در زمان امام صادق، طلافروش ها بدبخت بودند؟
جمعی از اصحاب خاص امام صادق(ع) در محضرش بودند، امام به آنها رو کرد و فرمود:
خزانه های زمین و کلیدهای آن نزد ما است، اگر خواسته باشم با یک اشاره کنم و بگویم، هر چه طلا داری ،خارج ساز، زمین اطاعت خواهد کرد.
آنگاه امام صادق(ع) با یک پایش اشاره کرد، و روی زمین خطی کشید، زمین دهان باز کرد، سپس اشاره کرد، یک شمش طلا به اندازه یک وجب بیرون آمد.
امام به حاضران فرمود: خوب بنگرید، آنها چون خوب نگاه کردند، شمشهای بسیاری را روی هم دیدند که می درخشید.
منبع: اصول کافی- ص 474 – ج 1


جناب mollah عزیز و گرامی،
دیروز بطور اتفاقی داشتم یک نوشته از علی جوادی عقده ای روانی فرصت طلب خیانتکار به رفقا و کشورش که یک بچه کارگر بوده و با تحصیل در دبیرستان البرز و آمریکا هنوز هم عقده اش این بوده که چرا در بچگی پدرش برایش دوچرخه نخریده، یا چکار دیگری رژیم شاه یا هر رژیم دیگری می توانست بکند؟ که یک بچه کارگرها را به تحصیل در دانشگاههای آمریکا برساند که هم خودشان را خود تخریبی کنند و هم مردم و هم کشورشان را !
و در مورد اینکه چرا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نتوانست سوسیالیسم را پیاده کند با کلی سفسطه و مغلطه نوشته بود.
و بنظر میرسد ایشان در این نقش و قالب بیشتر عقده های جنسی و روشنفکری خود را ارضا می کرده و می کند و بیشتر مخ دیگران را به دندان می گیرد، غافل از اینکه همسر و فرزندان اینها در اولین فرصت به نیت اینها پی می برند و آنها را طرد می کنند، ولی افسوس که ضرر این افراد به دیگران ادامه دارد●
الغرض،
دیشب داشتم فکر می کردم که در زمان شاه هیچ “راهنما” Manual, guide و “نقد” (کمونیسم) و (اسلام ) توسط فرد یا گروه متفکران فلسفه و جامعه شناسی و اقتصاد و روانشناسی … در مورد واقعیتها و تاریخ و دروغها و جنایتها و عدم اجرایی بودن آنها برای جوانان وجود نداشت که “دولت” یا پدر و مادر آن را به فرزند جوان خود بدهد، و یک جوان می بایست خودش با مطالعه زیاد در می یافت، و اکثر جوانها فریب دروغها و پروپاگاندا و مد بودن آن در یک قشر را می خوردند.
( البته همیشه زنده یادها احمد کسروی و علی دشتی و شجاع الدین شفا و بسیاری دیگر در مورد اسلام و کمونیسم نوشتند اما یک راهنمای جامع و خلاصه با ذکر مراجع دیگر مثل نوشته های ساخاروف و سولژنیتسین و جرج اورول و … در مورد اصول غیر واقعی و وعده های دروغ و جنایات و خرافات و مزخرفات هر یک از اینها برای جوانان وجود نداشت و حتی کتابهای درسی و کانون پرورش فکری و تلویزیون و فیلمها به ترویج این دو ایدیولوژی و دین فیک دامن می زدند ).
امروز ما شاهدیم که حتی بچه های نسل دوم ایرانیان در دانشگاههای آمریکا و کانادا فریب اینها را می خورند. با حرفهای ما تا حدی روشن می شوند اما همیشه ما که نیستیم.
● جناب mollah عاجزانه و خالصانه از جنابعالی می خواهم با توجه به تسلطی که در مورد “اسلام داعشی” و “کمونیسم چپولی” دارید خودتان شخصاً یا به کمک دوستانتان این دو کتاب “راهنما” را بصورت ebook یا چاپی یا جزوه برای جوانان و نسلهای آینده به زبان فارسی و انگلیسی تهیه فرمایید ما و این جوانان واقعاً دستبوستان خواهیم بود.
و حتی اگر کلیات آن را تهیه نمایید به مرور زمان کامل خواهید فرمود.
ایام به کامتان و سلامت و پایدار باشید که هستید💐💐💐
ببخشید این را در یک فرصت کوتاه نوشتم و اگر انشاء آن اشکال دارد ببخشید. و در مورد email هم می بخشید برای جنابعالی و من در این موقعیت بهتر است.