جنایتکاران جمهوری اسلامی (سید ضیا میرعمادی)
این اخوند جنایتکار که در تصویر میبینید سید ضیا میرعمادی است . از پیشینه پیش از انقلاب وی اطلاعی در دست نیست اما از سال 1360 به عنوان دادستان انقلاب اسلامی هرمزگان برگزیده شد و به گفته خودش در صدور حکم اعدام برای اعضای مجاهدین خلق و سرکوب گروههای چپ خصوصا گروه اشرف دهقانی نقش داشته است. از 20 ابان 61 همزمان با دادستانی انقلاب هرمزگان پست دادستانی انقلاب شیراز را نیز پذیرفت و در جنایتی هولناک حکم بازداشت و اعدام 22 بهائی از جمله 10 زن را اجرا کرد . احکام اعدام پس از رد توبه توسط بهائیان در 26 تا 28 خرداد 1362 انجام شد . یکی از اعدام شدگان معلمی 17 ساله به نام مونا محمود نژاد بود که پدرش اسفند 61 اعدام شده بود. تمام جنایات در هماهنگی با حائری شیرازی امام جمعه وقت شیراز انجام شد. یکی دیگر از جنایاتش دستور اعدام چند زن زندانی سیاسی از جمله الهه دکنما در تیرماه 1362 بود . الهه دکنما هوادار مجاهدین خلق پیش از اعدام مورد تجاوز پاسدارها قرارگرفته بود و پیش از مرگ روی پاهایش نوشته شده بود که مورد تعرض قرار گرفته است. بعد از لو رفتن فاجعه تجاوز میرعمادی فوری در مصاحبه ای تجاوز در زندانها را انکار کرد . به خاطر جنایاتش فوری به تهران منتقل شد و ترفیع مقام گرفت و از سال 1362 تا 68 دادستان عمومی تهران شد . یکی از مسائلی که در این 6 سال در آن نقش داشت صدور احکام علیه زنان به دلیل حجاب و به طور کلی علیه مردمی بود که شراب خورده بودند. سید ضیا میرعمادی طی سالهای 1371 و 72 سردبیر نشریه عماد بود و در جریان دوم خرداد 76 به جناح اطلاح طلب رژیم پیوست . در خرداد 1381 میرعمادی به علت پرونده فساد اقتصادی بازداشت شد . در آن دوران مشخص شد که او از طریق یک رابط تجاری در لندن با شهرام جزایری مرتبط بوده و مشخص شد که پرونده فساد اقتصادی اش از شهرام جزایری سنگین تر است . با اینحال پس از مدت کوتاهی زندان در شهریور 82 با قرار وثیقه تعیین شده توسط دادگاه روحانیت ازاد شد و پرونده فسادش که ابعادش وسیعتر شده بود بسته شد. سید ضیا میرعمادی از دهه 90 عضو کانون وکلای مرکز شد و در حال حاضر وکیل دادگستری است
منابع : سایت تریبون زمانه



https://justice4iran.org/persian/human-rights-violators-bank/miremadi/
سیدضیاء میرعمادی
مسئولیتها
ـ دادستان انقلاب اسلامی استان هرمزگان از سال ۱۳۶۰
ـ همزمان دادستان انقلاب اسلامی استان هرمزگان و دادستان انقلاب اسلامی شیراز از ۲۰ آبان ۱۳۶۱
ـ دادستان عمومی شیراز از ۱۷ فروردین ۱۳۶۲
ـ دادستان عمومی تهران از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۸
ـ سردبیر نشریه عماد از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۲
ـ هماکنون: عضو کانون وکلای دادگستری تهران
زندگینامه:
از پیشینه و تحصیلات او اطلاع دقیقی در دست نیست
برخی از موارد نقض حقوق بشر
۱. اعدام و سرکوب گروههای مخالف جمهوری اسلامی در استان هرمزگان
سیدضیاء میرعمادی در مقام دادستان انقلاب اسلامی هرمزگان در دستگیریهای خودسرانه و اعدامهای دستهجمعی مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی مسئول بوده است.
