بی بخاری و بی عملی

دوست عزیزی در همین سایت مشروطه اعلام آمادگی کرده که بعنوان یک ایرانی ساکن خارج کشور حاضر است ماهانه مبلغ 50 دلار از هزینه های زندگی اش را کم کند و آن مبلغ را به صندوقی جهت حمایت مالی جنبش آزادی ایران واریز نماید.

کمی روی این پیشنهاد فکر کنید. واقعا تا زمانی که ما ایرانیان از مرحله حرف عبور نکنیم و وارد میدان عمل نشویم هیچ اتفاق مثبتی برای میهن عزیزمان ایران رخ نخواهد داد و عمر این رژیم طولانی تر خواهد شد. مشکل امروز ما بی عملی است. بی بخاری و بی عملی مثل یک ویروس کشنده سرتاپای ایرانیان داخل و خارج را فرا گرفته و همه شده اند کارشناس و تحلیل گر سیاسی اما در میدان عمل همه از زیر مسئولیت شانه خالی می کنند.

ببینید همین پیشنهاد ساده چقدر می تواند موثر باشد. اجازه بدهید کمی دورنمای این پیشنهاد را نگاه کنیم:

گفته میشود جمعیت ایرانیان خارج کشور بین 5 تا 8 میلیون نفراست. طبیعی است همه اینها وضعیت مالی مناسبی ندارند و همه هم دغدغه ایران و زادگاه شان را ندارند. عمده ایرانیان خارج کشور از مرحله پرتند و برایشان مهم نیست که جمهوری اسلامی چهل سال عمر کند یا صد سال. آنها سرشان را توی لاک خود کرده اند ، تابستانها به ایران میروند که چلوکباب سلطانی بخورند و با خود سبزی خشک کرده برای قورمه سبزی بیاورند. از این جماعت انتظار مشارکت نمی رود.

اما از میان این جمعیت چند میلیونی قطعا یک میلیون نفرشان آدم حسابی هستند و قلب شان برای آینده ایران ، برای زندانی شدن جوانان و اعدام شدن بی گناهان توسط این رژیم خونخوار می طپد. برای این دسته افراد ساکن خارج کشور، پرداخت 50 دلار در ماه ، هیچ فشاری به زندگی نرمال آنها وارد نمی شود.

اکنون فرض کنید یک میلیون ایرانی ماهانه 50 دلار بریزند توی یک حساب بانکی که توسط پنج نفر آدم درستکار و پاکدست اداره میشود. با این حساب ماهی 50 میلیون دلار جمع آوری میشود و این یعنی معادل بیش از نیم میلیارد دلار در سال!

خب، با این رقم فکرش را بکنید چه کارهایی میشود انجام داد؟

  • بخشی از آنرا میتوان به خانواده زندانیان سیاسی و صدمه دیدگان داخل کشور داد
  • با بخشی از این مبلغ میتوان صدای مردم ایران را در رسانه های بسیار معتبر جهانی بازتاب داد
  • با بخشی از این پول میتوان حتی سیاستمداران اروپایی و امریکایی را خرید. باید بدانیم که در دنیای سیاست پول حرف اول را می زند. لابیست ها مگر چکار می کنند؟
  • با بخشی از این پول میشود یک رسانه ملی راه انداخت.
  • وقتی مردم داخل ایران ببینند ما در خارج کشور صاحب قدرت مالی و تشکیلات توانمند هستیم انها هم تکان میخورند. حتی بدنه سپاه و ارتش هم می فهمند که اگر برخیزند جایی هست که آنها را پشتیبانی مالی کند حتما از این وضعیت بیرون خواهند آمد.

خلاصه اینکه با یک حرکت کوچک ولی عملی میتوان نتایج بسیار موثر و مثبتی را شاهد بود. کافی است ابتدا ذهن ها را متوجه اهمیت این موضوع کرد سیپس اعتماد سازی و شفاف سازی کرد و سرانجام عده ای آغازگر یافت تا جرقه اولیه را بزنند.

