یک چپول دنیا را چگونه می بیند؟

حتما در خبرها شنیده اید که بعد از عاشورای شهید جورج فلوید در صحرای میناپولیس، شهردار و شورای این شهر که همگی از دم سوپر چپول تشریف دارند در یک اقدام انقلابی مصوبه ای را تصویب کردند که بودجه پلیس این شهر قطع بشود و درنتیجه پرسنل آن سازمان این شغل پر خطر را ترک کنند و بروند حقوق بیکاری بگیرند.

در ویدئوی زیر مصاحبه یکی از شبکه های تلویزیونی امریکا را با رئیس شورای شهر میناپولیس را می بینید.

مجری می پرسد: اگر نیمه شب یک نفر درب خانه مرا شکست و وارد خانه من شد، من به کجا زنگ بزنم بعد از اینکه شما پلیس شهر را منحل کردید؟

این خانم سوپر چپول میگه: (ترجمه آزاد) خب این مشکل برمیگردد به خود شما که صاحب خانه و ملک و املاک هستی و دزدها ترغیب میشوند به منزل شما تعرض بکنند و اگر شما هم در کنار خیابان بخوابید و چیزی نداشته باشید که کسی با شما کاری ندارد!

یعنی این احمق ها دنیا را اینگونه می بینند. تولید ثروت از نظر اینها جرم است. بیخود نیست که غارت فروشگاههای مردم از نظر چپول ها امری قابل درک می باشد.

گذشته از اینها، برای خانه دار شدن در امریکا و کانادا شما لازم نیست ثروتمند باشید. بیشتر مردم عادی که یک شغل ثابت و یا درآمد مستمری دارند براحتی میتوانند با یک پیش پرداخت کم و استفاده از وام بانکی با اقساط سی چهل ساله صاحب خانه شوند. یعنی از نظر چپول های کج اندیش و احمق، بیشتر جمعیت شهرها مجرمند و باید بدبخت بشوند تا اینها دلشان خنک بشود.

حالا با این مقدمه، دلهایتان را می برم به صحرای میناپولیس تا ذکر مصیبت اصحاب و یاران آن شهید را بشنوید:

 

بنظر شما آفت دمکراسی همین قابلیتش نیست که به هر احمق بیشعوری این امکان را میدهد تا به اتکا به رای اکثریت تمام دستاوردها و تجربیات نسل های قبل را به باد فنا بدهد؟

به اشتراک بگذارید:

7 thoughts on “یک چپول دنیا را چگونه می بیند؟

  • 2020-06-10 در t 13:26
    پیوند یکتا

    بنظر شما آفت دمکراسی همین قابلیتش نیست که به هر احمق بیشعوری این امکان را میدهد تا به اتکا به رای اکثریت تمام دستاوردها و تجربیات نسل های قبل را به باد فنا بدهد؟

     
     
    البته این یک نقطه ضعف نسخه دموکراسی است، این نکته را از زمان افلاطون میدانیم. از طرف دیگر سایر نسخه ها هم اشکالات دیگری دارند. این کاملا عادی است، هر نسخه ای فایده ها و مضراتی دارد. فرض کنید ما میخواهیم برق تولید کنیم، یک نسخه نیروگاه فسیلی است، نسخه دیگر نیروگاه هسته ای، نیروگاه بادی و غیره، هر کدام هم نقاط مثبت یا منفی دارد، هیچ کدام جواب نهایی نیست، مناسبترین جواب معمولا نوعی مخلوط است.

    سوء تفاهم خیلی ها این است که دموکراسی را از سطح یک ابزار بالاتر برده اند و آن را مقدس سازی کرده اند. این همانقدر مضحک است که ما مثلا انرژی هسته ای را مقدس انگاری کنیم! این سوء تفاهم مختص دموکراسی هم نیست، در هر موردی ممکن است («قانون» و هر چیز دیگر).
     
