دو ساعت پیش تو خواب و بیداری به این فکر افتادم که برم بالاترین یه سری بزنم ببینم افاضات جدید جغد چی بوده. البته فرصت نشد, اول رفتم صبحونه خوردم و بعد یه چرتی زدم و بعدش هم ورزش کردم. الان یهو دیدم اینجایی. از قدیم و ندیم گفتن: چو اسم “جغد” بری چوب را به دست گیر! ولکام
لینکها و کامنتها و بحثها در بالاترین تکراری و کسلکننده شده. همه مشغول در جا زدن در کلاس اول هستن، کسی به کلاس دوم نمیره.
یه چند هفتهای هست که در بالاترین کامنتی نذاشتم؛ دارم سعی میکنم اعتیادش رو ترک کنم، تو عالم خماری و بدن درد دست به دامن متادون شدم، گفتم بیام اینجا کامنت بذارم. شله زرد نذر کردم که اگه بشه -به جز یکی دوتا سایت خبری و تئوریک- وب فارسی رو کلا کنار بگذارم. الان هم ناپرهیزی کردم اومدم اینجا، باید برم دوباره توبه کنم. 🙂
باورمی کنید من بیش از یکسال است که حتی نمی روم به آن خراب شده سر بزنم؟ هرچه انسان از آن کاربرهای عوضی هفت خط فاصله می گیرد بیشتر درک می کند که چقدر انرژی و عمرمان را هدر می دادند. یک مشت فسیل مغز که سوزن شان روی وقایع نیم قرن قبل گیر کرده و حرف تازه ای ندارند.
جناب ملا، بالاترین محیطش ،به قول فرنگیها، خیلی سمّی شده. باید صبر کرد و دید که به کدام سمت خواهد رفت. تا آن زمان فرا برسه بهترین تاکتیک دوری هست و دوستی.
سمک گرامی جای خوشبختی است که شما را اینجا میبینیم. من از روزی که از بالاترین خارج شدم هرگز بازنگشتم و کمبودی از جهت از دست دادن بحث های بی پایان و بی حاصل و اتلاف وقت با سایبری ها و یابو علفی ها حس نکردم. این سایت هم اعتیاد آوره اما ضررش کمتره و اگر بالاترین اعتماد به تریاکه، این یکی مثل اعتیاد به چای است.
ممنون جناب کافر، لطف دارین. گفتم حمل بر بیادبی نشه و کامنتی در پاسخ به شما بگذارم:
هدف اولیه بالاترین، یعنی ایجاد محیطی دوستانه برای بحث و گفتگو بین ایرانیها و ارتقا فرهنگ رواداری بین طیف ها و سلائق سیاسی، ایده جالبی بود، اما متاسفانه بالاترین به ضد خودش تبدیل شده، یعنی رسما محیطی شده برای دامن زدن به دعواها و تشدید دشمنیها. الان بالاترین حتی چراغ سبز به استفاده از فحش خواهر و مادر و ادبیات چارواداری در لینکها و کامنتها داده، یعنی رسما باید فاتحه بحث و محیط دوستانه رو خوند. عجیب اینجاست که بالاترین خیلی به آسونی میتونه با سیستم بالاچهای این محیط رو مدیریت کنه، اما عالما وعامدا اینکار رو نمیکنه. مدیریت بالاترین هم، حالا به هر دلیلی، بدنبال ایجاد محیطی پر از تشنج و زدوخورد و فحش و فحشکاری و تشدید دشمنیهاست. به چه طریق؟
به نظر من ، و شاید خیلیهای دیگه، از طریق مدیریت فضای اصلی بالاترین، یعنی صفحه اول. این صفحه کاملا مهندسی شده هست. نه تنها بوسیله سایبریها ،که خب طبیعیه و باید انتظار اون رو داشت، که حتی خود گردانندگان بالاترین هم در این مهندسی شریکند و بقول آغا خامنهای هردو شدیدا مشغول گفتمان سازی هستند. این گفتمان سازی از هر دو سو در جهت تشدید اختلافات بین نیروهای مخالف رژیم هست و جهت و مسیر هر دو یعنی هم سایبریها و هم بالاترین در بسیاری موارد هم پوشانی داره.
