چرا اختلافات بین گروههای سیاسی پایان ناپذیر است؟
بیشتر کشورهایی که دمکراسی محور هستند و یا حتی کشورهایی که در مسیر رسیدن به دمکراسی هستند، دارای احزاب و گرایش های مختلف هستند. مثلا حزب چپ دارند، حزب راست دارند، حزب میانه، حزب سبز و غیره دارند.
داشتن گروههای مختلف در یک کشور، باعث میشود افراد جامعه جذب حزبی شوند که دیدگاه آنرا نزدیکتر به دیدگاه خود می بیند. این باعث یک نظم و سامان در کشور میشود. هر حزب ممکن است روزنامه و تلویزیون ویژه خود را نیز داشته باشد. همین امر باعث میشود تضارب افکار در جامعه بخوبی منعکس شود و برآیند آن در پای صندوق آنتخابات نمایان میشود.
در این کشورهای متمدن، افراد با گرایشات سیاسی متضاد، با هم رقیبند نه دشمن. بارها دیده ایم که بر سر منافع ملی، هر دو حزب مخالف، رقابتها را کنار میگذارند و تصمیمی که مصلحت عمومی را لحاظ میکند را می گیرند.
اما در بین گروههای ایرانی به چند دلیل هرگز این جدال ها به سرانجام نخواهد رسید.
دلیل اول این است که عده ای از گروههای سیاسی ایرانی هستند که ذاتا از ایران، پرچم ایران، فرهنگ ایران، تاریخ ایران، زبان و ادبیات ایران تنفر دارند. ماهیت رابطه اینها با ما، رابطه ای خصمانه است نه رابطه یک هموطن. با چنین افرادی که ما را دشمن خود می دانند فقط زبان قدرت تعیین کننده است.
دلیل دوم وجود فرقه رجوی است. این گروه متعفن هرگاه ببیند فرد یا جریانی اقبال عمومی پیدا کند فورا وارد صحنه میشود و شروع به تفرقه افکنی می کند. این فرقه بدلیل داشتن منابع مالی و نیروی انسانی سازمان یافته، قدرت مخرب چشمگیری دارند.
و دلیل آخر دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی است. افراد زیادی در خارج کشور در احزاب و گروههای سیاسی اپوزیسیون نفوذ یافته و بنزین به آتش اختلافات میریزند.


این معرکه گیری ها را در غرب هم انجام میدهند، و آنجا هم بیهوده یا مخرب است. از این نوع «دیالوگ» در غرب هم نتیجه ای در نمیآید، تفاوت اینجاست بعدش رای گیری انجام میشود، که به طرز پیش پا افتاده ای یک نتیجه مشخص دارد (و آن دیگر درست و غلط و سلیقه و … ندارد).
چون ما انتخابات نداریم هر نوع «رقابت سیاسی» بی معنی است، و آنهایی که هنوز دست بردار نیستند یا بیکارند و یا محجور…
کمون ها را فراموش نکنید.
از آنجایی که علی گدا کمونیست است و برای خود شیرینی اول خزر را به روس ها بخشید و بعدها برنامه دارد تا بیشتر از خاک و اموال ایران را به آنها ببخشد، کمون ها بدجوری حامی این حکومت ننگین اند.
در همین انقلاب مهسا بزرگترین ضربه به اتحاد مردم را کمون ها زدند و به یکباره کلی کمون زیر خاکی که هیچکس نه آنها را می شناسد و نه می داند آنها چه غلطی می کنند به یکباره از زیر خاک و تابوت های کپک زده خود بیرون جهیدند، آنی مشهور شدند و تمام سایت های فارسی زبان من جمله سایت گویا به آنها تریبون دادند و هر حرفی که باعث اختلاف بین گروهها می شد را با تیتر بزرگ و سرمقاله چاپ کردند، اتحاد را از بین بردند، سایت گویا و بقیه تریبون ها خفه شدند و آنها به تابوت های در زیر خاک برگشتند منتظر تا دور بعد.
دشمنان ایران بسیارند و همه هم متولد ایران. هرگز ندیده ام یک کشور اینقدر دشمن قسم خورده و بدخواه خانگی داشته باشد.
وقتی که رژیم جنایت هولناک می کند و جوان های مردم را کور می کند یا زیر تجاوز به قتل می رساند کوچکترین صدایی از آنها در نمی آید ولی وقتی یک کسی برای اتحاد مردم کاری می کند این زامبی ها از گوشه و کنار دنیا پیدا می شوند.
بردن این مبارزه با رژیم با این همه دشمن آن هم بطور مخملی و غیر خشونت آمیز غیر ممکن است و اگر کسی احتمالات آنرا حساب کند شانس پیروز شدن مبارزه غیر خشونت آمیز تحت این شرایط که هیچ نیروی قهری ندارد ولی کلی دشمن ارگانیزه، متحد، پولدار، سازمان یافته، جدی و مصمم، بی شرف و بی رحم، مسلح و تعلیم داده شده دارد از شانس بردن لاتاری هم کمتر است. تا کنون و در تمام این کنش ها و واکنش ها همیشه رژیم و کمون های حامی آن برده اند و مردم هیچ به هیچ باخته اند. این روش به جایی نمی رسد.