    گیر کار یک مشکل روانشناسی است: در مورد تولید برق اکثر مردم یک دید مهندسی و ابزاری را میپذیرند، ولی در موارد مربوط به «علوم انسانی» انتظاراتشان «ارزشی» است، که از اساس یک طرز فکر کودکانه است…

  • 2020-06-10 در t 15:08
    پیوند یکتا

    من فکر نمیکنم این پست توسط یک مشروطه خواه نوشته شده باشد. اینقدر نفرت علیه دموکراسی از کجا میآید؟

  • 2020-06-10 در t 15:57
    پیوند یکتا

    این آفت نیست چون در راستای قوانین انتخاب طبیعی داروین و تئوری تکامل در زندگی است.
    انسان باید در تصمیمش آزاد باشد. این تصمیم می تواند پیشرفت، پسرفت یا حتی نابودی خود باشد.
    اگر مردم یک رهبر بد انتخاب کردند در حقیقت تصمیم گرفته اند که به طرف انقراض حرکت کنند. در این مسیر یا یاد می گیرند تا رهبر درست انتخاب کنند و پیشرفت کنند یا هیچی یاد نمی گیرند و دوباره رهبر بد انتخاب میکنند تا در نهایت منقرض بشوند.
    انقراض لزوما آفت نیست. یک عده جاندار می میرند و می روند پی کارشان و یک عده جاندار بهتر و باهوش تر جای آنها را می گیرد.
    کجای این پروسه خلاف قوانین طبیعت است؟
    مثلا در ایران مردم خمینی را انتخاب کردند و خمینی و اسلاف او حداکثر تلاششان را کردند و می کنند تا نسل ایرانی را منقرض کنند. حالا ملت ایران یا یاد می گیرند رهبران آینده را درست انتخاب کنند یا به انتخابات بین بد و بدتر ادامه می دهند تا کلا منقرض و نابود شوند.
    این حق یک ملت است که اگر تصمیم به نابودی و انقراض خود دارد در این تصمیم آزاد باشد و خودکشی کند. درست عین انقلاب ۵۷ که یک تصمیم به خودکشی عمومی بود. کسی را به زور نمی شود خوشبخت کرد.
    این حق انتخاب برای همه ملتهای دنیا صادق است حتی اگر یک ملت بهترین دمکراسی ها را هم داشته باشند. اگر روزی در کمال خوشبختی و آزادی تصمیم گرفتند خودکشی کنند باید آزاد باشند تا خودشان خودشان را منقرض کنند. این آفت نیست بلکه جزعی از پروسه انتخاب طبیعی داروین است. اروپا الان در این وضعیت قرار دارد و در اوج دمکراسی و رفاه گله گله دارد مسلمان و اسلامی وارد می کند. این در حقیقت یک تصمیم برای خودکشی دسته جمعی است که در آینده گریبانگیرشان خواهد شد و آنها را از عرش به فرش خواهد کوباند. آنها هم باید آزاد باشند تا خود را اگر خواستند نابود کنند.

    • 2020-06-10 در t 16:33
      پیوند یکتا

      یک عده جاندار می میرند و می روند پی کارشان و یک عده جاندار بهتر و باهوش تر جای آنها را می گیرد.

       
      اینجا نکته ظریفی وجود دارد:
       
      Survival of the Fittest معنی اش لزوما «بقای بهترین ها و با هو شترین ها» نیست، بلکه بقای آنهایی است که برای بقا تطبیق یافته اند (مثلا با «بچه پس انداختن»). این یک توصیف «خود تکرار کن» است، ولی اگر جز این بود جای تعجب داشت، چون در اینصورت ما باید باور میداشتیم که در طبیعت «هدف غایی» وجود دارد. طبیعت «بهینه سازی» نمیکند، در طبیعت فقط چیزهایی اتفاق میافتند. این که ما «بقا» را به «بهینگی» تفسیر کنیم صرفا یک تعریف انسانی است.
       
