آقا فرماید : سنگ را بشکنید ، سنگ را که می شکنند می بینند وسط این سنگ یک کرم است یک ذره برگ سبز هم دم دهنش است دارد میخورد . آقا به گریه افتاده ، می گوید : خداوند متعال این حیوان را وسط این سنگ حفظش کرده و آتش را بی اثر کرده که این حیوان نسوزد !
- کرونا در ایران؛ نماینده وزیر بهداشت از ‘مرگ بیش از ۲۰۰ نفر بر اثر بیماریهای تنفسی’ در گیلان خبر داد
- زنده یاد کسروی: مشروطه بهترین شکل زمامداری است
3 thoughts on “مجتهدی که معمای نانوا را حل کرد”
دیدگاهها بسته شدهاند.


حالا چطوری کرم رفت وسط سنگ و یک برگ سبز هم با خودش برد بماند اما آن چه که نمیتوان در آن شک کرد این است که این کرم بی شک شیعه بوده.
چرا به جای آنکه خدا کرم را ببره وسط یک سنگ که نه هوا هست، نه آب، نه غذا و بعد تازه از آتش هم محافظتش کنه آزادش نکرد که این همه کرمه دردسر نداشته باشه؟
تازه چطور شد که خدا دلش برای یک کرم سوخت و نگذاشت کشته بشه ولی همین خدا دستور به قتل هزاران هزار انسان می ده؟
این عدم تعادل روانی ممکنه در مورد آدمها اتفاق بیافته ولی خدا نباید نامتعادل باشه یا مثل دیوانه ها رفتار کنه، اینجور نیست؟
بخاطر این است که خدا خودش کرم داره!