شیمی دبیرستان اگه یادتون باشه، یه چیزی داشتیم به نام کاغذ لیتموس. کار این کاغذ در آزمایشگاه تشخیص محلولهای اسیدی و بازی از همدیگه بود. اگه توی مایع اسیدی میکردین قرمز میشد، اگه مایع بازی بازی بود به رنگ آبی در میامد. همه ما یک سری از این کاغذ لیتموسها داریم که در زندگی روزمره از آنها برای قضاوت استفاده میکنیم. کاغذ لیتموس من اخیرا قادر نیست بین کارمندان بالاترین و سایبریها تفاوتی قائل بشه، تو هرکدوم میزنم رنگشون یکیه، زرد.
تشخیص خیلی سخته حتی من داشتم فکر می کردم چه بسا اشخاص،و گروه هایی حتی بدون تفرقه انداختن و در جهت اپوزسیون و علیه رژیم هم موضع بگیرند تا فقط وارد فضای اونها بشوند.
دوست گرامی بالاترین سومین سایتی بود که من ترک کردم و هر بار هم دلیل آن مدیریت سایت بود. من شک ندارم که در یک فضای آزاد و شرایط برابر همه ما میتوانیم پوز سایبری های ابله و بی سواد را به خاک بمالیم. مشکل زمانی پیش می آید که مدیریت سایت مانند آنچه در بالاترین رفت و میرود در سوی آنان بوده و در جهت منافع آنها کار کند.مثل حذف بی دلیل یک بالاچه مخالفین از لیست بالاچه های منتخب. در چنین سایتی استفاده از من و شما برای این است که مخالفین رژیم را جذب کنیم تا سایت بتواند پروپاگاندای رژیم را به خوردشان بدهد.
یک نکته دیگر این که اگر آنچه شنیدم راست باشد پول بالاترین از طریق بنیاد سوروس تامین شده بود (من مدرکی ندیده ام). این همان بنیادی است که بخش قابل توجهی از سرمایه برای تاسیس انستیتو کوینسی را تامین کرده است و میتوان حدس زد چه سیاستهائی را اعمال کرده و میکند. کاغذ لیتموس را اگر توی بنیاد سوروس هم بکنی احتمالا زرد بیرون خواهد آمد.
میگم حالا یک کم در مورد بالاترین درد دل کردین اگه به من یک لطفی کنید ممنون میشم که دیگه صحبتش رو نکنیم. من با “شیر جوان” یه قول و قراری دارم. در مورد فعالیتمون اونجا نیمه پر لیوان رو نگاه کنید که همدیگه رو پیدا کردیم.
میگم این رامین پرهام رو دنبال میکنید. یک مناظره هم با علی افشاری و شهریار آهی داره. اینجور که من متوجه میشم حرفهای امیر احمدی رو تئوریزه میکنه (دولت نظامی فن سالار).
دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند!
🙂
دو ساعت پیش تو خواب و بیداری به این فکر افتادم که برم بالاترین یه سری بزنم ببینم افاضات جدید جغد چی بوده. البته فرصت نشد, اول رفتم صبحونه خوردم و بعد یه چرتی زدم و بعدش هم ورزش کردم. الان یهو دیدم اینجایی. از قدیم و ندیم گفتن: چو اسم “جغد” بری چوب را به دست گیر!
ولکام
لینکها و کامنتها و بحثها در بالاترین تکراری و کسلکننده شده. همه مشغول در جا زدن در کلاس اول هستن، کسی به کلاس دوم نمیره.
