چرخش موضع اروپا علیه رژیم با چه هدفی است؟
در روزهای اخیر شاهد چرخش مقامات اروپایی علیه رژیم هستیم. در پارلمان آلمان و بلژیک اظهاراتی شنیده می شود که کمتر سابقه داشته اند. گروهی از ایرانیان در پارلمان آلمان سخنرانی کردند و حرفهای خوبی هم زدند. اتحادیه اروپا هم قرار است تحریم هایی علیه رژیم اعلام کند. دیروز هم امانوئل مکرون با چند فعال حقوق زنان ملاقات کرد.
شکی نیست که این اقدامات با هر نیتی انجام بشود به نفع انقلاب مردم ایران است و صدایشان در جهان رساتر شنیده می شود. اهمیت این اتفاقات را میتوان در خشم و عصبانیت جمهوری اسلامی دید. نگاهی به مطالب روزنامه کیهان و خبرگزاری های وابسته به سپاه، نشان می دهد چقدر از این تحولات و موضع گیری های اروپایی ها خشمگین هستند.
اما پرسش اینجاست که هدف اروپایی ها از این ملاقاتها با مخالفان رژیم چیست؟
آیا آنها تازه فهمیده اند که این رژیم چقدر تبهکار است؟ قطعا اینطور نیست. اطلاعاتی که اینها از جنایات پنهان رژیم دارند ما نداریم. نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی چیزی نیست که طی همین دو سه ماه اخیر رخ داده باشد.
برای این ماجرا دو احتمال وجود دارد:
۱- اروپایی ها می دانستند این رژیم یک حکومت تبهکار وحشی است اما وقتی می دیدند مردم ایران جیک نمی زنند و به پای صندوق رای میروند و شادی کنان به منتخبین آخوندا رای میدادند پیش خود فکر میکردند که این ملت لیاقت دمکراسی ندارد و همین حکومت از جنس خودشان است. اما اکنون که دیده اند مردم بپا خاسته اند و میخواهند یک رژیم سکولار داشته باشند شروع به حمایت از انقلاب مردم کرده اند.
۲- این احتمال بدبینانه هم هست که اروپایی ها دارند از مخالفان رژیم استفاده ابزاری می کنند. یعنی به رژیم سیگنال میدهند که اگر با ما راه نیایید و امتیاز ندهید ما دشمنان شما را تقویت می کنیم. این استفاده ابزاری از مخالفان در عالم سیاست یک امر باسابقه ای است و صدها نمونه وجود دارد که برای فشار آوردن به حکومتی به رقیبان آن حکومت نزدیک میشوند.
اروپایی ها روی توافق برجام خیلی حساب میکردند و همه تخم مرغهایشان را توی سبد مذاکرات برجام گذاشته بودند تا آنکه روسیه یعنی ارباب خامنه ای، به رژیم امر کرد میز مذاکره را ترک کند. در پی این کار رژیم، اروپا شروع کرد به تغییر موضع علیه رژیم، و چه ابزاری بهتر از نزدیکی به مخالفان رژیم. رژیمی که در درون با بحران مشروعیت روبروست و هرلحظه شورشی در گوشه و کنار کشور در حال وقوع است.
اینجاست که میتوان به اهمیت سرنوشت جنگ روسیه در اوکراین را با سرنوشت این رژیم پی برد. هرچه این رژیم در جنگ با اوکراین بیشتر قاطی شود، موضع گیری غرب علیه اش سخت تر خواهد شد و این فرصتی است طلایی برای مردم ایران تا از شر این بلای خانمان سوز رها شوند.


آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچی.
اقدامات پفکی غیر موثر و محکوم کردن های حرفی مفت.
مثل دیدار حامد اسماعیلیون با جاستین ترودو بعد از اولین تظاهرات بزرگ ایرانیان در تورنتو که نگذاشت سپاه پاسداران جنایتکار زن و بچه کش را تحریم کنند.
منکه چشمم آب نمی خورد که اروپایی ها و لیبرالهای کانادا و دموکراتهای آمریکا کوچکترین اقدام موثری انجام دهند.
فقط دارند کشش میدهند که قوای ملت ایران تحلیل برود و عوامل دیگری را بعنوان اپوزيسيون قلابی مطرح می کنند.
