چگونه وجدان نیروهای مسلح بیدار می شود؟
اگر هر تغییر و تحول نظام حکومتی در تاریخ صد ساله ایران را که بررسی کنیم حتما می بینیم ارتش یا نیروهای مسلح نقش پررنگی در آن واقعه داشته است و بخاطر اهمیت نقش موثر آنان، امروز هم ما نمیتوانیم برای عبور از جمهوری اسلامی، کلا بی خیال ارتش و سپاه شویم.
در اواخر حکومت قاجار که کشور گرفتار آشوب و درهم ریختگی و نابسامی غوطه ور شده بود و دخالتهای کشورهای روس و انگلیس در امور داخلی ایران تبدیل به گوشت قربانی بین دو درنده گرسنه شده بود، سردار سپه، رضا خان، به همراه تعدادی از سربازان میهن دوست بپا خاستند و سکان قدرت را بدست گرفتند و در مدت کوتاهی همه یاغیان و دزدان راهها و گردنه ها را سرکوب کردند و ایران را روی ریل نوسازی و نظم درآوردند.
چند دهه گذشت و بعد از خروج نیروهای اشغالگر انگلیس و روسیه از ایران، چند سال همچنان ناامنی و هرج و مرج همچنان ادامه یافت و گروههای سیاسی چپ و راست وارد مجلس و ارکان اجرایی کشور شدند و بجای همگرایی نیروهای همدیگر، عملا کشور را عرصه کشمکش تمایلات بیگانگان کرده بودند که محصول آن حکومت دو ساله مصدق بود.
مصدق برخلاف باور عمومی، اوضاع کشور را وخیم تر از قبل کرد و بحران فقر و نداری و بدبختی و کمبود و هرج و مرج روز به روز افزون یافت و زمانی که مصدق از پشتیبانی امریکا علیه انگلیس ناامید شد، از طریق حزب توده چرخش سیاسی کرد و نگاه به شرق را در دستور کار خود قرار داد.
اگر همت وطن پرستانی مثل سپهبد زاهدی و تعدادی از افسران ارتش نبود، احتمالا ایران تبدیل به یکی از جمهوری های اتحادیه شوروی میشد یعنی چیزی شبیه ترکمنستان یا تاجیکستان.
در یک حرکت شجاعانه افسران ارتشی فداکاری کردند و ابتدا رئیس شهربانی را دزدیدند و چند ماه بعد به محل سکونت مصدق یورش بردند و پس از چند ساعت تیراندازی موفق شدند غائله دولت مصدق را ختم کنند و ایران را دوباره به ریل آرامش و نوسازی برگردانند.
زمانی که آتش انقلاب ۵۷ به اوج رسید و شاه ایران را ترک کرد، ارتش نتوانست و یا در توانش نبود که در غیاب شاه، از تمامیت کشور حفاظت کند. ارتش از چند سو تحت فشار بود که مبادا حمام خون راه بیاندازد. ژنرال هویزر امریکایی هم به ایران آمد و از آنها درخواست کرد بیطرفی اعلام کنند و همین بی عملی ارتش باعث آن فاجعه تاریخی گردید.
بالاخره بعد از چهار دهه ظلم و جنایت و ناکارآمدی و فساد، مردم ایران بپا خاسته اند تا این رژیم آخوندی را براندازند اما بدلیل بافت نامردمی ارتش و سپاه، هیچگاه نقشی برای جذب نیروهای مسلح بطرف جبهه مردم نکرده اند.
مگر میشود جمهوری اسلامی را برانداخت بدون اینکه نقش نیروهای مسلح را نادیده گرفت؟
اما چگونه وجدان پرسنل نیروهای مسلح را می توان بیدار کرد؟
عامل محرک بیداری وجدان آنها، تاثیرات فاش شدن خبرهای قتل و شکنجه بی رحمانه نیروهای سرکوب علیه مردم عادی است. مگر میشود انسان خبر کشته شدن یک دختر ۱۴ ساله در اثر تجاوز گروهی بسیجیان و بازجویان رژیم را شنید و ناراحت نشد؟؟
قطعا این جنایات به مرور در روحیه پرسنل نیروهای مسلح تاثیر خواهد گذاشت و آنها را علیه رفتارهای رژیم تحریک خواهد کرد.
بخاطر همین است که جمهوری اسلامی بعد از درز کردن چنین رسوایی هایی فورا درصدد تحریف خبر برمی آید تا مبادا نیروهای مسلح متزلزل شوند.
عامل دوم این است که نیروهای مسلح خود قربانی بی عدالتی و فساد و ظلم دستگاه حکومتی قرار گیرند. چند سال پیش یک آخوندی که در پادگانی رئیس اداره عقیدتی سیاسی بود به همسر یکی از فرماندهان ارتش سونظر داشت که همین باعث حذف فیزیکی آن آخوند شد.
جمهوری اسلامی، یک باند ناکارآمد فاسد است و همه را ناراضی کرده و دامنه نارضایتی به درون ارتش هم کشیده شده است.
و نکته آخر اینکه مردم و اپوزیسیون باید بصورت مرتب نیروهای مسلح را دعوت کنند تا به صف مردم بپیوندند و نباید به صرف اینکه سپاه و ارتش بله قربان گوی خامنه ای و نوکر آخوندها هستند، آنها را نادیده گرفت و از آنها ناامید شد. اگر ارتش به ما بپیوندد، زمان و هزینه براندازی بسیار کمتری به ایران وارد می شود.