به اشتراک بگذارید:

8 thoughts on “بی بخاری و بی عملی

  • 2020-10-01 در t 07:02
    پیوند یکتا

    من در دهه ۱۹۸۰ در مجله Time در گزارشی در مورد لخ والسا و جنبش همبستگی کارگران لهستان خواندم که هر یک از آنها ۱/۱۰۰۰ در آمد خود را به جنبش همبستگی می دهند و ۵۰ دلار مبلغی است که با حداقل درآمد در غرب می توان پرداخت.
    این هزینه ای است که همه ما باید برای خلاص شدن از رژیم شرم انسانیت باید پرداخت کنیم.

  • 2020-10-01 در t 11:23
    پیوند یکتا

    ملای گرامی من هم سالها است که ضرورت ایجاد این صندوق را حس کرده و چندین بار آن را عنوان کرده ام. اولین بار ده سال پیش بود که نوشتم هزینه دموکراسی ماهی پنج دلار است. باور کنید با پنج دلار هم میشود کار را راه انداخت و پیش برد. هر بار که این را عنوان کردم به به و چه چه شنیدم اما فایده اش هیچ بود. این که ما با نوشتن در این سایت و یا سایتهای دیگر (من در دو سایت نوشتم) امیدوار باشیم که فرد یا سازمانی صدای ما را بشنود و به این موضوع فکر کند خوش خیالی محض است. لذا من فکر میکنم شاید ما بجای سی مرغ باید سیمرغ باشیم و خود به صورت جدی تری به این مسئله نگاه کنیم. من فکر میکنم اگر ما بتوانیم با همفکری با یکدگر پاسخ و یا راه حلی برای دو سوال بیابیم قدم بزرگی به جلو برداشته ایم و شاید سپس بتوانیم با یک برنامه ، به جای تنها یک پیشنهاد، به افراد و سازمانهای دیگر نزدیک شویم.

    مشکل اول: اعتماد
    این مردم آنقدر خیانت و دزدی دیده اند و آنقدر فساد در میان ایرانیان گسترش پیدا کرده که متقاعد نمودن آنها که پولشان صرف اهداف ذکر شده خواهد شد بسیار سخت است. ما باید پاسخی برای این مشکل بیابیم.

    مشکل دوم: ترس
    خیلی ها میترسند حتی یک بیانیه را به طور ناشناس امضا کنند بماند که پول به مخالفین رژیم بپردازند. راه حل خود من برای این موضوع پرداخت از طریق افراد دیگر است. من خودم حاضرم هر دوست و آشنائی که میترسد، پول را بریزد به حساب من تا من به اسم خود به چنین صندوقی بریزم. راههای دیگری هم باید باشد.

    یک مشکل سوم هم وجود دارد که پس از این دو باید حل شود و آن ایجاد انگیزه در ایرانیان بی خیال است.

    • 2020-10-01 در t 15:44
      پیوند یکتا

      به همین دلایل من فکر میکنم حالا که رضا پهلوی هم این موضوع رو مطرح کرده باید روش تبلیغ بشه تا شاید بلاخره به سرانجام برسه. 

  • 2020-10-01 در t 16:12
    پیوند یکتا

    احساس پاک تان قابل تقدیر است
    لطفا پنج نفر آدم درستکار و پاکدست معرفی کنید

  • 2020-10-01 در t 17:43
    پیوند یکتا

    بعنوان یک پادشاهی خواه می گویم:

    ۱- در تخت جمشید دیده ایم که مردم اقوام مختلف ایرانی برای شاه هدیه می برند.
    ۲- در فرقه اسماعیلیه که منشاء آن ایرانی است هر سال به اندازه وزن رهبر خود به او طلا هدیه می دهند.
    ۳- در فرقه داعشیعه ۱/۵ یا ۲۰% در آمد خالص خود را به رهبر خود می دهند.
    ۴- با احترام آقای مبارز نستوه مهدی میرقادری هر ماهه لیست کمکهای مردم را اعلام می کنند.