۱- ملاقات با رهبر واقعی مردم ایران ساهزاده رضا پهلوی که به ایشان خواهد گفت چکار بکنند.
۲- تحریم جمهوری اسلامی
۳- تحریم سپاه پاسداران
۴- بستن کلیه سفارتخانه های اروپایی
۵- تحریم فضای هوایی
۶- بازداشت و مصادره اموال کلیه عوامل جمهوری اسلامی داعشی در اروپا
۷- بستن کلیه مساجد و لانه های تروریستی رژیم در اروپا و انگلیس
۸- تشکیل دادگاه بین المللی غیابی برای خامنه ای و کلیه مسئولان و عوامل رژیم مشابه دادگاه نورنبرگ آلمان برای جنایتکاران آلمان نازی
۹- هر گونه روابط اروپا با رژیم جمهوری اسلامی مشابه روابط با رژیم آلمان نازی است.
Exactly
JUSTIN TRUDEAU JUST SANCTION IRGC●
تغییر مسیر اروپا نسبت به رژیم ضحاک نشانه خوب و مبارکی است.
ولی همانجور که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد اروپا هم به خاطر حقوق بشر، دفاع از دمکراسی و کورس و شعرهایی از این قبیل تغییر مسیر نداده است. اگر این مفاهیم برای اروپا ارزش واقعی داشت پس چگونه می شود خواب اصحاب کهفی، چشمان کور و گوشان کر و زبانهای لال و مماشات اروپاییان با رژیم را به مدت ۴۳ سال توضیح داد؟
اروپا بوی الرحمان رژیم را حس کرده چون اون بالا بالایی هایی که هیچکس آنها را نمی شناسد به سران اروپایی خبر داده اند که این رژیم رفتنی است.
همین که آن بالا بالایی ها به این نتیجه رسیده اند که رژیم باید گورش را گم کند نشانه خوبی برای ما ایرانیان است چون این تصمیم می توانست این شکلی نباشد و مردم ایران مجبور بشوند بیشتر هزینه بدهند و بیشتر ظلم و عذاب بی دلیل را تحمل کنند.
رهبران اروپا اکثرا مشتی چپول بی اراده هستند که فقط دستورات آن بالا بالایی هایی را که هیچکس نمی داند کیستند اطاعت و اجرا می کنند.
بزرگترین عاملی که باعث شد آنها تغییر مسیر بدهند مسئله همین اتم عاغا بود.
شخص عاغا به همه کسانی که به او خدمت کرده بودند خیانت کرد و بعضی از آنها را مثل رفسنجانی علنا عین یک خوک کثیف کشت. چون شخص عاغا خود خائن است و خائن همه را ز کیش خود می پندارد به اربابان خود هم که همان بابا بالایی ها هستند اعتماد نداشت و برای آنکه روزی خودش مثل کوسه به درک واصل نشود هوس اتم کرد چون فکر می کرد که داشتن بمب اتمی مثل کیم جان اونگ می تواند جان بی ارزش او را مثل جان بی ارزش کیم حان اونگ حفظ کند. همین یک دندگی عاغا سر مسئله اتم بالاخره کار دست عاغا داد چون ایشان آنقدر بیشعور تشریف داشتند که نفهمیدند کسانی که اون بالا بالا هستند اسرائیل را خیلی خیلی بیشتر از این گدای مفلوک چلاق دوست دارند و اسرائیل به هیچ وجه از اتم عاغا خوشش نمی آید.
عاغا فکر می کرد با پیشکش کردن و نابود ایران می تواند مهر و محبت آن بالا بالایی ها را به خود معطوف کند که آخر کار این شکلی از آب در نیامد چون آنها تصمیم گرفتند که عاغا را مثل سیب گندیده ای به درون سطل آشغال پرتاب کنند. تاریخ مصرف این گدای افلیج به سر آمده.
حالا باید منتظر باشیم تا بزودی ببینیم رژیم سقوط خواهد کرد و عاغا یا مثل صدام از یک چاه بیرون کشیده می شود یا جسد متعفن او را مثل بن لادین یا قذافی در یک جا گم و گور می کنند.
در نهایت سقوط رژیم تبهکاران، دزدان و قاتلان و به درک واصل شدن این دیکتاتور حقیر و ذلیل بهترین خبرهای خوش برای ایران در چند صد سال یا حتی چند هزار سال اخیر خواهد بود.