یک جک بی تربیتی

میخواهم از محدوده نزاکت خارج شده و یک جک بی تربیتی تعریف کنم. میخواهم از این راه کمکی هم به دشمنانم بکنم چرا که همه عمر مشغول گفتار نیک و کردار نیک بوده ام و هیچ مستمسکی برای حمله به خویش به دست مغرضان نداده ام و  نمیخواهم دست خالی باشند. فهمیده ام که این روزها یک حرف کافی است که آدم را با آن بسنجند و روی آدم ضربدر بزنند. کافی است در عهد ماضی یک چیزی گفته باشی و یا در یک عکسی که بیست سال پیش از یک بی شرفی گرفته شده تو هم در پس زمینه دم گاری لبوئی مشغول لبو خوردن باشی و همان میشود مدرک جرم و دیگر هر چه کرده ونکرده باشی بی تاثیر است.

حالا به جای روده درازی بهتر است لطیفه ام را تعریف کنم. یک افغانی را برده بودند در سازمان ملل نطق کند و گفت همه انسانها یا کونی هستند و یا احمق. حضار بر آشقتند و رئیس سازمان معترضانه گفت آقا این چه حرف زشتی است که میزنید؟ افغانی گفت: حرف زشت کدام است؟ از حقیقت گپ میزنم، تو خودت اگر ده میلیون یه تو بدهم میگذاری به تو آن کار را بکنم؟  رئیس خشمگین پاسخ داد معلوم است که نه. افغانی گفت: خوب احمقی دیگه.

من هم قبول دارم که شاید خیلی خنده دار نبود اما آیا حقیقتی در این لطیفه نیست و حال امروز جامعه ما را بیان نمیکند؟ برای چه مقدار پول قاضی های ایرانی حکم مرگ و اسارت به ناحق میدهند؟  نظامی های ایرانی چقدر میگیرند تا هموطن خویش را بکشند؟ نگوئید معتقد و مکتبی هستند که نیروی محرکه طرفداران این رژیم فقط پول است و دیگر هیچ. بقیه ما در کجا قرار داریم؟ وقتی در آینه نگاه میکنیم و از خود این سوال را صادقانه میپرسیم آیا یک احمق میبینیم یا آن دیگری را؟

اینها که عمله ظلم میشوند شرفشان را به چند میفروشند. چقدر پول لازم است تا شلوار وجدانشان را پائین بکشند؟ و یک بار که پائین کشیدی دیگر قبحش میریزد و هر بار راحت تر آن را پائین میکشی. شاید حتی عادتی شوی و خودت دوست داشته باشی آن را پائین بکشی. طنابی دیگر بجوئی تا به گردن جوان بیگناه دیگری بیاندازی و ارضا شوی.

چقدر لازم است که وطنت را بفروشی و هست و نیست این مردم گرسنه را به بیگانگان بدهی ؟ و اگر کسی اشاره ای به بی شرافتی ات نمود از فرهنگ و ادبیات کمک بگیری و بگوئی هر کس باید گلیم خودش را از آب بیرون بکشد، و معلوم نیست چند گلیم دیگر باید لگدمال شود تا گلیم تو بیرون کشیده شود. در آن جامعه ای که شمار شل تنبان ها  بی شمار است چند احمق داریم که برای نجات جامعه به آنها دل ببندیم؟

به اشتراک بگذارید:

7 thoughts on “یک جک بی تربیتی

  • 2020-10-17 در t 06:25
    پیوند یکتا

    مجددا دست مریزاد. دقیقا داشتم به همین نکته فکر میکردم که لپ تاپمو باز کردم و اینرو دیدم:

    >فهمیده ام که این روزها یک حرف کافی است که آدم را با آن بسنجند و روی آدم ضربدر بزنند

    من تو این فکر بودم که انگاری ما ایرانی جماعت هیچ چیز به جز “انسان کامل” رو قبول نمیکنیم. اون روی دیگر این قضیه هم اینه که وقتی نمیتونیم انسان کامل باشیم انگاری طبق فرمول “آب که از سر گذشت چه یه وجب, چه صد وجب” تا آخر خط میریم. ولی حتا با این توجیهات هم باز حیرت اوره که چه طور این فرهنگ و تاریخ چند هزار ساله اینهمه کثافت رو یکهو قی کرد.