    اصلاً حالا که هنوز راهکاری برای این کار پیش بینی نشده ما داوطلبانه دوست داریم و علاقمندیم هدایای خود را هر چه سریعتر به حضور شاهزاده و به ” حسابی” که اعلام می فرمایند تقدیم کنیم تا ” برای هر امری که خودشان صلاح می دانند مصرف نمایند ولو برای خود و به هر کسی که می خواهند بدهند ولو به خود و دستشان برای این کار باز باشد”.
    اصولاً در حکومتها و احزاب و سازمانها و شرکتها در مبحث مالی راهکار آن وجود دارد و وزارت دربار در گذشته بهترین مثال بوروکراتیک در این مورد است.
    چون پیشنهاد این کار توسط ایشان صورت گرفته است. من اعتماد ۱۰۰% به ایشان دارم.
    💐هدایای نوروزی ۲۵۸۰ به حضور شاهزاده 💐را هم فراموش نخواهیم کرد.
    امیدوارم که شاهزاده این پیام من را ببینند.

    • 2020-10-01 در t 22:05
      پیوند یکتا

      ممنون,
      در مورد مبارز نستوه اطلاع نداشتم. آیا ایشان فقط نیازها را اعلام میکنند و یا ساز و کاری برای رساندن هدایا به دست افراد هم وجود دارد؟

  • 2020-10-01 در t 21:27
    پیوند یکتا

    راه کار عملی و موثری است که تقریبا برای هر ملتی قابل اجراست به جز ایرانی چون:

    ۱- مسئله پاکدست پیدا کردن و اعتماد نیست می شود یک سیستم خودکار و شفاف راه انداخت که نه نیازی به پاکدست داشته باشد و نه لازم باشد کسی به کسی اعتماد کند.

    ۲- مسئله این است که ایرانی فقط اهل حرف است و در عمل بازده اش یا صفر است یا منفی. یعنی اگر هیچ کاری نکند بهتر است چون چنان فاجعه ای درست می کند که بهتر می بود می گرفت می خوابید تا بخواهد کاری کند.

    ۳- ایران را اگر فردا دادند به چین یا روسیه کک هیچکس گزیده نمی شود ولی در ظاهر چند نفر چند تا پست می گذارند و بعد می روند بار سر کوچه و همه چیز فردا فراموش شده. همه این الدرم بلدرم ها باد هواست بدتر از گاز معده. تنها وقتی که رگ گردن ایرانی از جا می زند بیرون اسم خلیج فارس است. اگر آخوندا خلیج فارس را بدن به چین مهم نیست به شرطی که اسمش را عوض نکنند.

    ۴- معلوم نیست چگونه می شود کمبود کیفیت در ذات ایرانی را می شود درست کرد ولی اگر فقط یکبار همه ما با هر مرام و مسلکی که داریم تصمیم بگیریم توی عمرمان فقط یک کار معنی دار بکنیم این کار یکی از آن کارهاست که نه اینکه بکنیم فقط برای ایران که هیچکس خدا وکیلیش به هیچ کجایش نیست بلکه به خاطر وجدان، به خاطر شرف پشت اسم انسانیت و فقط به خاطر اینکه یک روز به توانیم ادعا کنیم در کنار پول جمع کردن، خوردن و خوابیدن یک کار خوب هم در طول عمرمان نه برای خودمان بلکه برای دیگران کردیم. آیا واقعا ارزشش را ندارد؟

    ببینیم واقعا حتی اینقدر هم عرضه و وجدان داریم یا دوباره فردا فراموش می کنیم تا ۴۱ سال دیگر.

  • 2020-10-02 در t 04:32
    پیوند یکتا

    من هم اعلام می کنم که حاضرم ماهی ۵۰دلار را واریز کنم،دنبال فرد با نام و نشان معتبر و مشهور هم نیستم،من کارگر نظافت چی هستم و همین ملای نازنین خودمان که از بالاترین می شناسمش مورد اعتماد من هست.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.