مجتهدی که پشتش میخارید!

روزی با محمد رضا حکیمی از شاگردان شیخ علی اکبر الهیان و نویسنده کتاب مکتب تفکیک می باشد به روستای سردسیر جنت رودبار رفته بودیم.

در میان کوه ماری سمی را یافتیم که از وجود ما بیمناک شده بود.

محمد رضا حکیمی پیش رفت و زمزمه ای کرد و دستی بر بالای مار کشید و مار چون چوب خشکی شد. آن را برداشت و از پس گردن در پیراهن خویش کرد و بیرون کشید. چند بار این کار را کرد که گویی می خواهد با چوب خشکی پشتش را بخاراند. با آن چون چوب خشکی بازی کرد.

سپس وردی بر آن چوب خشک خواند و آن را برزمین نهاد.

مار دوباره جان گرفت و به آرامی راه خویش را در پیش گرفت و رفت!!

 

به اشتراک بگذارید:

4 thoughts on “مجتهدی که پشتش میخارید!

  • 2020-04-09 در t 13:28
    پیوند یکتا

    می بخشید, این پشت اش نمی خاریده, بلکه پس اش میخاریده!!!!

  • 2020-04-11 در t 00:24
    پیوند یکتا

    دیوید کاپرفیلد هم از این جادوگری ها می کنه.
    شاید محمد رضا حکیمی یکی دو تا کلک از شعبده بازها یاد گرفته تا جلو شیخ علی اکبر الهیان پز بده.

  • 2020-04-16 در t 08:19
    پیوند یکتا

    دوستان گرامى ، مشكل مردم ايران اين مجتهد نابكار يا آن مجتهد جنايتكار نيست ، مشكل مردم ايران اينست كه دين و مذهب اسلام با روحيات و خلقيات ايرانيان سازگار نيست چرا كه پيامبر اين دين راهزنى جنايتكار و پيروانش نيز در طى ١٤٠٠ سال جز راهزنى و جنايت كاركردى ديگر نداشته اند ، لذا خواهش من از شما مبارزان راه آزادى ميهن اسلام زده ما اينست كه وارد اصل گرفتارى مردممان گرديد و دشمن ١٤٠٠ ساله را از زواياى انديشه ايرانيان بروبيد و با اتكا به حماسه هاى تاريخى و همچنين اسطوره اى ايرانيان پيش از و پس از دين تازيان ، مردم ميهنمان را به انديشه ايرانى نه تازيانى مجهز نماييد – پيروز باشيد ، داراب

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.