایش را توی اطاقهایمان به دیوار زده بودیم. این زمانی بود که ناصر خلیح فارس را خلیح عربی خوانده و خواستار اتحاد کشورهای عرب بر علیه ایران بود. این وضع همیشگی مردم ایران بوده که خود بزرگترین دشمن خود بوده اند.
ناصر با شاه دشمن بود و رفیق مصدق.
مخالفان شاه هم عاشق ناصر بودند اما بنظرم کمک گرفتن از دولتهای خارجی از دهه ۴۰ خورشیدی شروع شد و نه قبل ( منهای داستان شوروی و حزب توده)
بنی صدر و برخی دیگر در خاطراتشان از کمکهای مصر در زمان ناصر سخن گفته اند و از جمله رادیویی بر علیه ایران در مصر هر چند بنی صدر میگفت بر سر اختلاف در مورد خوزستان حاضر به همکاری نشد. کشور دیگری که کنفدراسیون دانشجویان گروهی برای دریافت کمک به آنجا فرستاد و مورد استقبال دولت قرار گرفتند الجزایر بود. هر چند گویا اقامتشان طولانی شده و دانشجویان بدون حصول نتیجه تصمیم به بازگشت میگیرند. پس از ان هم که آن رژیم برافتاد.
درست است که ملت از زور دشمنی با شاه و تا حدی سرگذشت مصدق طرفدار ناصر بودند اما بزرگترین عامل دشمنی ناصر با اسرائیل و مساله فلسطین بود. متاسفانه به نظر می آید که آن زمان همه مخالف شاه بودند. سزای آن حماقتها هم من و شما پرداختیم.
این یک حقیقت است که روح خمینی میلیون ها لعنت، فحش و ناسزا روزانه تحویل می گیرد. در تاریخ بشر هیچ رهبری این چنین از اوج عزت به قهقرای ذلت در بین مردم خود نرسیده. این خمینی جانور هر که بود اول هر چی به هیچ چیزی اعتقاد نداشت و دوم آنکه یک موجود فوق العاده احمق و بیشعور بود چون ۹ سال فرمانده کل شدن ارزش این همه خواری و خفت را واقعا نداشت. به هر حال لعنت به روح پلید و ابلیسی اش!
در مقوله دوم واقعا فرقی بین کمون ها، مجاهدها و ملی منقلی ها نیست. هدف همه آنها نابودی ایران و به اسارت کشیدن مردم ایران بود. همه آنها مستقیم یا غیر مستقیم نوکران روس ها بودند و همه آنها از دم خائن و دشمن این آب و خاک.
واقعا معلوم نیست چرا کسانی را که در ایران متولد شده اند ولی طرفدار منافع روس ها هستند و در جهت رسیدن به آن ایران را می فروشند و نابودی ایران برایش کوچکترین تفاوتی ندارد ولی برای کوچکترین ضرر به روسیه یقه می درانند و حاضر هستند به زندان و چوبه دار بروند ولی روسیه ضرر نکند را ما باید ایرانی حساب کنیم؟
واقعا معلوم نیست چرا ما ایرانی ها اینها را ایرانی می دانیم! اینها بدخواه ترین و بدخیم ترین دشمنان ایرانند و نتیجه کار این ها همینی است که الان داریم می بینیم. ترفند همه این ها این است که کثافت و خیانت ذاتی خود را پشت ۴ تا کلمه شیک و دهن پر کن مثل دمکراسی و آزادی و استقلال و بقیه حروف رمانتیک قایم می کنند و بعد از پشت تو کمر تک تک ایرانی ها خنجر فرو می کنند.
باید و باید و باید ملیت ایرانی این دیوثان ضد ایرانی را در آینده باطل کرد و همه آنها را به فلک زده ترین و دورترین کشور کمونی مثل کوبا یا کره شمالی برای همیشه تبعید کرد تا بفهمند کمونیستی که برای مردم ایران می خواستند یعنی چه.