یادم ترا فراموش؛ از تشییع جنازه پرشکوه اکبر کوسه تا تشییع جنازه شکوهمند قاسم کودک کش!

از ماست که بر ماست؛ این ضرب المثل فارسی را من خیلی دوست دارم. میگویند ما ایرانی ها در سیاست حافظه «ماهی» را داریم اما در زندگی اجتماعی و خانوادگی، کینه شتری هستیم! کشور و دار و ندارمان را به غارت ببرند، کک کسی نمی گزد اما اگر خانواده یا همسایه ۱۰ هزارتومان سرمان کلاه بگذارند، تا خرخره هفت جدو آبادش را نجوییم، آرام نمیشویم!

این روزها همه تعجب کرده اند که چرا چنین جمعیتی برای تشییع پیکر قاسم سلیمانی دور هم جمع شده اند و حتی ۶۰ نفر از این نوابغ روزگار زیر دست و پا هلاک شده اند!؟ این پرسشگران فراموش کرده اند که ۳ سال پیش، مردم غیور تهران و دیگر شهرستانها در مراسم کوسه خونخوار نظام سنگ تمام گذاشتند و دنیا را مبهوت این بلاهت خود خواسته خویش کردند.

در ماجرای مرگ رفسنجانی ماله کشان سعی کردند حضور عظیم مردم را به مواضع رفسنجانی و مخالفتش با خامنه ای در زمان جنبش سبز ربط دهند اما برای سلیمانی چه میتوان گفت؟

این را هم از لج خامنه ای شرکت کردند؟ خودمان را گول نزنیم. ممکن است عده زیادی از حکومت دلگیر باشند و غرولندی هم بکنند، اما ما نمیتوانیم این افراد را «برانداز» خطاب کنیم. طرف به خامنه ای فحش میدهد، سپاه را فحش میدهد اما برای سردار سلیمانی «اشک» میریزد و در مراسمش شرکت میکند و چه بسا زیر دست و پا هم له شود، اینکه مدام بگوییم همه چیز نمایشی است ، دردی را دوا نمیکند و باعث میشود تحلیل درستی از جامعه تباه شده به دست جمهوری اسلامی نداشته باشیم.

یادمان باشد هاشمی رفسنجانی نه قهرمان دروغین مبارزه با داعش بود و نه سردار آزادگی و توسعه، او آخوند سیاس و زیرکی بود که خمینی او را استوانه نظام نامید. استوانه ای که از همان روز اول دستانش به خون ملت ایران آغشته شد؛ از اعدام سران ارتش شاهنشاهی بگیرید، تا به فنا دادن جوانان در زمان جنگ و به ویژه عملیات کربلای ۴، کمی بعدتر هم کشتار اسلامشهر و قزوین را رقم زد اما متاسفانه به دلیل نبود اینترنت ابعاد آن جنایت گسترده را پنهان کردند و فقط پس از سرنگونی این نظام است که معلوم خواهد شد چند صد نفر در آن تظاهراتها نابود شدند.

سردار جنایت و کوسه خونخوار نظام مخالفان داخلی نظام را در سلسله قتل های زنجیره ای از میان برداشت و مخالفان خارجی و موثری چو بختیار و فرخزاد را هم در خارج از کشور با همکاری خامنه ای ترور کرد و پس از عمری خیانت و جنایت در حق ملت ایران، با بدرقه صدها هزارنفری همان مردمی روبرو شد که قربانی اش بودند و شوربختانه در تاریخ ثبت کرده اند که میلیون ها ایرانی در سوگ رفسنجانی گریستند!

عده ای این روزها از سندروم استکهلم صحبت میکنند اما به نظرم باید از سندروم دلدادگی به«جنایتکاران» صحبت کرد! با خودمان تعارف نکنیم، کدام یهودی را دیده اید نام «هیتلر» را بر فرزندش بگذارد؟ کدام یونانی نام «داریوش» و «خشایار» بر خود گذاشته است؟ کدام عربی دیده اید نام ایرانی بر خود بگذارد؟ اما ما ملتی هستیم که نام «چنگیز» خان مغول و اسکندر و علی و محمد و حسن و حسینی را که خون ایرانیان را ریخته اند بر روی فرزندان خویش گذاشته ایم!

باید روانشناسان دنیا برای نوع برخورد بیمارگونه ما با نظام جمهوری اسلامی نام جدیدی پیدا کنند، سندروم استکهلم و این حرف ها حق مطلب را بیان نمیکند!

تشییع جنازه اکبر رفسنجانی، کوسه خونخوار نظام

رمبوی امام خامنه ای در تشییع جنازه اکبر خونخوار
عاشقان شل حجاب اکبر
تجدید بیعت مردم با آرمان های کوسه خونخوار نظام
چه باید گفت؟ وقتی نظام میگوید انقلاب مردمی، دروغ نمیگوید!
گریه نکن، گریه نکن، خاتون من…
به اشتراک بگذارید:

11 thoughts on “یادم ترا فراموش؛ از تشییع جنازه پرشکوه اکبر کوسه تا تشییع جنازه شکوهمند قاسم کودک کش!

