چپول شناسی

بدترین ورژن ادیان، دین اسلام است و بدترین ورژن اسلام، تشیع است و بدترین ورژن تشیع، نوع آخوندی آن است. اکنون برویم سراغ انواع و اقسام چپ ها:

سوسیالیسم مکتب روشنفکران بود. از داخل سوسیالیسم هم حکومت استالین و مائو بیرون آمد و هم اندیشه های مترقی سوسیال دمکراتها در کشورهای اسکاندیناوی.

چپ های معتدل چوب چپول ها را میخورند. چپول به کسی می گویند که ذاتا موجودی بازنده است (لوزر) و چون خودش عرضه رشد و ترقی ندارد تلاش می کند دیگران را پائین بکشد تا همه مثل خودش بشوند.

شاید بسیاری از شما خطر چپول ها را باندازه کافی درک نکرده باشید و از روی این مسائل براحتی بگذرید ولی شواهد متعددی هست که هر وقت قدرت بدست چپول ها افتاد، زیر بنای اقتصاد آنجا را نابود کرده اند. مثل ونزوئلا.

در کانادا هم ما نخست وزیری داریم بسیار چپول و مغز فندقی. از زمانی که روی کار آمده اقتصاد کانادا را به زمین زده. صنعت نفت را ورشکسته کرده، صنعت ساخت و ساز را بیچاره کرده و آنقدر مثل احمدی نژاد بریز و بپاش کرده که بزرگترین رقم بدهی در تاریخ کانادا را رقم زده است.

این جماعت وقتی صحبت می کنند از لابلای سخنانشان براحتی میتوان فهمید که با کسانی که زحمت کشیده اند و سرمایه گذاری کرده و ریسک بالایی را متحمل شده و اکنون بیزینس موفقی را راه انداخته اند خصومت ذاتی دارند. مثل برنی سندرز که می گفت باید به سرمایه ثروتمندان ( نه درآمد آنها بلکه به ثروت و دارایی شان) مالیات سنگین ببندیم و آنها را تنبیه کنیم!

حالا این ها یکطرف، ورژن چپ ایرانی واقعا معرکه است. در مورد چپ ایرانی باید بیشتر سخن گفت.

به اشتراک بگذارید:

9 thoughts on “چپول شناسی

  • 2020-06-12 در t 04:33
    پیوند یکتا

    نه تنها چپول های ما بلکه مصدقیهای ما هم با پشت کردن به دکتر بختیار، امتحان خود را با رفتن به زیر عبای آخوند در فتنه 1357 بوضوح ظرفیت و اعتبارشان را با عملکردشان ، نه تنها به ایرانیها، به تمام جهان نشان دادند.
    هم ایران را نابود کردند و هم ایرانی را به پست ترین موقعیت در جامعه بشری رساندند.
     

  • 2020-06-12 در t 16:29
    پیوند یکتا

    به نظر می رسد چپول معتدل از راستول معتدل بهتر است چون یک کشور اسکاندیناوی علا رغم GDP بسیار بسیار بسیار پایین تر از امریکا از امریکا صدها بار بهتر است.
    درست است که چپول افراطی یک چیزی مثل اسلامیست افراطی شیعی آخوندی یک موجود انزجار آور و مضر است ولی بعضی از ارکان خیلی خیلی خیلی مهم سوسیالیسم مثل مالیات خیلی بالا برای درآمد خیلی بالا به کل جامعه کمک می کند تا فقط به یک نفر آدم پولدار.
    آمریکا مثال بارز این پدیده است. امریکا کشوری است که در جایی خواندم ۸۰ درصد از منابع مالی دنیا را دارد ولی میزان فقر زیاد نسبت به ثروتهای افسانه ای ۱% ها چگونه است؟
    مدل آمریکایی کار نمی کند چون ۱% ها مالیات نمی دهند مثل ترامپ. چرا؟ چون دولت و قانونگزاران را خریده اند. در حقیقت آنها شیره ملت را می مکند ولی چیز زیادی پس نمی دهند و با بهانه اینکه ما کار ایجاد می کنیم از زیر بار مسئولیتشان به دولت و مردم فرار می کنند. مگر در سوئد، فنلاند، نروژ و بقیه اسکاندیناویها مردم گرسنه و بی کارند که اینها منت می گذارند برای مردم کار ایجاد می کنند. هر امپراطوری به برده احتیاج دارد تا کاخهایش را برایش بسازند. اینها ممکن است کار ایجاد کنند ولی بیشتر هدفشان برده داری مدرن است.
    به نظر می رسد سوسیال دمکرات راه حل بهتری برای بشر باشد ولی اشکال آن این است که برای اجرای آن اول به مردمی آگاه و با سواد نیاز هست بعد به دولتی سالم و وظیفه شناس.
    برای رسیدن به این دو به جز اسکلندیناوی ها بشر به یک چند هزار سال دیگر تجربه و تکامل احتیاج دارد. مردم اکثر کشورها هنوز به آن درجه از تکامل فکری نرسیده اند.

