تجارت حشیش در دشت بقاع زیر چتر حزب‌الله لبنان ( درآمدهای رژیم و مزدورانش در دوران تحریم ها)

دشت بقاع در لبنان مرکز کشت خشخاش است. حدود ۳۰ هزار کشاورز در این منطقه تحت نفوذ حزب‌الله، درآمدشان را از این راه به دست می‌آورند. گزارشگر شبکه سراسری تلویزیون آلمان در قاهره گزارشی از این منطقه تهیه کرده است.

دشت بقاع منطقه‌ای است مرتفع به طول ۱۲۰ کیلومتر و پهنایی بین ۸ تا ۱۲ کیلومتر که در شرق لبنان واقع شده است.

“یمونه” یکی از مراکز اصلی کشت خشخاش در دشت بقاع است؛ شهری کوچک و پررونق که دائم در حال ساخت و ساز و نو شدن است؛ خیابان‌ها، خانه‌ها و تاسیسات نو در مرکز شهر.

گزارشگر شبکه “آ‌.ر.د” (ARD) آلمان با شهردار این شهر کوچک دیدار و گفت‌وگو کرده است. نام او طلال شریف است. او می‌گوید حدود پنج هزار نفر در یمونه زندگی می‌کنند و همه متعلق به یک خانواده هستند: خاندان شریف.

او ابایی از این ندارد که بگوید کشت و کار اصلی مردم این شهر حشیش است، او از همین لغت استفاده می‌کند: “حشیش”: «مردم اینجا حشیش می‌کارند، نه به عنوان حشیش. چرا این کار را می‌کنند؟ یمونه در ارتفاع ۱۶۰۰ متری قرار دارد. آب و هوا اینجا بسیار سرد است. ما سعی کردیم محصولات دیگری به عمل آوریم: سیب‌زمینی، سیب، اما نشد. درختها خیلی کم بار دادند. اینجا فقط خشخاش رشد می‌کند. برای همین مردم حشیش می‌کارند، از ۱۰۰ سال پیش.»

شاهدانه‌ها (دانه‌های خشخاش) امسال در ماه سپتامبر چیده شدند و الان در گاراژها در حال خشک شدن و آمادگی برای عمل‌آوری هستند.

درآمد قاچاقچیان؛ ۲۰ برابر کشت‌کاران

حدود ۳۰ هزار کشاورز در بقاع درآمدشان را از کشت خشخاش تامین می‌کنند. در پاسخ به این پرسش که این کشاورزان خشخاش را به که می‌فروشند، شریف می‌گوید به قاچاقچیان: «اکثرا لبنانی‌ها. آنها حشیش را از کشور خارج کرده و به سمت اروپا قاچاق می‌کنند. قاچاقچیان از این راه درآمد زیادی کسب می‌کنند. کشت‌کاران به طور متوسط برای هرکیلو خشخاش ۱۰۰ دلار می‌گیرند اما قاچاقچیان در هلند یا آلمان ۲۰ برابر این مقدار پول در می‌آورند.»

لبنان یکی از مراکز اصلی قاچاق مواد مخدر در دنیاست و دشت بقاع یکی از مراکز اصلی کشت خشخاش. مزارع اصلی کشت خشخاش در شرق لبنان در مرز با سوریه که بخش بزرگی از آنها توسط حزب‌الله اداره می‌شود، قرار دارند.

کشت خشخاش؛ منبع درآمد حزب‌الله

گروه شیعی حزب‌الله که از سوی جمهوری اسلامی ایران حمایت می‌شود، یکی از اصلی‌ترین بازوهای قدرت در این کشور است. شاخه نظامی این گروه ده‌ها هزار جنگجو و صدها هزار فروند موشک در اختیار دارد.

این گروه اما تنها فعالیت نظامی ندارد بلکه صاحب چندین بیمارستان و مدرسه نیز هست که در میانه بی‌لیاقتی و ناتوانی دولت مرکزی توانسته خود را به عنوان حامی مردم جلوه دهد.

برآورد می‌شود که ۷۰ درصد درآمد حزب‌الله از طریق ایران تامین می‌شود. بقیه هزینه‌های این گروه تندرو از راه‌هایی مثل، کمک‌های مالی خیریه، پولشویی و قاچاق مواد مخدر تامین می‌شود.

دست داشتن این گروه در قاچاق مواد مخدر از سوی نهادهای مبارزه با قاچاق اروپا و آمریکا تایید شده است. اما مشکل اینجاست که مدارکی برای اثبات آن وجود ندارد. یک تحلیلگر سیاسی که به دلایل امنیتی نخواسته نامش فاش شود به گزارشگر تلویزیون آلمان گفته است: «هیچ مدرکی دال بر ارتباط مستقیم بین حزب‌الله و قاچاقچیان مواد مخدر وجود ندارد. اعضای حزب‌الله از طریق شبکه‌های فامیلی و قبیله‌ای که در قاچاق مواد مخدر دست دارند با هم در ارتباطند. آنها در میان هم ازدواج می‌کنند و بخشی از یک خاندان بزرگ می‌شوند و این خانواده‌ها به یکدیگر کمک مالی می‌کنند. به دام انداختن چنین سیستمی ساده نیست.»