      یک مثال روز تحول ویروس کرونا است، حتی بعضی «دانشمندان» حرفهایی میزنند نظیر «این ویروس با هوشی است و خود را برای بقا تطبیق میدهد». این یک درک واژگونه از پروسه های طبیعی است: ویروس به هنگام جهش هیچ هدفی ندارد، اینکه شاخه هایی که شانس بیشتری برای بقا دارند بیشتر گسترش می یابند صرفا قوانین احتمالات است.

      • 2020-06-10 در t 16:59
        پیوند یکتا

        طبق تعریف انیشتین «هوش» یعنی تطبیق. پس تطبیق بیشتر یعنی هوش بیشتر و هوش بیشتر یعنی شانس زنده ماندن بیشتر.
        پس طبیعت دارد بهینه سازی می کند چون شانس زنده ماندن آنهایی که راحت تر و زودتر با محیط منطبق می شوند بیشتر است. یک اسب به مراتب پیشرفته تر از یک دایناسور علف خوار است چون مقدار کم غذا برایش کافی است تا او را زنده نگه دارد پس یک اسب با محیط و رقابت با بقیه علف خوران منطبق تر است پس پیشرفته تر از یک دایناسور است. این هم اثبات.
        بچه پس انداختن تطبیق نیست بلکه بالاتر بردن شانس احتمالات است. احتمالات یعنی اثر x تعداد. وقتی تعداد برود بالا شانس احتمالات می رود بالا. پس احتمال اینکه هندی ها شانس بیشتری برای بقا داشته باشند بیشتر از سوئدی هاست که مثل آنها بچه پس نمی اندازند. این درست است ولی فراموش نکنید یک فاکتور دیگر اثر است. شاید زندگی ۱۰ میلیون گدای گرسنه ارزش زندگی ۱۰ آدم مرفه و سیر را نداشته باشد. نمی دانم چون یک فاکتور کمی است و دیگری کیفی ولی هر دو به یک اندازه پر شانس احتمالات برای زنده ماندن موثر اند.

        • 2020-06-10 در t 17:22
          پیوند یکتا

          پس طبیعت دارد بهینه سازی می کند چون شانس زنده ماندن آنهایی که راحت تر و زودتر با محیط منطبق می شوند بیشتر است.

           
           
          من که خودم گفتم، این یک تعریف انسانی است. وقتی که ما «هوش» را به «تطبیق» تعریف کنیم معلوم است که جور در میاید، چون ما خودمان جوری تعریف کرده ایم که جور در بیاید!
           
          نکته این است که (اگر ما به خدا یا چیزی مشابه آن باور نداشته باشیم) طبیعت اصولا نمیتواند هیچ هدف غایی را دنبال بکند، «بهینه سازی» بنابر تعریف نیاز به یک تابع هدف دارد، یعنی ما باید تعالی را بر اساس یک ارزش بسنجیم، که وقتی ارزشی تعریف نشده (چه کسی قرار است آن را تعریف کرده باشد؟) بی معنی است.
           
          البته ما انسانها میتوانیم چیزهایی که در طبیعت در هر حال اتفاق میافتادند را به «تکامل» تعریف کنیم، ولی این هم میتواند نوعی «خود فریبی» باشد…

          • 2020-06-10 در t 17:43
            پیوند یکتا

            بله متوجه منظورتان شدم.
            ممکن است هیچ نوع هدفی نباشد چون چیزی نیست که هدفی را تعیین و تعریف کند.
            با این حقیقت هیچ مشکلی نیست.
            در دنیای موجودات زنده روی این سیاره عده ای موجود پدیدار می شوند و عده ای ناپدید.
            اصل قضیه این است که در این برحه زمانی و بین ۸ میلیارد انواع آدم روی زمین، ایران و ایرانی ها رو به افولند و اسلام و اسلامی ها رو به صعود. این خبر بدی است برای نسل ما که چنین موجودات بی رحم وبی وجدانی به جان این کشور افتاده اند تا ریشه آن و ما را از خاک درآورند.
            از هر دیدی به اوضاع این کشور نگاه کنید این مردم و این کشور در مسیر انقراض قرار گرفته اند و متاسفانه مکانیسمی که آنها را آگاه و نجات دهد وجود ندارد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.