او در مصاحبهای با روزنامه خبر جنوب مورخ ۲۹ آبان ۱۳۶۱ گفت:
«بیش از یک سال است که اینجانب به سمت دادستان انقلاب اسلامی هرمزگان منصوب شدهام و وقتی که این مسئولیت را به عهده ما گذاشتند گروهکها در بندرعباس و شهرستانهای تابعه فعالیت زیادی داشتند. این گروهکها عبارت بودند از گروهک اشرف دهقانی و سازمان منافقین. البته پیکارهم برنامههایی داشت. بعد از اینکه ما کار خود را آغاز کردیم، دادسرای انقلاب با همت برادران سپاه و کمیته و با کمکهایی که سازمان اطلاعات ۳۶ میلیونی در اختیار ما گذاشت، کار خود را شروع کردیم و برادرمان آنچنان سریع عمل نمودند که از دوم فروردین تا دوازده فروردین، ظرف ده روز تمام شبکه منافقین خلق(مجاهدین خلق) در بندرعباس کشف و اعضای آن دستگیر شدند.»
میرعمادی در ادامه این مصاحبه نقش خود در محکوم کردن اعضای گروههای مخالف جمهوری اسلامی به زندانهای طولانی مدت و اعدام آنان را تایید کرد:«ما تمام آنهایی که دستگیر ساختیم، محاکمه نمودیم که بعضی از آنها اعدام شدند و برخی به حبس ابد محکوم شدند.»[۱]
۲. اعدام بهائیان در شیراز
به فاصله کوتاهی پس از انتصاب سیدضیاء میرعماد به عنوان دادستان انقلاب شیراز، دهها تن از بهائیان به اتهام وابستگی به اسراییل بازداشت شدند.
………… در غیر این صورت اعدام میشود.
در ۲۶ و ۲۸ خرداد ۱۳۶۲، ۲۲ تن از بهائیهای زندانی در شیراز که از اسلام آوردن امنتاع کردند، به جوخههای اعدام سپرده شدند؛ از جمله ده زن که مونا محمودنژاد ۱۷ ساله نیز در بین آنان بود.
۳. اعدام مخالفان سیاسی در شیراز و تجاوز به زنان
سیدضیاء میرعمادی به عنوان دادستان عمومی و انقلاب شیراز نه تنها به عنوان صادرکننده کیفرخواست بلکه به عنوان مسئول ناظر بر امو
سیدضیاء میرعمادی، دادستان مرگ و انکار
https://www.tribunezamaneh.com/archives/176008
https://iranwire.com/fa/jinac/34093
فردای آن روز، در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۶۷، آیتالله خمینی نامه سرگشادهای برای محمد هاشمی ارسال کرد که بهسرعت همهجا منتشر شد:
آقای محمد هاشمی
مدیرعامل صداوسیمای جمهوری اسلامی
باکمال تاسف و تاثر روز گذشته از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج میگردد و دستاندرکاران آن تعزیر خواهند شد. درصورتیکه ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، بلاشک فرد توهینکننده محکومبه اعدام است. اگر بار دیگر ازاینگونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسوولین بالای صداوسیما خواهد شد. البته در تمامی زمینهها قوه قضاییه اقدام مینماید. «روحالله الموسوی الخمینی»، (جلد ۲۱ صحیفه امام، صفحه ۲۵۱)
فورا توسط دادستانی وقت سید «ضیاالدین میرعمادی» که آن روزها آدم معتبر و پاک دستی معرفی میشد اما در دهه هشتاد در پرونده «شهرام جزایری» به اتهام فساد مالی دستگیر شد، حکم دستگیری مدیر گروه معارف، سردبیر برنامههای ویژه عقیدتی سیاسی، مسوول نظارت و مدیر پخش رادیو صادر شد. طُرفه اینکه چون در نامه آیتالله خمینی آمده بود «فردی که این مطلب را پخش کرده است» برای همین مدیر پخش رادیو هم در فهرست متهمین قرار گرفت. درصورتیکه مدیر پخش هیچگونه مسوولیتی در این زمینه نداشت. بههرحال آنها را دستگیر کردند و کتبسته به دادستانی بردند.