۶۰ سال پیش در چنین روزی؛ آغاز محاکمه آیشمن در اسرائیل
۶۰ سال پیش در چنین روزی محاکمه آدولف آیشمن در اسرائیل آغاز شد. آیشمن پس از جنگ جهانی دوم به صورت مخفیانه در آرژانتین زندگی میکرد که توسط موساد شناسایی, دستگیر, و با یک هواپیمای مسافرتی به اسرائیل منتقل شد. در اسرائیل در یک دادگاه عادلانه محاکمه و به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام محکوم شد. حکم وی در سال ۱۹۶۲ اجرا شد.


https://www.semanticscholar.org/paper/Eichmann-in-Jerusalem.-A-Report-on-the-Banality-of-Arendt/86c48c095f0285a0a621c0b137a3231abdb0d9ce
Eichmann in Jerusalem. A Report on the Banality of Evil
بحث وُ جدل پیرامون ِ ابتذال ِ شَر
در ژوئنِ ۱۹۶۱ هانا آرنت به عنوان ِ فرستاده ویژه هفته نامه ی نیویورکر در دادگاه ِ آیشمن در اورشلیم حضور یافت. گزارش های او از این دادگاه که در فوریه ۱۹۶۳ منتشر شد، با واکنشهای گوناگون همراه بود و سر و صدای غُرنده ای در باره ی « ابتذال ِ شَر» او به راه انداخت. حتی دوستان ِ نزدیک و روشنفکرش چون هانس جوناس «۲۰»، اندیشمند ِ ( امور اخلاق éthique)، کورت بولومنفلد «۲۱» از مبارزان ِ جبهه مقاومت و دوست ِ دیگرش ، گرشوم شولم « ۲۲» تاریخ نگار و فیلسوف ، عکسالعملهای شدیدی به آن نشان دادند.
آرنت چه گفته بود که چنین بحث و جدل هائی را در پهنه ی جهان برانگیخت؟ کار ِ نکته سنجانه و پیچیده ی فلسفی او در این گزارش، همواره با کژ فهمی و تفسیر و تعبیر های نادرستی همراه بود. در حالی که همه ی دنیا آیشمن را چهره ای شیطانی و هیولائی می دید، آرنت گفت که اویک غول نیست و فردی معمولی، ناچیز و ملال آورست. و افزون بر این، او معتقد بود که تنها خیر خواهی ست که میتواند ژرفا داشته باشد، در حالی که شَر، نه بی چون وُ چراست ونه بُن وُ ریشهء درست وُ حسابی دارد. هر چند که چهره ی شیطانی و هیولائی شَر بر کسی پوشیده نیست، ولی مفهوم ِ ” ابتذال ِ شَر” تجسم ِ ”فقدان ِ تفکر” نزدِ انسان هاست.
شَر از نگاه ِ آرنت میتواند نه از شرارت و نه از حماقت نشأت بگیرد، بلکه بیشتر ناشی از یک خطا کاری و بویژه دارا نبودن قوه ی داوری است. همان کلمه معروف به آلمانی Gedankenlosigkeit ( بی فکری، نا آگاهی، بی خیالی.)
ده سال پس از پایان ِ دادگاه ِ آیشمن، هانا آرنت به دوستش، گرشوم شولم نوشت : ” شَر هرگز دارای بُن وُ ریشه نیست و فقط میتواند افراطی باشد، و در نهایت نمیتواند ریشهدار وُ پایدار تلقی شود. ولی قادر است دنیائی را ویران کند و مانند قارچ در روی زمین ریشه بَدَوَاند. و در کتاب ِ حیات ِ ذهن، آرنت روی تحلیل خود برمیگردد :” اَعمالی که انجام گرفته هولناکند ولی کسی که بانی آن بوده، کاملاً یک آدم معمولی است. و در او نه اعتقاد ِ ایدئولوژیکی پایدار و نه انگیزههای ویژه ی آدمی زِبر وُ زرنگ را میتوان یافت. تنها خصوصیت ِ قابل ِ ذکر که میتوان در او دید، طبیعت ِ سراسر منفی اوست: که آن هم ناشی از کُودنی و حماقت نیست بلکه بر آمده از نداشتن ِ اندیشه است. ” شرارت در دل ِ نفی اندیشیدن خود را نشان میدهد و میتواند ناشی از انحطاط و یا انحراف ایدئولوژیکی نباشد. ولی این امر مانع از آن نیست که چون ویروسی در جوامع دموکراتیک، که گاهی بسیار آسیب پذیرند، گسترده شود.