    • 2020-10-17 در t 12:34
      پیوند یکتا

      بله و در کنار این نگاه سفید و سیاه البته بخل و حسادت که باعث میشود خیلی از ایرانی ها نتوانند موفقیت و یا محبوبیت کسی را پذیرفته و تشویق کنند. برخی موفقیت دیگران را مانند تحقیر خویش میبینند که شما در نظر دیگر به آن اشاره نمودید.

      • 2020-10-17 در t 13:22
        پیوند یکتا

        گفتی حسادت و کبابم کردی.
        واقعا من هیچ سر در نمیارم ریشه این مساله در ایرانی جماعت چیه.
        تو خارج از کشور (به جز محیط علمی) واقعا بندرت با حسادت برخورد کردم. 
        تازه تو محیط علمی خارج هم نتیجه مثبت میده و طرف رو به تحقیق و مطالعه بیشتر سوق میده ولی تو محیط علمی ایرانی تبدیل میشه به زیر آب زدن!

  • 2020-10-17 در t 06:43
    پیوند یکتا

    > نگوئید معتقد و مکتبی هستند که نیروی محرکه طرفداران این رژیم فقط پول است و دیگر هیچ.

    به نظر من یک چیز دیگر هم هست و اونهم اینه که رژیم به طرفداران خودش “شخصیت” میده. این اول انقلاب خیلی عیان تر بود. بی تعارف بگم؛ طرف بچه یک کلفت خونه بود که تازه از ده به شهر مهاجرت کرده بودند و تو یک خونه بالاشهر یک اتاق بهشون داده بودن و احتمالا خانوم خونه هم ۲ بار دعواش کرده بود و همیشه هم تو آرزوی این بود که یک روز لباس بچه صاحب خونه رو بپوشه. همین بچه بعد از انقلاب رفت تو کمیته و یک اسلحه بهش دادن و “در بهترین حالت” همون صاحب کار قبلی اش حالا باید مجیزش رو میگفت و…. الان البته پیچیده تر شده و رژیم علاوه بر ثروت, مقام علمی و استادی دانشگاه رو به همین ترتیب بین طرفداران خودش با رانت تقسیم میکنه. این انگیزه خیلی خوبیه برای افرادی که از یکطرف بی لیاقتند و از طرف دیگه دچار کمبود شخصیت و عقده خود بزرگ بینی هستند. حالا اینها چه جور از لحاظ وجدانی خودشون رو توجیه میکنند؟ خوشبختانه فقه شیعه با ۱۱۰ جلد بهار النوار و …. چیزی که هیچ وقت برای هیچ کاری کم نمیاره همین یک رقم توجیهه!

    • 2020-10-17 در t 12:50
      پیوند یکتا

      به نکته بسیار خوبی اشاره نمودی و کاملا با شما موافقم. من خودم آدمهای بی هنری را میشناسم که از صدقه سر این رژیم به پست و مقام رسیدند. دادن خود بزرگ بینی به آدمهای حقیر از همان مدارس و کل دستگاه خودشان شروع میشود که یک مشت جفنگیات و قصه های جن و پری و یک کتاب بی سر و ته را زده اند توی همدیگه و اسمش را علم گذاشته اند و خودشان را دانشمند میدانند. مشتی کودن که نمیتوانند دنیای واقعی را از تخیلات تمیز بدهند و یا نمیخواهند چون پایان خود بزرگ بینی این افراد حقیر خواهد بود.

      همین اصل در مورد افراد مذهبی معمولی نیز صادق است. فرقش این است که آنها خودارضائی روانی دارند. شما اگر اسلام را از راننده پاکستانی و کارگر رستوران بنگلادشی و هر بدبخت مذهبی دیگری بگیری وجودش تهی از ارزش میشود و به حقارت میرسد چون چیز دیگری ندارد که به آن افتخار کند. این ثروت خیالی تنها ثروتی است که دارد و برای همین با چنان شدتی از آن دفاع میکند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.