یک جوری زنده ماندن را هفت میلیارد نفر بلدند، درست مردن هوش میخواهد!

دیروز فهیم دشتی، یار قدیم احمد شاه مسعود و همراه پسرش در نبرد پنجشیر کشته شد.


چند روز پیش او در آخرین مصاحبه اش گفته بود:

ما در موقعیت برد-برد هستیم! اگر ما در مقاومت موفق شویم حقوق مردم و آینده بهتر برای کشور را تضمین کرده ایم… اگر هم همگی در حین مقاومت کشته شویم باز هم برنده هستیم، چرا که ما در تاریخ ثبت خواهیم شد به عنوان افرادی که تا آخر خط برای ملتشان ایستادگی کردند!

فهیم دشتی

نگارنده این سطور یک آدم احساساتی نیست، بلکه فوق العاده حسابگر است و برخلاف آنهایی که فقط یک چیزی به گوششان خورده صدها صفحه ریاضیات «تئوری بازی ها» را هم درس خوانده و هم درس داده. من به جرات میتوانم بگویم که این آدم بدون اینکه درسش را خوانده باشد موضوع بازی دو سر برد را به خوبی درک کرده است!

یک تست ساده وجود دارد که نشان میدهد تقریبا تمامی آدمها احمق هستند: برنامه زندگی آنها اگر عمر جاودان هم می داشتند تغییر ماهوی نمیکرد، و چون تنها چیزی که در زندگی حتمی است مرگ است این یعنی آنها زندگی را اشتباهی گرفته اند!

در همین ایام میلیونها نفر دراین دنیا به خاطر یک ویروس فسقلی نفس آخرشان را کشیده اند (آن هم چه نفسهای زجر آوری)؛ ولی هنوز هم هضم این واقعیت برای آدمها انقدر دشوار است که تنها دو گزینه دارند: سالم و نسبتا آسان بمیرند یا مریض و با زجر؛ گزینه سومی وجود ندارد.

پس اینکه کسی متوجه بشود که یک فرصت تاریخی برای «خوب مردن» بدست آورده نیاز به هوش استثنایی دارد…

به اشتراک بگذارید:

3 thoughts on “یک جوری زنده ماندن را هفت میلیارد نفر بلدند، درست مردن هوش میخواهد!

  • 2021-09-06 در t 23:40
    پیوند یکتا

    چه افتخاری بالاتر از جنگیدن و مرگ بخاطر آزادی

  • 2021-09-06 در t 23:45
    پیوند یکتا

    در این دنیایی که تنها معیار موفقیت پول است انسان هایی که به ایده الی معتقد باشند هر روز کمتر میشود اما تاریخ قدر چنین انسان هایی را خواهد دانست در حالی که میلیارد ها انسان که مبتلا به بیماری پول پرستی هستند وقتی مردند انگار نه انگار که هرگز زنده بوده اند!!!!

  • 2021-09-07 در t 16:39
    پیوند یکتا

    در دنیای امروزی معنویت مرده.
    دین ها یا به ضد ارزش تبدیل شده اند مثل اسلام یا از محتوا تهی گشته اند مثل مسیحیت و یهودیت.
    سایر ارزش های معنوی هم محو گشته اند چون با مدل اقتصادی جوامع امروزی اصلا جور در نمی آیند. ملت ها به قبیله های یک نفره تقلیل پیدا کرده اند و اگر کسی به کمک احتیاج داشته باشد همه از او مثل اینکه زامبی دیده اند فرار می کنند.
    هر روز مردم ایران در همه جا تعداد زیادی معتاد، کودک کار، زنان تن فروش، کودکان دست فروش، خانواده هایی که در خیابان‌ها گدایی می کنند و غیره را می بینند ولی دیگر هیچ احساسی ندارند و اگر هم یک لحظه متاثر شوند فورا حواسشان را پرت کرده تا به آن فکر نکنند و بی دلیل خود آزاری نکنند.
    همه این وقایع در سطح جهانی موازی با افزایش بی رویه و کنترل نشده جمعیت، تاریخ انقضای انسانیت و بشر بعنوان یک گونه زیستی را نشان می دهند. جوامع بشری عاری از انسانیت، بدترین نوع گله های حیوانات درنده را تشکیل می دهد و گرچه ممکن است قانون بازدارنده بعضی رفتا ها شود ولی خوی درندگی در زیر پوست جامعه همیشه آماده فقط یک فرصت است.
    مدیای خائن، 1% های همیشه گرسنه، بی بها کردن معنویات، جانشین کردن انسانیت با زرنگی و جاه طلبی، مدیران چاپلوس و فاسد تقریبا در همه جا، سیاستمداران بی عرضه، وابسته و خائن، کم کاری الیت ها و بی هواسی و پراکندگی ملت ها باعث شده بشر در سراشیب سقوط قرار بگیرد.
    اوضاع جهان در کوتاه مدت ممکن است دوام بیاورد ولی در میان مدت یا دراز مدت به فاجعه ختم خواهد شد و مصیبت بشر این بار بسیار کشنده تر و مخرب تر از جنگ جهانی دوم خواهد بود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.