چرا هنوز برخیها نمیتوانند دل از جمهوری اسلامی بر کنند؟ (3)
سال ۱۳۵۵-۱۳۵۶ سالی سخت برای جنبش چریکی بود. ضربات سنگینِ واردشده بر پیکری خسته از شش سال تعقیب و گریز و در نهایت ضربهای سخت بر راس آن. کشته شدن آخرین بازماندگان و پایهگذاران جنبش چریکی.
سال ۱۳۵۵-۱۳۵۶ سالی سخت برای جنبش چریکی بود. ضربات سنگینِ واردشده بر پیکری خسته از شش سال تعقیب و گریز و در نهایت ضربهای سخت بر راس آن. کشته شدن آخرین بازماندگان و پایهگذاران جنبش چریکی.
(قسمت اول) رژیس دبره Régis Debray فرانسوی یک دانش آموخته فلسفه بود (است) که با اندیشه های انقلابی به آمریکای لاتین رفته بود و در دهه شصت میلادی در دانشگاه هاوانا فلسفه تدریس میکرد. او در سال ۱۹۶۷ به همراه
این روزها سالگرد وقایع سیاهکل است. نقل بُعد عملیاتی ماجرا را میتوان نسبتا ساده از سر باز کرد: چند تا دانشجو که «کله شان بوی قرمه سبزی میداد» به یک پاسگاه ژاندارمری حمله کردند، یک درجه دار را کشتند و
همه ما صحنه های منقلب کننده برخورد بی رحمانه نیروهای سرکوب با مردم را دیده ایم. واکنش ناخود آگاه به چنین صحنه هایی این است: «چگونه میتوان حق این مزدوران را کف دستشان گذاشت؟»