  • 2020-01-09 در t 21:14
    پیوند یکتا

    ارغوان عزیز، تهران بیش از ۱۲ میلیون نفر جمعیت در شب و به خاطر مشاغل مختلف تا بیش از ۱۸ میلیون نفر جمعیت در روز دارد. حتی اگر یک میلیون هم این جماعت را حساب کنیم که نیست باز هم اکثریت با کسانی ست که با این حکومت مخالفند. بیشتر به نظر می رسد به خاطر عدم وجود تنوع برای گردهمآیی و گریز از یکنواختی و بی چارگی به خیابان می آیند.
    ما حق نداریم نا امید شویم ارغوان جانم.

    • 2020-01-10 در t 00:11
      پیوند یکتا

      خیلی ناراحتم! حتی اگر ۱ درصد از اون جمعیت هم خودخواسته رفته باشن، فاجعه هست

      • 2020-01-10 در t 00:12
        پیوند یکتا

        صنوبر عزیزم، گاهی کم میاره آدم! بیشتر از در خشم و لودگی این رو نوشتن

  • 2020-01-10 در t 09:43
    پیوند یکتا

    اما ما ملتی هستیم که نام «چنگیز» خان مغول و اسکندر و علی و محمد و حسن و حسینی را که خون ایرانیان را ریخته اند بر روی فرزندان خویش گذاشته ایم!

    تیمور!

  • 2020-01-10 در t 09:48
    پیوند یکتا

    ولی ارغوان من اینجوری فکر نمیکنم.
    اولا جمعیت آنچنانی نبود.
    مسلما میلیونی نبود.
    تازه وسایل رایگان برای رفت و آمد, سربازان وظیفه, بسیج ادارات که کارمندان رو مجبور میکنند بیان و….. بلاخره عشق به ساندیس رو هم در نظر باید گرفت!
    بعدش هم بلاخره رژیم ۱۰ درصد طرفدار که داره.
    حالا فکر کن اگه اجازه بدن مخالفین این حکومت تظاهرات کنن چی میشه!

    • 2020-01-10 در t 21:41
      پیوند یکتا

      شیخ جان، آنها جای خود اما یک سری هم همینجوری رفتند، آنها خطرناک هستند! کانفیوزهای تهران کثافت زده

  • 2020-01-10 در t 11:51
    پیوند یکتا

    کلیه تظاهراتهای حکومتی در این رژیم نوعی نمایش قدرت برای تضعیف روحیه مخالفان است. اگر کمی باهوش باشیم میتوانیم خیلی راحت مچ دروغگویان حکومتی را بگیریم. نظام اعلام کرده است میلیون ها نفر در مراسم تشییع جنازه سلیمانی شرکت کرده اند.

    برای راستی آزمایی این ادعا فقط به تصویر این بلاگ دقت کنید!

    این جمعیت عظیمی که میبینید مربوط به دربی سرخابی ها است. استادیوم آزادی پس از شماره گذاری صندلی هایش میگویند چیزی در حدود ۸۰ هزار نفر را میزبانی میکند. این استادیوم از ۲ طبقه و‌چندین جایگاه تشکیل شده است، حالا اگر این جایگاه های پر جمعیت را از حالت دایره ای استادیوم خارج کنید و هر جایگاه را به صورت قطاری به یکدیگر پیوند دهید، خواهید دید جمعیتی که حکومتی ها ادعا میکنند ۳ میلیون نفر بوده است، در بهترین حالت در تهران ۲۰۰ هزار نفر بوده است!

    حالا اینکه ادارات را تعطیل و تهدید کردند و مدرسه ها ها را وارد بازی کردند، خودش جای یک دنیا بحث است.

    مورد دوم این است که این ۸۰ هزار نفری که در استادیوم نشسته اند، اگر در خیابان قدم بزنند و فاصله هرکدام با یکدیگر تنها یک قدم باشد، طول این قطار ۲ برابر میشود!

    دروغ های میلیونی نظام را باور نکنید! رژیمی که در جنبش سبز میلیونها رای مردم را دزدید، برایش کاری ندارد آمار دروغ به شما بدهد.

    در ضمن یک یادآوری تاریخی، شاید بزرگترین تظاهرات و اجتماعی که ایران پس از مرگ خمینی به خود دیده است، تظاهرات جنبش سبز در ۲۵ خرداد سال ۸۸ است. تظاهراتی که استمرار طلبان آن را ۳ میلیون اعلام کردند اما این ۳ میلیون نفر هم دروغ بوده است.

    http://sobh.blogfa.com/post/457

    اگر حوصله دارید، بخوانید، گر نه همان مطالب ذکر شده در بالا کفایت میکند

    این مطلب برای کوبیدن جنبش سبز نوشته است اما حالا میشود بر علیه خودشان استفاده کرد

    جمعیت شرکت کننده در راهپیمایی 25 خرداد 1388: حداکثر 600 هزار نفر
    فرازی از مقاله مفصل «افسانه تقلب»، نوشته «امید نقشینه ارجمند»، دکترای ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف

