چرا رژیم ترسی ازعواقب جهانی جنایاتش ندارد؟
چرا جمهوری اسلامی هرچه جنایت بکند در جهان بازتاب ندارد و بخاطر ارتکاب به آن تنبیه نمیشود؟ این رژیم در چهل سال گذشته بارها و بارها دست به کشتار جمعی زده و همه خطوط قرمزها را رد کرده اما هرگز بابت آن جنایات هزینه متناسب را نپرداخته است. واقعا کدام جنایت دیگر باقی مانده که این رژیم مرتکب نشده باشد؟ و پرسش دقیق تر این است که جمهوری اسلامی چه کار دیگری باید بکند تا جامعه جهانی علیه اش موضع جدی بگیرد؟
رژیم جنایتکاراسلامی در دهه شصت هزاران زندانی سیاسی ( که محاکمه شده و دوران حبس خود را سپری میکردند) را بصورت دسته جمعی اعدام کرد و شبانه آنها را در گورهای نامشخص دفن کرد تا خانواده آنها را برای همیشه داغدارو عزادار کند. آیا بخاطر این جنایت تاریخی تنبیه شد؟ خیر. آیا کشورهای جهان بخاطر این جنایت هولناک تغییری در رفتارشان ایجاد شد؟خیر.
بعد از این جنایت، ترورهای مخالفان در اروپا شدت گرفت. بمب گذاری در بیروت و آرژانتین، عملیات تروریستی در تایلند و بلغارستان، قتل شاپور بختیار در خاک فرانسه، قتل فجیع فریدون فرخزاد در آلمان، ترور در رستوران میکونوس و دهها و صدها نمونه دیگر که این رژیم مرتکب شد و جهان از کنار آن براحتی عبور کرد و در مواردی مثل محاکمه میکونوس بطور موقت سفرای کشورهای اروپایی از ایران فراخوانده شدند.
بعد جلوتر که بیاییم به قتل های زنجیری و حذف فیزیکی نویسندگان می رسیم. سپس رژیم در کوی دانشگاه تهران جنایت دیگری آفرید. چند سال بعد در انتخابات تقلب کرد و عده زیادی از معترضان بی سلاح مثل ندا آقا سلطان را در خیابان به گلوله بست. بعد رفت سراغ حمله به سفارت کشورهای خارجی. سفارت و محل اقامت دیپلماتهای بریتانیا را به آتش کشیدند و مدتی بعد به سفارت عربستان حمله کردند.
رژیم جنایتکار همچنین در دی ماه 96 صدها نفر را در خیابانها به قتل رساند و در آبان 98 هزاران نفر را کشت و عده زیادی را بازداشت و شکنجه کرد. فعالان محیط زیستی را در زیر شکنجه کشت و به مراکز دولتی در کشورهای دیگر حمله سایبری کرد.
لیست جنایات این رزیم بسیار طولانی است که یک نمونه آن ارتکاب در نسل کشی در سوریه است که منجر به کشته شدن نیم میلیون نفر و آواره شده میلیونها نفر گردید. حمله به آرامکو، حمله به نفتکش ها، دزدی دریایی و توقیف کشتی های تجاری و غیره و غیره.
اما انتظار میرفت کشورهای جهان حداقل در برابر حمله به هواپیمای مسافربری خطوط اوکراینی و شلیک عمدی به آن و کشتن دهها زن ومرد و کودک بی گناه واکنش نشان بدهند و این رژیم جنایتکار را تنبیه کنند. اما چرا این اتفاق نیفتاد؟
پاسخش ساده و روشن است.
جمهوری اسلامی برخلاف بقیه رژیم های جنایتکار مثل رژیم صدام حسین، رژیم طالبان، رژیم قذافی و ابوبکر البغدادی، یک سپر دفاعی در خارج کشور ایجاد کرده که بخوبی جنایاتش را ماله کشی می کنند و از شدت و زهر و تیزی آن می کاهند بطوریکه نهایتا آن جنایات شکلی نرمال می گیرد.
باور کنید اگر هرکدام از این جنایات را کشوردیگری مرتکب شده بود مورد نفرت جهانی قرار میگرفت و اجماع جهانی علیه آن شکل میگرفت.
در ماجرای زدن هواپیمای اوکراینی، جمهوری اسلامی پشتش به لشگر ماله کش هایش در کشورهای غربی گرم بود. آنها بخوبی توانستند در این ماجرا آنقدر شبهه ایجاد کنند و آنقدر اگر و مگر و شاید و نباید پیرامون این داستان بافتند که بعد از گذشت یکسال آن جنایت بزرگ تبدیل شد به یک حادثه که در تاریخ پشت سر قرار گرفت. برای اینکه دقیقا ببینید مزدوران این رزیم تروریستی چگونه جنایات را نرمالیزه می کنند به صحبتهای نگار مرتصوی این موجود رذل و کثیف دقت کنید:


نگار مرتضوی از عناصر منفور و پلید ضد ایرانی ست .