گروه حزب‌الله از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان گروهی تروریستی شناخته می‌شود. از آنجایی که شبکه‌ها و ساختارهای غیررسمی حزب‌الله برای شناسایی و کنترل بسیار سخت است، سازمان‌های امنیتی غربی آن را قابل قیاس با مافیا می‌دانند.
اما تحلیلگر سیاسی به خبرنگار آلمانی می‌گوید: «این مافیا نیست، در اصل خطرناکتر از مافیاست. با مافیا می‌شود معامله کرد اما با حزب‌الله نمی‌شود. آنها یک ایدئولوژی مذهبی را دنبال می‌کنند که می‌گوید: تو به عنوان یک مسلمان اجازه نداری مواد مخدر مصرف کنی اما می‌توانی با خیال راحت آن را به کافران بفروشی، حتی باید این کار را بکنی. این بخشی از جهاد علیه دشمنان اسلام است.»

“دولت چشم‌هایش را بسته”

برآورد می‌شود که حزب‌الله بالغ بر دو میلیارد دلار از راه تجارت مواد مخدر در سراسر جهان به دست آورده باشد. اما اینجا هم مدارک کافی وجود ندارد و در عین حال برای دولت لبنان نیز این موضوع عجیب نیست.

در جنگ داخلی لبنان بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ فروش حشیش یکی از مهمترین منابع درآمد گروه‌های شبه نظامی بود. نیروهای مسیحی لبنان به اندازه شبه‌نظامیان دروزی، سنی‌ها و شیعیان از این راه کسب درآمد کردند.

رهبران جنگی آن زمان همچنان در لبنان حضور دارند اما نه به عنوان نظامی بلکه در قالب وزیر، نماینده مجلس و رهبر احزاب سیاسی که سیستم سیاسی را تخریب و اشغال کرده‌اند.

لبنان از نظر اقتصادی در آستانه سقوط است؛ ارزش پول ملی به شدت افت کرده و تامین انرژی از هم پاشیده است. تنها چیزی که همچنان خوب کار می‌کند، تجارت خشخاش است.

طلال شریف، شهردار یمونه با لبخندی معنادار می‌گوید: «دولت چشم‌هایش را بسته و مردم را راحت گذاشته است. بله، چندباری بین نیروهای پلیس و کشت‌کاران خشخاش درگیری و تیراندازی شد اما غیر از آن: چشم‌ها بسته است.»

چندی پیش یکی از روزنامه‌های غربی از شهردار یمونه به عنوان رییس باند قاچاق مواد مخدر نام برد. این موضوع او را به شدت آزرده کرد. شریف می‌گوید: «من سرکرده باند مواد مخدر نیستم، من نماینده دولت لبنان هستم.»

منبع: دويچه وله
به اشتراک بگذارید:

8 thoughts on “تجارت حشیش در دشت بقاع زیر چتر حزب‌الله لبنان ( درآمدهای رژیم و مزدورانش در دوران تحریم ها)

  • 2021-11-20 در t 20:05
    پیوند یکتا

    مسلمانان افغانستان تجارت تریاک میکنند و مسلمانان لبنان تجارت حشیش. ظاهرا از دین اسلام بغیر از قاچاقچی و ادمکش و دزد انتظار دیگری نباید داشت!

  • 2021-11-20 در t 21:55
    پیوند یکتا

    به جز مشروب مصرف هیچ ماده مخدری (حشیش و تریاک, هروئین و ….) در دین اسلام حرام نیست. یادم میاد چند سال پیش حتا جایی خوندم که تا کنون هیچ مرجع تقلیدی با فتوای رسمی تریاک رو “حرام” اعلام نکرده. 
    حالا این رو با “فتوا”ی رسمی مرجع مسلم این اوباش (حفظ نظام اوجب واجباته) ترکیب کن شاید بعد از این کمتر ذوق زده بشی!
    بوس 

    • 2021-11-21 در t 05:29
      پیوند یکتا

      میگم پس خلخالی با استناد با کدام آیه این همه ادم را اعدام کرد؟

      جدا این را هم نمیدانستم فکر میکردم حتما از «مخدره» و‌ممنوعیت آن در قرآن چیزی آمده است .

