مجتهدی که خود را بجای گوسفند سر برید
صاحب روضات الجنات گفته است: پدرم از جدم امیر سید ابی القاسم جعفر بن حسین نقل کرده است که آن مرحوم را با سید صدرالدین رضوی قمی دوستی و صداقت تمامی بود سالی که با هم به حج مشرف شدند از امور عجیبه که در آن سفر مشاهده کردند این بود که جد من بر پدرم نقل کرده است که این دو بزرگوار مرد ناشناسی را در منی در میان مردم دیده اند که در دست راست کارد برنده ای داشت سرش را به سوی آسمان برداشته و با دست چپ حلقومش را نشان داده عرض کرد با ندای بلند (اللهم ان کان هؤلاء یتقربون الیک بقرابینهم فانا اتقرب الیک بقربان نفسی).
یعنی خداوندا اگر این جماعت با کشتن قربانیهای گوسفندان خود به تو تقرب می جویند من با قربانی کردن نفس خود به تو تقرب می جویم آن وقت کارد را کشید و گلوی خود را از گوش تا به گوش برید و افتاد و جان به جانان تقدیم کرد.
روضات الجنات ج 4 ص 124

امیدوارم همه آخوندها به این حد از فهم و شعور برای تقرب رسیده این آیه را بخوانند و عمل کنند ؛)
ملا جان این یکی مجتهد نبودها چون مجتهد از پنبه نرمتر به تنش نمیزنه. اما ای کاش همانگونه که صنوبر هم گفت همهشان به او اقتدا میکردند. حالا این بدبخت با این حساب خودکشی حسابش در آن دنیا چه میشود؟
این داعشی بوده و وقتی دیده دور برش همه داعشیند و نمی تونه سر اونها را ببره زده سر خودش را بریده.
ای کاش به جای چاقو یک بمب چاق و چله به خودش می بست و چند تا از اون گرازهای اسلامی ولو در انجا را هم با خودش می برد.
به به چشم مان روشن
ما خیلی مخلصیم…
چه آخوند خوبی!
…