عجالتا باید بازی را ببرید، «حماسه رستم و اسفندیار» را کنار بگذارید!

همه ما صحنه های منقلب کننده برخورد بی رحمانه نیروهای سرکوب با مردم را دیده ایم. واکنش ناخود آگاه به چنین صحنه هایی این است: «چگونه میتوان حق این مزدوران را کف دستشان گذاشت؟»

من به آنهایی که هنوز در اندیشه «کنش مدنی» هستند کاری ندارم، آنها ـ اگر قلم به مزد نباشند ـ در دنیای خیالی خودشان هستند و از اینکه «از بهشت به زمین طرد شوند» بیشتر هراس دارند تا از اینکه تا پایان عمر بازنده باشند.

اینکه هنوز گفتمان بر حول محور «تظاهرات» میچرخد از امتناع لجوجانه از درک ماهیت این رژیم گواهی میدهد. ولی حتی رادیکالترین همرزمان ما نیز از مرز «مبارزه مسلحانه» فراتر نرفته اند و (تازه) اکنون دارند به حقانیت دفاع مسلحانه و راههای عملی مسلح کردن مردم میپردازند.

از دید من تمام اینها هنوز از روحیات «سنتی» گواهی میدهند: طرز فکر ایرانی به شدت «ارزشی و ناموسی» است، هدفمند و ابزار محور نیست.


این که سر نیزه رژیم نیروی انتظامی، بسیج و سپاه است دلیل نمیشود که ما تلاش کنیم آن سرنیزه را با دست بگیریم! این رژیم در طی دهه ها فقط در یک مورد سرمایه گذاری اساسی انجام داده و آن حفظ خودش است. بعد امنیتی وجه قوی این رژیم است، شما باید نقاط ضعف را بزنید، نه اینکه تمام مدت خودتان را با این مشغول کنید که چگونه از نبرد رویارو و چشم در چشم با گردانهای سازمان یافته و مسلح رژیم ظفرمند بیرون می آیید!

راهکاری که من پیشنهاد میکنم این است که تمرکزتان را از روی نقاط قوت رژیم بردارید و به سیستم اداره کشور معطوف کنید. یک سیستم به این گستردگی هزاران نقطه ضعف دارد، لزومی هم ندارد که ما به شما بگوییم، بسیاری از شما دانشگاه رفته اید و اگر کمی فکر کنید نقاط ضعف سیستمهایی که به رشته خودتان مربوط میشوند را پیدا میکنید. «توده های خشمگین» هم میتوانند هر بخشی از سیستم که از آن دل پری دارند را هدف قرار بدهند.

این یک «جدل سیاسی» نیست، یک بازی بر سر مرگ و زندگی است. در این دنیا کسی از برنده مواخذه جدی نمیکند، اگر شما این را نمیدانید یا نمیپذیرید مطمئن باشید که خامنه ای فقط و فقط بر این اساس محاسبه میکند و هیچ راه بُرد دیگری برای شما باقی نخواهد گذاشت…


به اشتراک بگذارید:

6 thoughts on “عجالتا باید بازی را ببرید، «حماسه رستم و اسفندیار» را کنار بگذارید!

  • 2019-11-20 در t 07:28
    پیوند یکتا

    لطفا نمونه های عینی از نقاط ضعف را بنویسید و به مقاله اضافه کنید. مثال نوشتن در مقاله مخاطب را بیشتر به هدف مقاله نزدیک میکند.

  • 2019-11-20 در t 07:34
    پیوند یکتا

    یادم می آید در یکی از مقاله های قدیمی شما در مورد از کار انداختن دوربین ها و بزن در روهای شبانه صحبت کرده بودیم،، به نظرم باید کمی راهکارهای عملی را برای مردم و مبارزانی که در کف خیابان ها قمار هستی و نیستی میکنند، بیشتر بشکافید.