    آرمانشهر: راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ معترضان به نتایج انتخاباتِ دوره دهم ریاست جمهوری، حداقل با دو اسطوره همراه شده است. یکی، آرام بودن این راهپیمایی که باعث شد عنوان «راهپیمایی سکوت» به آن داده شود و دیگر اینکه جمعیت شرکت کنندگان در آن راهپیمایی، میلیونی بوده و به ۳ میلیون نفر رسیده است. اسطوره اول، با شواهد مختلف، فرو ریختنی است. شواهدی همچون اتاقکهای ایستگاههای خطوط بی.آر.تی، در خیابان آزادی که مردم تهران، فردای ۲۵ خرداد، با منظره با خاک یکسان شده آنها مواجه بودند یا حمله خشونت بار راهپیمایان به دانشگاه صنعتی شریف که منجر به مجروح شدن چند نفر از دانشجويان و فروریختن نرده های مشرف به خیابان آزادیِ این دانشگاه شد و بخشی از فیلمهای این حمله، در مستند «یزدان تفنگ ندارد»، ثبت شده است.
    اما اسطوره دوم، یعنی جمعیت دو تا سه میلیونی شرکت کنندگان در راهپیمایی، آنطور که شایسته است فرونریخته و به صورت یک بت در برخی اذهان حک شده است. ویژه نامه «رمز عبور ۳» روزنامه ایران که در اولین سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر شد، ضمیمه مفصلی داشت با عنوان «افسانه تقلب» به قلم «امید نقشینه ارجمند»، دکترای ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف. این مقاله، کلیه ادله ای را که مدعیان تقلب در انتخابات اقامه کرده بودند با روشهای ریاضی و آماری مورد بررسی و موشکافی قرار داده و آنها را رد کرده است. به نظر بنده، بسیار لازم بود و هست که دلسوزانی پیدا شوند و به هر شکل ممکن، این مقاله را در شهر تهران و به خصوص نیمه شمالی آن، که پایگاه معترضان به نتایج انتخابات است تکثیر و توزیع کنند.

  • 2020-01-10 در t 14:47
    پیوند یکتا

    اما ما ملتی هستیم که نام «چنگیز» خان مغول و اسکندر و علی و محمد و حسن و حسینی را که خون ایرانیان را ریخته اند بر روی فرزندان خویش گذاشته ایم!

    نوشانوش!!…

    من از بچگی اون سؤالی بوده برام که چرا آخر چنان بوده با ایرانیان، و آخرش از قلمت جاری شد. زنده باشی ارغوان… سؤال بسیار بسیار مهمیه.

    اگر بدنه جامعه ایران را به تن یک بیمار سرطانی تشبیه کنیم که از درجات بالای ابتلا به سرطان آخوندیسم و شیعه بازی رنج می‌برد ولی هنوز بدجوری می‌خواهد نمیرد، عکس بالا بخش متاس شده بدنه سرطانی جامعه ما اذهان فارسی زبان را تشکیل می‌دهد. همان ها و امثالهم تولید مثل های خود را چنان نامیده‌اند و می‌نامند… اگر هیتلر مانند آدمی الان باشد نسبت به حل مسئله شاید بگوید همه‌شان را باید نفله کرد تا ۹۰ درصد بقیه مان بتوانیم از عمر باقی مانده‌مان یه چیزی بفهمیم… ولی آن فانتزی‌است و شدنی نیست و درست هم نیست…
    پس چه شود؟
    هیچی… فعلا که داریم همراه با متاس در بدنه سرطانی‌مان، بجای زندگی، نفس های سخت جانکندنی تمام نشدنی شب احتضارمان را می‌کشیم…

    • 2020-01-10 در t 21:43
      پیوند یکتا

      پیاله جان، دارم روی یک مقاله جدی کار میکنم در مورد سندروم استکهلم، شاید زمان ببرد اما ارزشش را دارد. بر خلاف سندرم استکهلم، باید روی سندرم «بهمن» کار کرد که بسیار پیچیده تر از استکهلم است.

  • 2020-01-17 در t 16:40
    پیوند یکتا

    ارغوان نازنین، همانطور که شما هم گفتید موضوع فقط «سندرم استکهلم» نیست، من فراتر میروم و می گویم فقط ج.ا. یا اسلام هم نبست، طرز فکر یک ملت است.

    ببینید اگر شما از این فرض شروع کنید این یک اولویت است که ما به عنوان یک کشور مقتدر، قدرت منطقه ای، یا ابرقدرت باشیم قدم منطقی بعدی اش همین سپاه و قاسم سلیمانی ست!

    دلیلش هم این است که علی الحساب ابزاری که این کشور در اختیار داشت همین شیعه گری بود ، به تدریج هم همین موشکها و بعدش هم بمب انمی. از این دید ج.ا. کارش درست است. پس خیلی هم نباید تعجب کنید که یکی مثل اردشیر زاهدی هم در مقام دفاع از آنها برمی آید

    در ایران خود مفروضات مشکل زا هستند…

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.