    • 2020-06-12 در t 17:02
      پیوند یکتا

      مدل آمریکایی کار نمی کند چون ۱% ها مالیات نمی دهند مثل ترامپ. چرا؟ چون دولت و قانونگزاران را خریده اند.

       
       
      جالب اینکه خود ترامپ می‌گفت به این سیاستمداران حرفه‌ای (مانند کلینتون) رای ندهید، چون اینها که کاری بجز حرف زدن بلد نیستند و به اجبار خودشان را به افرادی مانند من فروخته اند!
       
      ولی باز ترامپ که طرز فکری را نمایندگی می‌کند که خواهان باز گشت مشاغل به غرب است. بدتر از آن این بازی بازار سرمایه است، که تقریبا کاملا از اقتصاد تولیدی مستقل شده: بانکهای مرکزی در ابعاد نجومی از هیچ پول خلق میکنند، همزمان بهره را پایین میاورند، در نتیجه این پول به بازار بورس میرود و آنجا فشفشه هوا میشود. من هیچ اقتصاد دانی (اعم از چپ و راست) را نمی‌شناسم که حداقل خصوصی اذعان نمی‌کرد که این بازی «پرورز» است و بالاخره یک جایی مردم واکنش نشان خواهند داد.
       
       

      • 2020-06-12 در t 17:42
        پیوند یکتا

        کاملا درسته.
        وقتی اقتصاد تولیدی افتاد دست وال استریتها و وکیلها فاتحه آن ملت را باید خواند. چرا؟
        وقتی تولید نباشد، منشا سرمایه چیست؟ پول توی جیب من و شما.
        حالا منشا درآمد چی می شود؟ پول یک نفر از توی جیبش برود توی جیب یکی دیگر.
        تمام داستان وال استریت و بانکها به جز چند شرکت کامپیوتری و خدماتی همینه. پول من و شما را از جیبمان در می آورند و می ریزند توی جیب یک ابر پولدار.
        وکیلها هم هستند تا از پولهای مفت و بادآورده پول مفت بگیرند و مطمئن بشوند این بازی جریان و تداوم پیدا می کنه.
        اقتصاد وال استریتی و بانکی با یک کازینو هیچ فرقی نمی کنه. پولت را یک جا می زاری تا الکی بیشتر بشه ولی ممکنه ببازی که قطعا می بازی و وقتی باختی کارشناسها بهت می گن باید خیلی طولانی بگذاری تا هر چی که داری را ببازی. من طی سالهای سال فقط باخته ام تا دستم آمد هر چی این تحصیل کرده های بیزنس می گویند دروغ است. اگر راست بود چرا هیچکدامشان گارانتی نمی دهند و مسئولیت حرفشان را بعهده نمی گیرند؟ چطور تو هر رشته دیگه مثل پزشکی یا مهندسی اگر کسی حرف یا کار الکی بکنه، دادگاه که می ره هیچی، جریمه و زندان هم می شه ولی این بیزنسی ها هیچ مسئولیتی برای هیچی ندارند. من هم دوست داشتم پول بگیرم ولی مسئولیت نداشته باشم. کی بدش می آد؟
        امریکای آلان با امریکای بعد از جنگ دو کشور متفاوته. امریکای الان تو فساد ۱% ها داره غرق می شه.
        ترامپ نیتش خوبه ولی از دستش کاری بر نمی آد و نمی تونه امریکا را نجات بده چون زور خودش و دولتش حتی یک میلیونیم زور بانکها و 1% ها نیست. تا وقتی که حرف می زنه کسی کاری بهش نداره ولی اگر عمل خواست بکنه درجا می کشنش. خودش هم از اون مادر به خطاهاست و اینو خوب می دونه. بنابراین فقط داره حرف می زنه و هیچوقت عمل نخواهد کرد.

