مجتهدی که پرونده ای را قایم کرده بود
حضرت آیه الله خزعلی میفرمودند : شخصی در بایگانی یک اداره کار می کرد. رئیس اداره پرونده ای را از او می خواهد ، هر چه می گردد پیدا نمی کند این کار تا چهل روز ادامه پیدا می کند
Read moreحضرت آیه الله خزعلی میفرمودند : شخصی در بایگانی یک اداره کار می کرد. رئیس اداره پرونده ای را از او می خواهد ، هر چه می گردد پیدا نمی کند این کار تا چهل روز ادامه پیدا می کند
Read moreمرحوم آمیرزا ابوالمعالی رضوان الله تعالی علیه هر شب 12 هزار مرتبه ختم” امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف سوء “می فرمودند.
Read moreداستان ایران با حال کنونی اش داستان باغی است که زمین پاک و هوای صاف و آب فراوان دارد و در خور آن است که درختان تنومند و باروری بپروراند ولی بیماریهای گوناگونی از سالها پیش در درختهای آنجا پیدا شده و تا ریشه آنها رخنه کرده و بهمین دلیل است که کمتر درختی در این باغ میوه درست و حسابی میدهد و نهالهایی که میوه میدهند آنها نیز کرم زده و بیمارند.
Read moreمردم از نگاه آخوندهای پدرسوخته همگی گاو و گوسفند و دیگر حیوانات هستند. همان مردمی که از پول خمس و زکات و سهم امام آنها زنده اند
Read moreمن این داستان کرامات مرحوم آیت الله فشارکی را قبلا برایتان نوشته بودم. اکنون جمهوری اسلامی زحمت کشیده ویدئو اش را بیرون داده:
Read moreخوشبختانه آخوندها توی هر زمینه صاحبنظر و کارشناس هستند و بدون ابزار و تجهیزات می توانند پاسخ هر مسئله فیزیکی، زمین شناسی، کرم شناسی، انگل شناسی، ستاره شناسی و نجوم، فیزیک، مکانیک، برق و کامپیوتر و غیره را با اتکاء به کرامات خود یافته و در اختیار مومنین قرار دهند. برای نمونه داستانی را از کتاب “داستانهایی از مردان خدا” به حل یکی از معماهای فیزیکی تاریخ بشر اشاره می کند:
Read moreدر کتاب داستانهایی از مردان خدا چنین آمده است: مرحوم آخوند ملاحسین یزدی هم مردی وارسته و صاحب دم و نفس و رفیق شفیق حاج شیخ حسنعلی نخودکی بود هر وقت ایشان از یزد می آمد یا در منزل ما
Read moreدر زمان رضاخان فقط شش نفر از روحانیون جواز عمامه داشتند و لاغیر . بطور مثال من خود م شخصا مرحوم آیه اللّه آقای میرزا مهدی اصفهانی رضوان اللّه تعالی علیه را دیده بودم که سربرهنه کلاه را بدست خودشان می گرفتند و شخص مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی هم جواز عمامه نداشتند ، ولی از طرف شهربانی سفارش شده بود که مزاحم ایشان نشوند ، مضافاً باینکه ماءمورین هم آن بزرگوار را می شناختند .
Read moreمن و مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی شب جمعه ای با درشکه رفتیم خادَرْ (از ییلاقات مشهد است ).
وقتی از درشکه پیاده شدیم داخل کوچه باغ پسر بچه ای 10 ساله ای را دیدیم که فریاد می زد “بیائید پدرم را رطیل زده است . کمک کنید الان می میرد”
روستائیان می دانند که رطیل زده در اغلب موارد به هلاکت میرسد از بس زهر رطیل قدرتمند است.
حاج شیخ فرمودند : این بچه چرا داد و فریاد می کند ؟
عرض کردم می گوید : بیائید پدرم را رطیل زده است .
شخصی آمد خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمه الله علیه معروف به نخودکی و گفته بود : آشیخ یک سِری ملخ آمده اند دارند مزرعه مرا می خورند .
آقا فرموده بود : تو حق فقراء را نمی دهی ، زکات نمی دهی خُب حق فقرا را ملخ ها می خورند . چون زکات نمی دهی آنها بر می دارند ، آیا قول می دهی زکات بدهی ؟
گفت : بله آقا .
آقا یک دعا برایش نوشت و فرمود : برو این دعا را توی آن زمین چال کن و از قول من به آن ملخ ها بگو ، ملخ ها! شیخ حسنعلی گفته بلند شوید بروید پای این ساقه های گندم و علفهای هرزه زمین را بخورید ، من زکات می دهم !!