دشت بقاع در لبنان مرکز کشت خشخاش است. حدود ۳۰ هزار کشاورز در این منطقه تحت نفوذ حزبالله، درآمدشان را از این راه به دست میآورند. گزارشگر شبکه سراسری تلویزیون آلمان در قاهره گزارشی از این منطقه تهیه کرده است.
8 thoughts on “تجارت حشیش در دشت بقاع زیر چتر حزبالله لبنان ( درآمدهای رژیم و مزدورانش در دوران تحریم ها)”
دیدگاهها بسته شدهاند.


مسلمانان افغانستان تجارت تریاک میکنند و مسلمانان لبنان تجارت حشیش. ظاهرا از دین اسلام بغیر از قاچاقچی و ادمکش و دزد انتظار دیگری نباید داشت!
به جز مشروب مصرف هیچ ماده مخدری (حشیش و تریاک, هروئین و ….) در دین اسلام حرام نیست. یادم میاد چند سال پیش حتا جایی خوندم که تا کنون هیچ مرجع تقلیدی با فتوای رسمی تریاک رو “حرام” اعلام نکرده.
حالا این رو با “فتوا”ی رسمی مرجع مسلم این اوباش (حفظ نظام اوجب واجباته) ترکیب کن شاید بعد از این کمتر ذوق زده بشی!
بوس
میگم پس خلخالی با استناد با کدام آیه این همه ادم را اعدام کرد؟
جدا این را هم نمیدانستم فکر میکردم حتما از «مخدره» وممنوعیت آن در قرآن چیزی آمده است .
خلخالی آدم کشته من باید مستندش رو جور کنم؟
وقتی حقیقت کثافت ذاتی و سرشت پلشت این دین را آدم می بیند ناخودآگاه فکر می کند اگر در زمان شاه به جای تبلیغ دین اسلام به عنوان دین برابری و برادری و محمد به عنوان محمد امین تبلیغ دروغ نمی شد و یا حقیقت دین را به بچه ها در مدرسه می گفتند یا اصلا درس تعلیمات دینی که چیزی جز دروغ نبود از دروس مدارس حذف می شد شاید این انقلاب منحوس اسلامی اصلا اتفاق نمی افتاد. در زمان انقلاب 57 مردم واقعا فکر می کردند اسلام آنها را نجات می دهد و همه آدم هایی که علی و محمد گردن می زدند حقشان بود.
اسلام از کمونیست هم خطرناک تر و هم کثیف تر است و معلوم نیست چطور مشاوران امنیتی زمان شاه این را تشخیص ندادند و به این ویروس خطرناک نه تنها اجازه رشد دادند بلکه با تدریس دروغ در مدارس به رشد بیمارگونه آن کمک کردند.
این سوال ذهن آدمی را می آزارد چون هزینه ای که ایران برای همین یک اشتباه داد خیلی بزرگتر از آنی بود اگر ایران حتی کمونیست می شد که امکان نداشت بشود.
لایت هاس گرامی، ما شاه را دوست داریم چون میدانیم ایران را دوست داشت و سعی خودش را کرد اما او در تاریخ «بازنده» است. برای همین هم مردم «رضا شاه» را صدا میکنند نه او را
🙂
بله این اشتباه بزرگ شاه بود که پس از این که رضا شاه کار سخت را کرده و آخوندها را سرجایشان نشاند او دوباره قمی را به ایران آورد و به همه شرایطش گردن نهاد از جمله همین تعلیمات دینی در مدارس که چیزی جز دروغهای آخوندها نبود و منبر آخوندها را در هر کلاس درس قرار داد. حاصلش شد جوانان مذهبی که سربازان خمینی شدند.
رضا شاه کار را کرد ولی تمام نکرد.
قضیه آخوندها وقتی حل می شود که از آنها هیچ اثری نماند. این حقیقت را هر مدبری در سطح شاه و رضا شاه می دانست و می بایستی ریشه آنها را می کندند.
مردم ایران سوپر مذهبی هستند و همین الانش هم اگر کسی بخواهد ریشه آخوندها را بکند جلوی او خواهند ایستاد ولی این مهم باید صورت بگیرد چه مردم خوششان بیاید چه نیاید وگرنه ایران همیشه در معرض خطر خواهد بود.
همانجور که رضا شاه مکتب را به مدرسه مدرن، حکیم های خانگی را به دکتر و بیمارستان مدرن، مسافرت با اسب و الاغ را به قطار و ریل آهن مبدل کرد و این مهم ها را چه مردم خوششان بباید یا نیاید انجام داد، این مذهب عقب مانده و واپس گرای خرافی را هم باید مدرن می کردند. مثلا پوشیدن عبا عمامه را ممنوع، حوزه های علمیه را بسته و شغل آخوندی را ممنوع می کردند و به جای آخوند و عبا عمامه رشته مذهب شناسی در دانشگاههای مدرن را پایه ریزی می کردند. هر کس که علاقه به مذهب و اینجور کارها داشت می توانست به صورت داوطلبانه بدون دریافت حقوق و پول از مردم این رشته را بخواند و به شرطی که یک کار شرافتمندانه دیگر داشته باشد جوری که در کنار آن کار کارهای مذهبی و امورات مذهبی مردم را به صورت داوطلبانه انجام می داد ولی فعالیت های او باید شدیدا تحت نظارت قرار می گرفت تا یک هو به هوس آشوب و بلوا درست کردن نیافتد. به این طریق هم زالوهای اجتماع غربال و حذف می شدند و هم جلوی توسعه خرافه و حماقت گرفته می شد. کمی زور و توسری تو سر آخوندها در آن زمان لازم بود که در زمان جنگ جهانی که همه جا در آشوب بود مسئله سختی نبود تا سامان بگیرد. کلا طناب دار روی کنترل آخوندها خیلی موثر است و این را رضا شاه خیلی خوب می دانست. آخوندها وقتی سود و زیان خودشان درخطر است مثل موم نرم می شوند و خفه خون می گیرند.
اگر مریضی که یک بیماری مسری و خطرناک دارد از گرفتن دوا امتناع کند باید به زور به او دوا داد تا هم جان او را نجات داد و هم از ابتلای بیماری به دیگران جلوگیری کرد.
این کاری است که رضا شاه و محمد رضا شاه باید انجام می دادند ولی ندادند. در حکومت آینده ایران آخوندیسم و حوزه های علمیه و عبا عمامه باید بالکل برچیده شود و اگر نشود یعنی این همه هزینه و این همه خون بی گناهان بعد از انقلاب ۵۷ برای هیچ بوده و خطر یورش اسلام از روی سر ایران برطرف نشده و فقط به تعویق افتاده تا دوباره در یک فرصت مناسب به یک صورت دیگر جان ایران را بگیرد.