دعوا بر سر شخص نورانی
مصدق پس از دریافت حکم نخست وزیری به مجلس شورای ملی آمد و گفت: من نمی خواستم هیچ پست و مقامی را قبول کنم اما در خواب شخصی نورانی به من گفت: دکتر مصدق! برو زنجیرهایی که به پای ملت بسته شده را پاره کن!

در جلسه بعد یکی از نمایندگان مجلس پشت تریبون می رود و می گوید: دیشب همان شخص نورانی که به خواب مصدق آمده بود به خواب من هم آمده گفته برو به او بگو این ره که تو میروی به ترکستان است!


