گوشه ای از بابی کشی در عهد ناصری-۱
میرزا آقاخان کرمانی در رساله سه مکتوب خود گوشه ای از بابی کشی در دوران ناصری, که از لحاظ جهالت پهلو به دوران فرخنده و پربرکت جمهوری اسلامی می زند را در نامه ای خیالی که به شاهـزاده جلال الدوله مینویسد شرح داده است:

“روزی در خانه جراح باشی مـیهمان بودم که ناگاه از خانه همسایه صدای ناله و آواز سوزناک به گوش رسید تحقـیق کردم مشخص شد در همسایگی جراح باشی زنیست که همان روز دو پسر و دامادش را به تهمت بابی گری در میدان شاه کشته اند و زن نگونبخت تازه از قتلگاه عزیزانش بازگشته و می گرید. چندی نگذشت که از همان خانه صدای دف و تمبک به گوشم رسید و متحیر از آنکه چگونه عزا به شادی بدل شد دختر خدمتکار را برای تحقـیق فرستادیم و او در بازگشت با هیجان گفت که جمعی قصد دارند بی بی بیگم همان پیرزن داغـدیده را بکشند. من و جراح باشی به خانه همسایه شتافتیم و در صحن خانه محشری غریب دیدیم که از یک سو سه چهار زن بزک کرده, سرمه کشیده با زیرجامه های کوتاه … می رقصیدند. از طرف دیگر پنج شش یایسه سبز, سرخ و زرد پوش, سرخاب و سفیداب کرده دایره و تمبک می زدند و از سمتی جمعی سلیطه نره کس قحبه لوند جنده با سنگ و چوب و کفش و جاروب بر پیرزن هجوم آورده و با مشت و لگد و کفش او را به اینطرف و آنطرف بر خاک هلاک می کشیدند. یک قحبه بدقیافه به کربلاییه موسوم, چارقـد بی بی بیگم را از دو سو به حلقش پیچیده و با جنده دیگری چنان سخت می کشیدند که از جان بی بی رمقی بیش نمانده بود که من و جـراح باشی رسیده ریش و سبیل گرو کرده آن پیرزن را از چنگ آن جندگان رهاندیم.”
میرزا آقاخان در صدد تحقیق برمی آید و در پاسخ میشنود:
“ما همسایگان این پیرزنیم و امروز شنیدیم دو پسر و دامادش را کشته اند, محض غیرت دین و تعصب ملت, خواستیم خوب دل این عجوزه را بسوزانیم پس بزک و آرایش نموده به سرسلامتی او آمدیم و این رقص و ساز و آواز هم برای عزای آن سگان کافر است, ازاین بهتر چه ثوابی؟ به فتوای امام جمعه هر کس یک بابی را بکشد ثواب هزار حج و عمره مقبوله برده است و اجر صد ختم قرآن را دارد! اگر تو نیامده بودی و محض خاطر جراح باشی نبود کربلاییه زینب که به گوش خود این حدیث از دهان مبارک آقای امام جمعه شنیده بود, بی بی بیگم را چون سگ می کشت و این ثواب را می برد.”


عجب مردم وحشی و درنده ای بودند
الان هم چندان فرقی با آن دوران در رفتار و کردار این مردم نمیبینم. وقتی پای پیاده و با وجود دشنام ها و تهدید های عراقی هایی که ۸ سال از مرگ جوانان این مرزوبوم هلهله و شادی می کردند، گوسپندوار به پیاده روی اربعین می روند شما گمان می کنید برای خاطر امام قرمساقشان دست به کشتن نخواهند زد؟ ۵۰ سال زمامداری شاهان پهلوی قدری از بروز و رشد این گونه سفاهت ها جلوگیری کرد که مردم نادان ما مجددا خودخواسته به اسطبل اسلام بازگشتند.
من بارها تاریخ ایران را از حمله اعراب به ایران به بعد مرور کرده ام. از زمانی که آن قوم وحشی پا به این سرزمین گذاشتند با خود خشونت و وحشی گری و بربریت را نیز آوردند. سربریدن، کور کردن، گوش افراد را بریدن و کف دستشان گذاشتن، از بلندی پرتاب کردن، شلاق زدن و… همه اینها از فرهنگ کثیف اسلامی وارد این مرز و بوم شده.
حالا اوج وحشی گری در کشتن بابی ها را امشب اگر در میان آرشیو مطالب خودم یافتم منتشر می کنم که چگونه هر دسته ای را در کشتن آنها مشارکت دادند.
فرقش فقط این است که امروز جشنش را توئ خانه خودشان میگیرند. متاسفانه در میان ایرانیان عناصر بد خیلی زیاد است.
این از تاثیرات دستورات فقهی و دینی است و ضمیر ناآگاه عوام. هر کجا پای دین به میان آمد تبعیض و ظلم و کشتار هم به دنبال آن بود.