«شوخبار امروز»
در زمان کودکی ما مجله طنزی با نام گل آقا منتشر میشد و در میان مطالب و کاریکاتورهای جالبش قسمتی بود تحت عنوان «انگولک جراید» ( البته اگر درست یادم مانده باشد) در این بخش تیترهای مطبوعات را دستکاری و به زبان طنز مسائل روز را نقد میکردند…
از امروز با ابداع کلمه «شوخبار» که ترکیبی از «شوخی» و «اخبار» است، با اخبار روز شوخی خواهیم کرد و اگر خوانندگان استقبال کردند، ادامه میدهیم. این شما و این شوخبار امروز !
درگیری بین نیروهای طالبان و مرزبانان ایرانی در نیمروز
مگه دوتا داداش با هم دعوا میکنند؟
حمید نوری در دادگاه: خاوران داستانی است که کمونیستها ساختهاند
تا اونجا که ما میدانیم داستان خاوران را امام نوشت و اجرا کرد و «پسران خاوران» پاداش خوش خدمتی خویش در اعدام مثلا انقلابی سران ارتش شاهنشاهی را خوب دریافت کردند!
سفر زمینی هزاران ایرانی به ترکیه برای خرید در حراج «جمعه سیاه»
کاش فرهاد و شاملو هم زنده بودند تا آهنگ جمعه سیاه ۲ هم ساخته میشد.
واکنش تند فعال اصلاح طلب به موافقان ازداوج دختران ۱۳ ساله!
ای بابا زیاد خودتون روناراحت نکنید، امامتان که سنگشان را به سینه میزنید در مورد عشق بازی با نوزاد شیرخواره فتوا دارد، تنگ نمایی نفرمایید؛ ۱۳ سال که چیزی نیست.
هوای تهران همچنان ناسالم؛ فعالیتهای ورزشی ممنوع و مدارس غیرحضوری شد
هوای تهران کی «سالم» بوده که حالا ناسالم شده!
نماینده مجلس: مگر میخواهیم اصفهان یا شیراز را بزنیم که برد موشک ۳۰۰ کیلومتر باشد؟
چرا که نه؟ بالاخره روزی فرا میرسد که باید از سرخس و خرمشهر تا گواتر و خزر را به خاک و خون بکشیم! چه دشمنی خطرناک تر از «عجم»!
نعمت احمدی: تا لمیزرعشدن ایران چیزی باقی نمانده است
شب بخیر عزیز، ایران همان سال ۵۷ تمام شد و رفت !
گرسنگی در آمریکای لاتین به «بالاترین حد در دو دهه گذشته» رسید
هر جا سخن از فقر و فحشا و اعتیاد است، جمهوری اسلامی آنجا انقلاب شخمی اش را «صادر» کرده است!
خانواده قربانیان ۱۱ سپتامبر در تلاش برای غرامت گرفتن از طالبان
بگیریدش!
طرح نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات کنگره آمریکا برای مقابله با برنامه پهپادهای ایران
بابا، مارادونا رو ول کنید، غضنفر رو بچسبید! شما بی زحمت یه طرح برلی مهار «جو بایدن» بدید که از «چسپاد» های خامنه ای خطرناک تره!
شما هم اگر دوست داشتید، با تیترها در بخش نظرات شوخی کنید!


عمرا با این عمق فاجعه و جراحتی که لحظه به لحظه عمیق تر و فاجعه بارتر خودشو نشون میده جایی برای شوخبار و از این قبیل واژه سازی و بازی باشه بعدها اگر روزی روزگاری از این منجلاب راه برون رفتی پيدا بشه باز هم یاد این فجایع و ناگواری ها دمی و لحظه ای انسان آگاه و خردمند را به حال خود رها نمی کند…
باری اگر روز و روزگاری پس از این سموم خانمان سوز و برانداز راهی به رهایی وا شود
باز هم صلابت کنار هم چینی واژه های حافظ یارای اندیشیدن فراتر از این ناگواری ها که بر همگان رفته است را نمی دهد؛
ز تندباد حوادث
نمیتوان دیدن
در این چمن که
گلی بوده است یا سمنی
ببین در آینه جام
نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد
چنین عجب زمنی
از این سموم که بر
طرف بوستان بگذشت
عجب!!! که بوی گلی
هست و رنگ نسترنی…