مجتهدی که جک و جانورها و ملخ ها هم از او حرف شنوی داشتند

شخصی آمد خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمه الله علیه معروف به نخودکی و گفته بود : آشیخ یک سِری ملخ آمده اند دارند مزرعه مرا می خورند .

آقا فرموده بود : تو حق فقراء را نمی دهی ، زکات نمی دهی خُب حق فقرا را ملخ ها می خورند . چون زکات نمی دهی آنها بر می دارند ، آیا قول می دهی زکات بدهی ؟

گفت : بله آقا .

آقا یک دعا برایش نوشت و فرمود : برو این دعا را توی آن زمین چال کن و از قول من به آن ملخ ها بگو ، ملخ ها! شیخ حسنعلی گفته بلند شوید بروید پای این ساقه های گندم و علفهای هرزه زمین را بخورید ، من زکات می دهم !!

من آمدم دعا را در زمین چال کردم و حرف آشیخ حسنعلی را هم برای ملخ ها گفتم . ملخها از روی خوشه های گندم بلند شدند و پای ساقه های گندم نشستند و شروع کردند علفهای هرزه را خوردن ، علفهای هرزه را می خورند و سیر می شدند. کم کم گندمها رشد کردند و مزرعه ما آن سال محصول بسیار عالی داد و ما هم به قول خودمان عمل کردیم .

نقل شده از روی کتاب داستانهایی از مردان خدا

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “مجتهدی که جک و جانورها و ملخ ها هم از او حرف شنوی داشتند

  • 2020-02-27 در t 03:38
    پیوند یکتا

    هان؟ چی شد؟
    مگر ملخ ها سواد عربی داشتند که دستورات دعا را می خواندند؟ اگر هم عربی و هندی و دو سه زبان دیگر هم بلد بودند و بعضی هاشون از آکسفورد هم لیسانس و فوق لیسانس داشتند چطور می تونستند دعا را از زیر زمین ببینند؟
    اگر دعا را برای کرمها نوشته بود حالا می گفتیم چال کردن آن شاید منطقی بوده ولی برای ملخ ها؟ مگر ملخ های آن زمان تو کار زمین کندن و معدن درست کردن بودند؟
    اصلا این ملخ ها با چند زبان آشنا بودند؟ کشاورز که فارسی حرف می زد و ظاهرا ملخ ها متوجه می شدند، دعا که به عربی بود پس عربی هم می فهمیدند. زبان ملخی هم که خوب زبان مادری آنها بود و با آن زبان با هم چاق سلامتی می کردند.
    اگر مغز این ملخها اینقدر خوب بود که سه زبان می توانست یاد بگیرد این کشاورز باید مزرعه اش را می فروخت و با ملخها مردم را در سیرک به حیرت وا می داشت. پولی که از سیرک در می آورد از صد تا مزرعه گندم بیشتر می بود.
    اصلا اگر حضرت حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمه الله علیه می دانست که این ملخها سه زبانه هستند سر کشاورز را زیر آب می کرد و هم مزرعه و هم ملخهای استثنایی را خود صاحب می شد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.