“واقعا کدام جنایت دیگر باقی مانده که این رژیم مرتکب نشده باشد؟”
هدف قرار دادن مردم خودش با سلاح هسته ای (مشابه کاری که صدام با مردم حلبچه کرد).
البته این سپر دفاعی میلیاردها دلار درسال هزینه هم تحمیل کرده است. سفیر سابق رژیم در ژاپن گفته که نظام حداقل ۲۵۰۰۰ هزار نفر مثل لطف الله افراسیابی در خارج دارد که سالی ۲۶۰ هزار دالار دریافت میکنند. اگر این پول ها را خرج حوثی ها و حزب الله و… کند خیلی برایش بهتر میشود چون وظیفه ی ماله کشی را دولت های کمونیست موسوم به لیبرال تقبل خواهند کرد.
نگار مرتضوی حال بهم زن ترین لابیسته
حداقل از خانواده ای این جانباخته های هواپیما خجالت باید بکشه
رژیم ایران یک رژیم فاشیستی است ولی با بقیه رژیم های فاشیستی و دیکتاتوری یک تفاوت عمده دارد و همین تفاوت باعث شده که خارجی ها هرگز در مقابل آن مواضع سخت و جدی نگیرند.
لابی گری و مماشات مثل ابزار یک مکانیک عمل می کنند تا بتواند اشکالات یک ماشین را حل کند ولی تا ماشینی نباشد نه این ابزار به درد می خورند نه مکانیک (لابی گرها). پس وجود یک موتور یا یک ماشین لازم است. پس این موتور یا ماشینی که باعث می شود خارجی ها همیشه با این رژیم نرم و با گذشت رفتار کنند چیست؟
علتش در فرق عمده این رژیم با بقیه فاشیستها و دیکتاتوری هاست. هر دیکتاتور بی شعور و دیوانه ای مثل قذافی یا صدام هر جنایتی کردند و هر چی آدم کشتند به یک چیز وفادار بودند و به آن اعتقاد داشتند و آن هم کشورشان بود. هم صدام و هم قذافی عراق و لیبی را دوست داشتند ولی روش حکومتشون به مذاق خیلی از عراقی ها و لیبی یایی ها جور در نمی آمد. پس چرا غرب فورا به آنجا لشکر کشی کرد ولی از گل لطیف تر به رژیم اسلامی نمی گوید؟
رژیم اشغالگر اسلامی بر خلاف همه فاشیست ها حتی هیتلر و استالین از کشورشان یا ایران متنفرند و قبلا بارها به همه خارجی ها علامت داده اند این کشور ثروتمند در اختیار هر خارجی خواهد بود که بخواهد آن را غارت کند و هر چیزی درونش هست به دزدد و به یغما ببرد به شرطی که با ما کنار بیاید و سهم ما محفوظ باشد.
پس دلیل رفتار لطیف خارجی ها با این رژیم لابی گری نیست بلکه منافع آنهاست جوری که ایران را مثل یک آهوی پوست کنده روی میز می بینند که قصابش (رژیم) بالای سرش ایستاده و می گوید هر که با من کنار آمد این گوشت لذیذ مال اوست.
در این حراج تا حالا روسیه و چین برده اند ولی غرب همچنان دست و پا می زند تا راهی پیدا کند و مقداری از این گوشت آهوی لذیذ را برای خود بردارد.
در این فاجعه هیچکس طرفدار مردم ایران نیست و هرگز هم نخواهد بود چون منافع مردم ایران با منافع رژیم و غرب و شرق در تضاد کامل است. اگر مردم منتظر ناجی بنشینند او هرگز نخواهد آمد.
مردم اگر منافع ایران را برای خود می خواهند مثل مردم همه جای دنیا مثلا ویتنام باید با عوامل داخلی رژیم یعنی ۳پا و بسیج و حتی عوامل خارجی او حالا هر کسی می خواهد باشد به جنگ مسلحانه بروند. این رژیم بدون جنگ محال است از جایش جم بخورد. اقتصاد، قحطی، کرونا، سیل، زلزله و حتی گودزیلا و کینگ کونگ و تمام دایناسورهای 300 میلیون سال پیش هم نمی توانند کوچکترین اثری روی رفتن رژیم تا نابودی کامل ایران و مردم آن بگذارد چون رژیم راهش را یاد گرفته و هر بلایی سر ایران می آد فوری هزینه آن را به مردم منتقل می کنه و تازه از هزینه مردم کاسبی هم می کنه و یک چیزی گیرش می آد یعنی بلای مردم را تبدیل به پول برا خودش و پاسداراش می کنه.
مردم با نظاره کردن و منفعل بودن به هیچ کجا نمی رسند.