کتاب خاطراتم؛ از آن مدلی که بولتون از ترامپ جدا شد!
من پل ارتباطی احمدینژاد با سایر جریانها به خصوص با اصلاحطلبان بودم. حتی با طیفهای رادیکالتر مثل جبهه ملی، خیلی از دوستانی که در سال ۸۸ بازداشت شده بودند مثل عبدالله مومنی، اسدی زیدآبادی، آقای قاسم شعلهسعدی و آقای کوروش زعیم گفتگو میکردم.
از این گفتگوها چه هدفی را دنبال میکردید؟ میخواستید یک جریان اپوزیسیون تازه خلق کنید؟
خواسته آقای احمدینژاد بود. آقای احمدینژاد از سال ۹۷ که متوجه شده بود پایگاهی درون ساخت قدرت ندارد، تلاش کرد پایگاه سیاسیاش را به نیروهایی منتقل کند که به نوعی منتقد نظام هستند یا زاویه دارند.
هیچوقت از این گروهها و افراد جواب مثبتی دریافت کردید؟
نه، اصلا. جلسهام با آقای تاجزاده را روایت کردم. مشغول نوشتن کتاب خاطراتم هستم. از آن مدلی که بولتون از ترامپ جدا شد.


جناب داوری در مصاحبه های اخیرشان سعی می کنند از احمدی فاصله بگیرند و در چند مورد نیز تملق سید مجتبی را گفتند.
به نظر می رسد ایشان با تغییر جهت باد در حال تغییر جهت هستند، تا در هر صورت منافع پایسته بماند.
ایشون همین الان هم داره تبلیغ احمدی نژاد رو میکنه
There is no such thing as bad publicity
این مورد برعکس مدل «بولتون و ترامپ» است، چون نظرات بولتون به مراتب رادیکال تر (و صحیح تر) از ترامپ بودند، ولی اینجا نظرات احمدی نژاد به مراتب رادیکال تر (و صحیح تر) از نظرات این شخص (وجمیع «سیاسیون» ایرانی) هستند. اینکه احمدی نژاد صادق است یا خیر بی اهمیت است، چون در هر حال در این نظام به قدرت نخواهد رسید تا فرقی ایجاد کند.
این یارو از خود احمدی نژاد شوت تر و اسکول تر است. البته احمدی نژاد اخیرا کمی رشد کرده اما مشاوران سابقش بدتر هم شده اند.
همین اسکول یکبار توئیتی از من که یک کاربر ناشناس هستم را برداشته بود و نوشته بود ببینید دشمنان نظام میخواهند پول جمع کنند و در خارج مسولین را بخرند!