چه کسی می ترسد؟ ابوالفضل محققی
رودرروئی دائم نیروهای ساده دستگاه سرکوب که جزئی از همین مردم هستند ودر هر قدم وهر لحظه در برابر مردمی که حال بر تعداشان افزوده می شود آن ها رادر وضعیت دوگانه ای قرار میدهد .
رودرروئی دائم نیروهای ساده دستگاه سرکوب که جزئی از همین مردم هستند ودر هر قدم وهر لحظه در برابر مردمی که حال بر تعداشان افزوده می شود آن ها رادر وضعیت دوگانه ای قرار میدهد .
بخش عمده چپ ایرانی با سیاستهای حکومت استبدادی اما ضدامپریالیست ولی فقیه و اسلام سیاسی بیشتر احساس نزدیکی میکند «بدون آنکه شهامت اذعان به آن را داشته باشد»، تا با دیگر نیروهای اپوزیسیون که چنین پوستین کهنه و رنگباختهای را بر تن ندارند!
تودههای مردم در کشورهای عقبمانده، که فاقد تفکر مستقل میباشند همیشه خواستههای خود را در سیمای یک ناجی متجلی میکنند و دل به او میبندند. برای آنها نه سخن که صاحب سخن مهم است.
سال ۱۳۵۵-۱۳۵۶ سالی سخت برای جنبش چریکی بود. ضربات سنگینِ واردشده بر پیکری خسته از شش سال تعقیب و گریز و در نهایت ضربهای سخت بر راس آن. کشته شدن آخرین بازماندگان و پایهگذاران جنبش چریکی.
نوشتم چرخه خشونت در ایران که ریشه در چرخه دستگاه استبداد ومستبدین دارد چرخهای تاریخی است نشأتگرفته از رابطه حاکم و محکوم. از دارندگان فره ایزدی که پادشاه دادگسترش در یک روز مزدک و هزاران پرستشکننده او را زنده بهگور
ما محصول یک چرخه استبداد و خشونت تاریخی هستیم که در آن حاکمان مستبدان بالفعلاند و محکومان مستبدان بالقوه!
سال ۱۳۴۸ بود که یکی از نزدیکانمان دفترچهای را به من داد که در آن عکس چند ماشین پیکان بدون رنگ چاپ شده بود. او از من خواست در مسابقهای که کارخانه ایران ناسیونال برای نقاشان جوان گذاشته بود شرکت کنم. رنگ آمیزی ماشینهای پیکان بدون رنگ داخل دفترچه.