یه چند هفتهای هست که در بالاترین کامنتی نذاشتم؛ دارم سعی میکنم اعتیادش رو ترک کنم، تو عالم خماری و بدن درد دست به دامن متادون شدم، گفتم بیام اینجا کامنت بذارم.
شله زرد نذر کردم که اگه بشه -به جز یکی دوتا سایت خبری و تئوریک- وب فارسی رو کلا کنار بگذارم. الان هم ناپرهیزی کردم اومدم اینجا، باید برم دوباره توبه کنم.
🙂
باورمی کنید من بیش از یکسال است که حتی نمی روم به آن خراب شده سر بزنم؟
هرچه انسان از آن کاربرهای عوضی هفت خط فاصله می گیرد بیشتر درک می کند که چقدر انرژی و عمرمان را هدر می دادند.
یک مشت فسیل مغز که سوزن شان روی وقایع نیم قرن قبل گیر کرده و حرف تازه ای ندارند.
جناب ملا، بالاترین محیطش ،به قول فرنگیها، خیلی سمّی شده. باید صبر کرد و دید که به کدام سمت خواهد رفت. تا آن زمان فرا برسه بهترین تاکتیک دوری هست و دوستی.
اینها علایم پیری یه ببم جان!
من تازه اول چلچلیمه!
سمک گرامی جای خوشبختی است که شما را اینجا میبینیم. من از روزی که از بالاترین خارج شدم هرگز بازنگشتم و کمبودی از جهت از دست دادن بحث های بی پایان و بی حاصل و اتلاف وقت با سایبری ها و یابو علفی ها حس نکردم. این سایت هم اعتیاد آوره اما ضررش کمتره و اگر بالاترین اعتماد به تریاکه، این یکی مثل اعتیاد به چای است.
ممنون جناب کافر، لطف دارین.
گفتم حمل بر بیادبی نشه و کامنتی در پاسخ به شما بگذارم:
هدف اولیه بالاترین، یعنی ایجاد محیطی دوستانه برای بحث و گفتگو بین ایرانیها و ارتقا فرهنگ رواداری بین طیف ها و سلائق سیاسی، ایده جالبی بود، اما متاسفانه بالاترین به ضد خودش تبدیل شده، یعنی رسما محیطی شده برای دامن زدن به دعواها و تشدید دشمنیها.
الان بالاترین حتی چراغ سبز به استفاده از فحش خواهر و مادر و ادبیات چارواداری در لینکها و کامنتها داده، یعنی رسما باید فاتحه بحث و محیط دوستانه رو خوند. عجیب اینجاست که بالاترین خیلی به آسونی میتونه با سیستم بالاچهای این محیط رو مدیریت کنه، اما عالما وعامدا اینکار رو نمیکنه. مدیریت بالاترین هم، حالا به هر دلیلی، بدنبال ایجاد محیطی پر از تشنج و زدوخورد و فحش و فحشکاری و تشدید دشمنیهاست. به چه طریق؟
به نظر من ، و شاید خیلیهای دیگه، از طریق مدیریت فضای اصلی بالاترین، یعنی صفحه اول. این صفحه کاملا مهندسی شده هست. نه تنها بوسیله سایبریها ،که خب طبیعیه و باید انتظار اون رو داشت، که حتی خود گردانندگان بالاترین هم در این مهندسی شریکند و بقول آغا خامنهای هردو شدیدا مشغول گفتمان سازی هستند. این گفتمان سازی از هر دو سو در جهت تشدید اختلافات بین نیروهای مخالف رژیم هست و جهت و مسیر هر دو یعنی هم سایبریها و هم بالاترین در بسیاری موارد هم پوشانی داره.
شیمی دبیرستان اگه یادتون باشه، یه چیزی داشتیم به نام کاغذ لیتموس. کار این کاغذ در آزمایشگاه تشخیص محلولهای اسیدی و بازی از همدیگه بود. اگه توی مایع اسیدی میکردین قرمز میشد، اگه مایع بازی بازی بود به رنگ آبی در میامد.