    برای مثال :

    مردم چگونه تلفات کمتری بدهند!؟

  • 2019-11-20 در t 07:35
    پیوند یکتا

    تک تیراندازی که از پشت بام به مردم شلیک میکند، چگونه باید خنثی شود!؟

    آیا راهی هست!؟

  • 2019-11-20 در t 08:04
    پیوند یکتا

    اصل حرف من این است که ما نباید روی این الگوی «تظاهرات» اصرار داشته باشیم، اینها راهکارهای مبارزه بر سر برتری سیاسی با یک حکومت متعارف هستند، نه راهکارهای مبارزه حذفی با یک رژیم فاشیستی. آیا اصلا ممکن بود به مخیله نیروهای مقاومت در کشور های تحت اشغال نازی ها خطور کند که تظاهرات کنند؟!

    این نظام در هر حال بدون فروپاشی سیستماتیک نمیرود، پس منطقی این است که مردم از همان ابتدا سیستم اداره کشور را هدف قرار بدهند‌. البته که مراکز آخوندی (مانند حوزه ها) ارزش سمبولیک زیادی دارند، ولی همین بانکها هم هدف خوبی هستند، ادارات هم همینطور. اگر من بودم حتی یک مامورمالیات یا شهرداری یا شرکت برق و غیره که دارد «در راه انجام وظیفه» برای رژیم پول یا اقتدار فراهم میکند را هم راحت نمیگذاشتم که کارش را انجام بدهد. مردم باید دقیقا برعکس رفتاری را داشته باشند که از یک شهروند جامعه مدرن مدنی انتظار میرود!

    مثالها زیادند، اگر مردم این نسخه تمایز بین سیستم سیاسی و اداری را کنار بگذارند در هر گوشه ای خودشان پیدا خواهند کرد.

  • 2019-11-20 در t 12:19
    پیوند یکتا

    این یک بحث جامعه شناسی است.
    هیچ یک از تاکتیک های مبارزه را به تنهایی نمیتوان تجویز کرد. بعضی از مردم روحیه دلاوری دارند و با دست خالی و یا با یک میله آهنی بطرف ماموران سرکوبگر میروند. عده ای میتوانند حوزه علمیه آخوندها را آتش بزنند. عده دیگری بلدند توی خیابان بیایند و شعار بدهند و فرار کنند.
    همه این اتفاقات باید بیفتد تا جامعه راه خودش را پیدا کند.
    اگر در سال 88 شما به کسی می گفتی تظاهرات سکوت در این رزیم فایده ای ندارد شما را متهم به ارتباط با عوامل بیگانه متهم میکرد اما باید آن اتفاقات بیفتد تا مردم راهشان را پیدا کنند.
    قطعا با سرکوب تظاهرات اخیر، مبارزات مردم وارد فاز نبرد مسلحانه و چریکی خواهد شد.

  • 2019-11-20 در t 20:20
    پیوند یکتا

    یک وقتی فعالان سیاسی گوش به فرمان مافوق خود بودند که مشی سازمانی آنها را تعیین کند و آنها به نسبت مسئولیت آن را در بین مردم جا می انداختند. گروهی به ساخت شعار، گروهی به ساخت ترانه های تهییج برانگیز، گروهی در حال وارد کردن اسلحه، گروهی دیگر در حال سازمان دهی و مغز شوئی مردم و گروهی در حال رایزنی با دولت های دیگر و از همه مهمتر گروهی آدمکش حرفه ای و خلاصه سرمایه انسانی و پول، بسیاری از سد ها را می شکست و مسیر را آماده می ساخت.
    اما اکنون مردم بدون هیچ پشتوانه ای به خیابانها ریخته اند و با حمایت یکدیگر دست به قماری زده اند که تنها سرمایه یعنی جانشان را بر سر آن گذاشته اند. با این حال هر چه هست این خودشان هستند که با زیرکی و محک زدن شرایط روز، حرکت می کنند و آنچنان گوش به زنگ تئوری های رنگ باخته چهل سال پیش نیستند. هر چند که بقایای سازمان های سیاسی قبل از انقلاب هنوز در غار توهم خود ساعت ها برنامه می سازند یا در مصاحبه ها شرکت می کنند و راهکار نشان می دهند.
    به عقیده من اما مردم در مواجهه با اعمال خشونت خلاقیت هائی به خرج می دهند که هم برد بیشتری دارد هم نشانگر موضع قاطعانه آنها در برابر حکومت است. مهم این است که مردم به نقطه ای رسیده اند که شدت خشونت را قدم به قدم با شدت خشونت حکومت تراز می کنند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.