مجتهدی که علم اش را موش خورد

مرحوم پدرم می فرمود: وقتی شدت گرفتاری و فقر طلاب علوم دینی را مشاهده نمودم تصمیمی گرفتم به کیمیا مشغول شوم و در صورت موفقیت، از آن در رفاه حال طلاب استفاده نمایم. از این رو نسخه ای از دستور کار کیمیاگری پیدا کرده و کوره و اسباب کار را مهیا نموده و نیمه شبی در حجره مشغول به کار شدم. صبح آن شب محصول کار را به نزد مرحوم حاج زرگرباشی معروف بردم و گفتم ببین این چیست؟ وی چند محک زد وگفت: شیخ این را از کجا آورده ای؟ گفتم: آن را یافته ام!!
وی گفت: این طلای ناب است

Read more

مجتهدی که برای عبور از رودخانه نیازی به قایق نداشت

آیت الله شیخ علی اکبر الهیان نقل می کند که با استادش سید موسی زرآبادی از جایی می گذشتند. به رودخانه ای رسیدند. حضرت استاد سید موسی زرآبادی، انگشتری خویش را به آب زدند، آبها کنار رفت و کف رود

Read more

مجتهدی که مردم آزاری میکرد

استادم آیت الله شیخ علی اکبر الهیان فرمود: وقتی ما به همراه چند تن از دوستان از جایی می گذشتیم دیدیم که در جایی معرکه گیری معرکه گرفته است. او جامی را بالای یک تکه چوب به گردش در آورده

Read more

مجتهدی که پشتش میخارید!

محمد رضا حکیمی پیش رفت و زمزمه ای کرد و دستی بر بالای مار کشید و مار چون چوب خشکی شد. آن را برداشت و از پس گردن در پیراهن خویش کرد و بیرون کشید. چند بار این کار را کرد که گویی می خواهد با چوب خشکی پشتش را بخاراند

Read more

مجتهدی که صدای بزغاله درمی آورد

گفتم:آقای الهیان این مرد همیشه صدای بزغاله در می آورد و طلاب را می خنداند،کسی که دائم به مضحکه مشغول است چطور می تواند از اولیاء الله باشد؟

Read more

مجتهدی که خل و چل شده بود و هر و هر بیخودی میخندید

آیت الله الهیان در قزوین سکته کرد. محمد صفری می فرمود: زمستان بود و بخاری خاکه اره ای هم برایش گذاشته بودند تا سرما نخورد. آمدم منزلش سر بزنم دیدم افتاده است و سریع آمدم دکتر آوردم و دکتر معاینه

Read more

مجتهدی که عاشق دختر ارمنی شده بود

مرحوم سیدجلیل زرآبادی نقل می کرد که پدرشان آقا سید موسی در بین شاگردانشان، به مرحوم آقاشیخ علی اکبر الهیان علاقه وافری داشتند و او را به دقت تربیت می نمودند و حتی زمانی که مرحوم الهیان عاشق دختری ارمنی

Read more

مجتهدی که توی رختخواب زنش را از خواب بیدار میکرد تا از او اجازه بگیرد!

احترام بیش از حد آیت الله الهیان نسبت به سادات موجب مشکلاتی برای خودشان شده بود. ایشان مدتی در محل تولد پدر بزرگوارشان شهر رامسر مجرد زندگی می کردند. با توجه به زهد و پارسایی فوق العاده که مردم در

Read more

مجتهدی که کنیز اپیلاسیون شده را پس داد!

روزی دو نفر برای طرح دعوا وحل اختلاف نزد ( ابن ابی لیلی ) قاضی معروف آمدند ، یکی از آنها دیگری را نشان داده و گفت : این مرد کنیزی به من فروخته است که پاهایش فاقد مو می باشد! (منظور جای دیگر بوده)، ومن گمان می کنم از روز اول بدن او مو نداشته است و این موضوع مرا نگران کرده است . آیا این عیب است و من می توانم بخاطر آن معامله را فسخ کنم ؟

Read more

مجتهدی که بومیان افریقا را از راه به در کرد

یکی از تجار آفریقا که اکنون مردی دانشمند است به نام ( محمد شریف دیوجی ) برنامه اش این است که هر سال دهه ( عاشورا ) به طور رایگان برای تبلیغ و برگزاری مراسم عزاداران امام حسین علیه السلام به یکی از قریه های آفریقا می رود او برای من ( سید محمد شیرازی ) تعریف کرد :

Read more