  • 2021-11-21 در t 04:19
    پیوند یکتا

    وقتی حقیقت کثافت ذاتی و سرشت پلشت این دین را آدم می بیند ناخودآگاه فکر می کند اگر در زمان شاه به جای تبلیغ دین اسلام به عنوان دین برابری و برادری و محمد به عنوان محمد امین تبلیغ دروغ نمی شد و یا حقیقت دین را به بچه ها در مدرسه می گفتند یا اصلا درس تعلیمات دینی که چیزی جز دروغ نبود از دروس مدارس حذف می شد شاید این انقلاب منحوس اسلامی اصلا اتفاق نمی افتاد. در زمان انقلاب 57 مردم واقعا فکر می کردند اسلام آنها را نجات می دهد و همه آدم هایی که علی و محمد گردن می زدند حقشان بود.
    اسلام از کمونیست هم خطرناک تر و هم کثیف تر است و معلوم نیست چطور مشاوران امنیتی زمان شاه این را تشخیص ندادند و به این ویروس خطرناک نه تنها اجازه رشد دادند بلکه با تدریس دروغ در مدارس به رشد بیمارگونه آن کمک کردند.
    این سوال ذهن آدمی را می آزارد چون هزینه ای که ایران برای همین یک اشتباه داد خیلی بزرگتر از آنی بود اگر ایران حتی کمونیست می شد که امکان نداشت بشود.

    • 2021-11-21 در t 05:34
      پیوند یکتا

      لایت هاس گرامی، ما شاه را دوست داریم چون میدانیم ایران را دوست داشت و سعی خودش را کرد اما او در تاریخ «بازنده» است. برای همین هم مردم «رضا شاه» را صدا میکنند نه او را
      🙂

    • 2021-11-21 در t 10:54
      پیوند یکتا

      بله این اشتباه بزرگ شاه بود که پس از این که رضا شاه کار سخت را کرده و آخوندها را سرجایشان نشاند او دوباره قمی را به ایران آورد و به همه شرایطش گردن نهاد از جمله همین تعلیمات دینی در مدارس که چیزی جز دروغهای آخوندها نبود و منبر آخوندها را در هر کلاس درس قرار داد. حاصلش شد جوانان مذهبی که سربازان خمینی شدند.

  • 2021-11-21 در t 17:52
    پیوند یکتا

    رضا شاه کار را کرد ولی تمام نکرد.
    قضیه آخوندها وقتی حل می شود که از آنها هیچ اثری نماند. این حقیقت را هر مدبری در سطح شاه و رضا شاه می دانست و می بایستی ریشه آنها را می کندند.
    مردم ایران سوپر مذهبی هستند و همین الانش هم اگر کسی بخواهد ریشه آخوندها را بکند جلوی او خواهند ایستاد ولی این مهم باید صورت بگیرد چه مردم خوششان بیاید چه نیاید وگرنه ایران همیشه در معرض خطر خواهد بود.
    همانجور که رضا شاه مکتب را به مدرسه مدرن، حکیم های خانگی را به دکتر و بیمارستان مدرن، مسافرت با اسب و الاغ را به قطار و ریل آهن مبدل کرد و این مهم ها را چه مردم خوششان بباید یا نیاید انجام داد، این مذهب عقب مانده و واپس گرای خرافی را هم باید مدرن می کردند. مثلا پوشیدن عبا عمامه را ممنوع، حوزه های علمیه را بسته و شغل آخوندی را ممنوع می کردند و به جای آخوند و عبا عمامه رشته مذهب شناسی در دانشگاه‌های مدرن را پایه ریزی می کردند. هر کس که علاقه به مذهب و اینجور کارها داشت می توانست به صورت داوطلبانه بدون دریافت حقوق و پول از مردم این رشته را بخواند و به شرطی که یک کار شرافتمندانه دیگر داشته باشد جوری که در کنار آن کار کارهای مذهبی و امورات مذهبی مردم را به صورت داوطلبانه انجام می داد ولی فعالیت های او باید شدیدا تحت نظارت قرار می گرفت تا یک هو به هوس آشوب و بلوا درست کردن نیافتد. به این طریق هم زالوهای اجتماع غربال و حذف می شدند و هم جلوی توسعه خرافه و حماقت گرفته می شد. کمی زور و توسری تو سر آخوندها در آن زمان لازم بود که در زمان جنگ جهانی که همه جا در آشوب بود مسئله سختی نبود تا سامان بگیرد. کلا طناب دار روی کنترل آخوندها خیلی موثر است و این را رضا شاه خیلی خوب می دانست. آخوندها وقتی سود و زیان خودشان درخطر است مثل موم نرم می شوند و خفه خون می گیرند.
    اگر مریضی که یک بیماری مسری و خطرناک دارد از گرفتن دوا امتناع کند باید به زور به او دوا داد تا هم جان او را نجات داد و هم از ابتلای بیماری به دیگران جلوگیری کرد.
    این کاری است که رضا شاه و محمد رضا شاه باید انجام می دادند ولی ندادند. در حکومت آینده ایران آخوندیسم و حوزه های علمیه و عبا عمامه باید بالکل برچیده شود و اگر نشود یعنی این همه هزینه و این همه خون بی گناهان بعد از انقلاب ۵۷ برای هیچ بوده و خطر یورش اسلام از روی سر ایران برطرف نشده و فقط به تعویق افتاده تا دوباره در یک فرصت مناسب به یک صورت دیگر جان ایران را بگیرد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.