همه ما یک سری از این کاغذ لیتموسها داریم که در زندگی روزمره از آنها برای قضاوت استفاده میکنیم. کاغذ لیتموس من اخیرا قادر نیست بین کارمندان بالاترین و سایبریها تفاوتی قائل بشه، تو هرکدوم میزنم رنگشون یکیه، زرد.
تشخیص خیلی سخته
حتی من داشتم فکر می کردم چه بسا اشخاص،و گروه هایی حتی بدون تفرقه انداختن و در جهت اپوزسیون و علیه رژیم هم موضع بگیرند تا فقط وارد فضای اونها بشوند.
آیا منظورتون سایبریهای رژیمه که زیر پرچم جمهوری و یا پادشاهی جنگ و دعوا راه میاندازند؟ و منظورتون از “فضای اونها”، فضای گروههای اپوزیسیونه؟
دوست گرامی بالاترین سومین سایتی بود که من ترک کردم و هر بار هم دلیل آن مدیریت سایت بود. من شک ندارم که در یک فضای آزاد و شرایط برابر همه ما میتوانیم پوز سایبری های ابله و بی سواد را به خاک بمالیم. مشکل زمانی پیش می آید که مدیریت سایت مانند آنچه در بالاترین رفت و میرود در سوی آنان بوده و در جهت منافع آنها کار کند.مثل حذف بی دلیل یک بالاچه مخالفین از لیست بالاچه های منتخب. در چنین سایتی استفاده از من و شما برای این است که مخالفین رژیم را جذب کنیم تا سایت بتواند پروپاگاندای رژیم را به خوردشان بدهد.
یک نکته دیگر این که اگر آنچه شنیدم راست باشد پول بالاترین از طریق بنیاد سوروس تامین شده بود (من مدرکی ندیده ام). این همان بنیادی است که بخش قابل توجهی از سرمایه برای تاسیس انستیتو کوینسی را تامین کرده است و میتوان حدس زد چه سیاستهائی را اعمال کرده و میکند. کاغذ لیتموس را اگر توی بنیاد سوروس هم بکنی احتمالا زرد بیرون خواهد آمد.
اینرو نگاه کنید کلی بهتون آرامش میده!
https://youtu.be/7utMaDb1W08
آشیخ، دیدن رقیب که آرامش نمیده، بدتر باعث اظطراب میشه
همین حسادت هاست که کار مملکت رو به اینجا کشونده دیگه…
جغد درههای البرز هرگز به عقاب کچل (bald eagle) آمریکاییه جهانخوار حسادت نمیکنه.
این reCAPTCHAی گوگل چه علاقهای به چراغ قرمز و خط عابر پیاده داره. هر دفعه کامنت میذاریم باید ثابت کنیم که قادر به تشخیص خط قرمزها هستیم.
؛)
این رو مونتی باید ترتیبش رو بده
تخصص من کارهای هنریه!
آخرین خبر از مونتی هم اینه که یک پروژه داره و حسابی گرفتاره
میگم حالا یک کم در مورد بالاترین درد دل کردین اگه به من یک لطفی کنید ممنون میشم که دیگه صحبتش رو نکنیم. من با “شیر جوان” یه قول و قراری دارم. در مورد فعالیتمون اونجا نیمه پر لیوان رو نگاه کنید که همدیگه رو پیدا کردیم.
باشه، بایکوتش میکنیم، رفت تو لیست تحریمها.
میگم این رامین پرهام رو دنبال میکنید. یک مناظره هم با علی افشاری و شهریار آهی داره. اینجور که من متوجه میشم حرفهای امیر احمدی رو تئوریزه میکنه (دولت نظامی فن سالار).
نه والله نمیشناسمش.
هوشنگ امیر احمدی؟ آدم قحط بود مگه؟
من فکر میکنم این مساله خیلی جدیه
همراهی راست افراطی با ایدئولوژی اسلام شیعی