مجتهدی که پرونده ای را قایم کرده بود

حضرت آیه الله خزعلی میفرمودند : شخصی در بایگانی یک اداره کار می کرد. رئیس اداره پرونده ای را از او می خواهد ، هر چه می گردد پیدا نمی کند این کار تا چهل روز ادامه پیدا می کند

Read more

راه نجات ایران از نگاه کسروی (3)

داستان ایران با حال کنونی اش داستان باغی است که زمین پاک و هوای صاف و آب فراوان دارد و در خور آن است که درختان تنومند و باروری بپروراند ولی بیماریهای گوناگونی از سالها پیش در درختهای آنجا پیدا شده و تا ریشه آنها رخنه کرده و بهمین دلیل است که کمتر درختی در این باغ میوه درست و حسابی میدهد و نهالهایی که میوه میدهند آنها نیز کرم زده و بیمارند.

Read more

مجتهدی که معمای نانوا را حل کرد

خوشبختانه آخوندها  توی هر زمینه صاحبنظر و کارشناس هستند و بدون ابزار و تجهیزات می توانند پاسخ هر مسئله فیزیکی، زمین شناسی، کرم شناسی، انگل شناسی، ستاره شناسی و نجوم، فیزیک، مکانیک، برق و کامپیوتر و غیره را با اتکاء به کرامات خود یافته و در اختیار مومنین قرار دهند. برای نمونه داستانی را از کتاب “داستانهایی از مردان خدا” به حل یکی از معماهای فیزیکی تاریخ بشر اشاره می کند:

Read more

مجتهدی که توی بیزینس تاکسیدرمی (خشک کردن حیوانات) بود

در کتاب داستانهایی از مردان خدا چنین آمده است: مرحوم آخوند ملاحسین یزدی هم مردی وارسته و صاحب دم و نفس و رفیق شفیق حاج شیخ حسنعلی نخودکی بود هر وقت ایشان از یزد می آمد یا در منزل ما

Read more

مجتهدی که نزدیک بود پاسبان را سوسک کند

در زمان رضاخان فقط شش نفر از روحانیون جواز عمامه داشتند و لاغیر . بطور مثال من خود م شخصا مرحوم آیه اللّه آقای میرزا مهدی اصفهانی رضوان اللّه تعالی علیه را دیده بودم که سربرهنه کلاه را بدست خودشان می گرفتند و شخص مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی هم جواز عمامه نداشتند ، ولی از طرف شهربانی سفارش شده بود که مزاحم ایشان نشوند ، مضافاً باینکه ماءمورین هم آن بزرگوار را می شناختند .

Read more

مجتهدی که دارو را بجای اینکه به بیمار بدهد به فرزند بیمار داد و بیمار خوب شد!

من و مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی شب جمعه ای با درشکه رفتیم خادَرْ  (از ییلاقات مشهد است ).
وقتی از درشکه پیاده شدیم داخل کوچه باغ پسر بچه ای 10 ساله ای را دیدیم که فریاد می زد “بیائید پدرم را رطیل زده است . کمک کنید الان می میرد”
روستائیان می دانند که رطیل زده در اغلب موارد به هلاکت میرسد از بس زهر رطیل قدرتمند  است.
حاج شیخ فرمودند : این بچه چرا داد و فریاد می کند ؟
عرض کردم می گوید : بیائید پدرم را رطیل زده است .

Read more

مجتهدی که جک و جانورها و ملخ ها هم از او حرف شنوی داشتند

شخصی آمد خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمه الله علیه معروف به نخودکی و گفته بود : آشیخ یک سِری ملخ آمده اند دارند مزرعه مرا می خورند .
آقا فرموده بود : تو حق فقراء را نمی دهی ، زکات نمی دهی خُب حق فقرا را ملخ ها می خورند . چون زکات نمی دهی آنها بر می دارند ، آیا قول می دهی زکات بدهی ؟
گفت : بله آقا .
آقا یک دعا برایش نوشت و فرمود : برو این دعا را توی آن زمین چال کن و از قول من به آن ملخ ها بگو ، ملخ ها! شیخ حسنعلی گفته بلند شوید بروید پای این ساقه های گندم و علفهای هرزه زمین را بخورید ، من زکات می دهم !!

Read more