        • 2020-06-13 در t 00:31
          پیوند یکتا

          ضمن تایید: چون خیلی از مردم عادی همین تجربیات شما را داشته اند و دیگر مایل به باختن نیستند چندسال است که بانکهای مرکزی سیاست «قمار بازی اجباری» را پیش گرفته اند، یعنی پول چاپ میکنند و به بازار سرمایه میدهند، و صورت حسابش را هم (به صورت قرضه ملی) برای ملتها (نسل کنونی و آینده) میفرستند!
           
           
          ملا در مقاله از تمایلات مصادره ای دولتهای «چپول» ابراز نگرانی کرده بود، با شرح بالا روشن می‌شود که دولتها هم اکنون هم در ابعاد هزار میلیارد دلاری مشغول مصادره هستند. وقتی خیلی از اقتصاد دانان میگویند دولت در ذاتش غارتگر است _ کمونیستی و کاپیتالیستی ندارد_ اکثرا منظور را متوجه نمی‌شوند…

    • 2020-06-13 در t 00:55
      پیوند یکتا

       @lighthouse
       
      آشنای گرامی
      درست میفرمائید
      چپول معتدل یا راستول معتدل هر دو میتوانند بهتر از دیگری و سازنده باشند
      بشرط آنکه هر یک با حقوق بشر آشنایی داشته باشند و محترم بشمارند و بدون تعصب برای پیش برد حقوق انسانی و نه ایدئولوژیکی و برای بهتر زیستن تلاش کنند.
       

      • 2020-06-13 در t 04:10
        پیوند یکتا

        بله درسته.
        به نظر می آید دوران ایدیولوژی به سر آمده. هر سازی که هر ایدیولوژی به هر نحوی در هر کجا بزنه قصدش گول زدن مردم به منظور چپاول و غارت اونهاست.
        هیچکس دلش برای مردم نسوخته و مردم هیچ دلسوزی ندارند مگر خودشون. خودشون باید به داد خودشون برسند.
        مردم باید با سواد بشن و حواسشون ۶ دانگ جمع باشه تا بتونند دولت ها را مهار کنند و اگر مهار نشدند فورا خلع کنند تا توسط دولت و قوانین منطقی بتونند ۱% ها را کنترل کنند.
        مشکل مردم در همه جای دنیا همین ۱% هان وگرنه دولتها در اکثر جاها فقط دلقکهای روی صحنه آنها هستند. این باید عوض بشه تا ۱% ها را بشه کنترل کرد. درست یک چیزی مثل اسکاندیناویها. باید مالیات را بست به نافشون و پول را خرج عموم کرد. اینجوری است که عدالت برقرار می شه. این نه ایدیولوژی می خواد نه دین و مذهب و نه جنگ و دعوا. فقط کمی سواد، کمی اتحاد و کمی عقل!

  • 2020-06-13 در t 15:06
    پیوند یکتا

    چرا فکر می‌کنید سوئد و دانمارک سوسیالیستی است؟ مالکیت خصوصی شدیداً به رسمیت شناخته می‌شود و این کشور‌ها در سال‌های اخیر جهت خصوصی‌سازی قدم‌های زیادی برداشته‌اند. اگر چه متأسفانه مالیات بالایی دارند که آن هم میراث دولت رفاهشان است ولی به شدت فری مارکتند. مستند سوئد: درس‌هایی برای آمریکا، پیشنهاد می‌شود. سوسیال‌دموکراسی یک ترم چرند است برای فریب مردم. سوسیال‌ها دیدند کمونیسم دیگر طالب ندارد گفتند یک دموکراسی بگذاریم کنار سوسیال که مردم خر شوند. بنده نمی‌خواهم مالیات بدم. مال منه دوست ندارم. لعنت به روزی که مارکس و انگلس زاده شدند. هرچند که چپ فقط این دو نیستند. دنیا بوی تعفن مارکسیسم گرفته.

    • 2020-06-13 در t 16:03
      پیوند یکتا

      کاملا درست است.
      اتفاقا خودم هم همین را در ذهن داشتم. اگر کشورهای اسکاندیناوی به این مرحله از رفاه و پیشرفت رسیده اند مدیون سوسیالیسم نیستند بلکه مدیون اصلاح کاپیتالیسم هستند. یعنی بدی های نظام سرمایه داری بیرحم امریکایی را اصلاح کرده اند و از مزیتهایش بهره می برند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.