بحران ویرانساز مشروعیت در حکومت سیاه ملایان؛ اسماعیل وفا یغمائی (بخش یکم و دوم)
رویاروئی مشروعیت مذهبی و مشروعیت سلطنتی وتاریخی از زمان صفویان تا عصر پهلوی و نقس دوگانه ملایان در این جدال
رویاروئی مشروعیت مذهبی و مشروعیت سلطنتی وتاریخی از زمان صفویان تا عصر پهلوی و نقس دوگانه ملایان در این جدال
آخوندها از اینکه مردمی بخواهند خود سررشته کشور را بدست گیرند و خود در بند اداره و نگهداری کشور باشند، برای ملایان قابل درک نبود. آنان چنین دیده بودند که اداره کشور بعهده سلطان است و وظیفه مردم هم این است که اطراف و گرد علما باشند و راهنمایی ها و دستورات علما را بکار گیرند و مشغول زندگی خود باشند.
آخوندها وقتی این شور و جنب و جوش آزادیخواهان را درباره سرنوشت کشورشان می دیدند، انگیزه آنان را نمی توانستند بفهمند. درنتیجه آزادیخواهان را به بابیان (پیروان سید باب بنیان گذار بهائیت) نسبت میدادند.
نهاد روحانیت ایران در عمر چند هزارساله خود بارها با خطر اضمحلال روبرو شده و هر بار این خطر را از سر گذرانده است. آیا این نهاد میتواند یک بار دیگر دوام خویش را در دنیای پسا رژیم اسلامی تضمین
یکی از گرفتاریهای زمان استبداد، انبارداری بوده که همیشه دیه داران (یعنی مالکان روستاها و دهات) گندم و جو را نمی فروختند تا نان گران و کمیاب گردد آنگاه به بهای بیشتر بفروشند.
این کار در سالهای پیش از مشروطه در آذربایجان رواج بسیار یافته بود و بیشتر دیه داران از ملایان و آخوندهای بزرگ و اعیان ها بودند. دولت هم که می بایست جلو کار اینها را بگیرد نمی گرفت و بعضا شریک هم بود.
بخش عمده چپ ایرانی با سیاستهای حکومت استبدادی اما ضدامپریالیست ولی فقیه و اسلام سیاسی بیشتر احساس نزدیکی میکند «بدون آنکه شهامت اذعان به آن را داشته باشد»، تا با دیگر نیروهای اپوزیسیون که چنین پوستین کهنه و رنگباختهای را بر تن ندارند!
آخوندها هرگاه که خواستند کسی را ترور شخصیت کنند یا مالش را بالا بکشند به او تهمت بابیگری یا بهائی گری زدند.
تودههای مردم در کشورهای عقبمانده، که فاقد تفکر مستقل میباشند همیشه خواستههای خود را در سیمای یک ناجی متجلی میکنند و دل به او میبندند. برای آنها نه سخن که صاحب سخن مهم است.
شوتز شتافل (به آلمانی: Schutzstaffel) به معنی اسکادران حفاظت (staffel: سپاه، گروه، گردان Schutz: حفاظت، پاسداری) یا به اختصار اِساِس Runic “ᛋᛋ” (اس اس در آلمانی مخفف «گردان حفاظتی حزب نازی» است) یکی از سازمانهای شبه نظامی تحت نظارت آدولف
سال ۱۳۵۵-۱۳۵۶ سالی سخت برای جنبش چریکی بود. ضربات سنگینِ واردشده بر پیکری خسته از شش سال تعقیب و گریز و در نهایت ضربهای سخت بر راس آن. کشته شدن آخرین بازماندگان و پایهگذاران جنبش چریکی.