چراغ سبز اسلیپی جو به خامنه ای جنایتکار
اسلیپی جو درباره نقض حقوق بشر در چین و نسل کشی ایغورها و زورگویی دولت کمونیستی چین به مردم هنگ کنگ اظهار داشت: این چیزها نرمال است چون متکی بر فرهنگ متفاوت است. من هرگز به رهبران این کشورها اعتراض نمی کنم.
این طرز نگاه دقیقا برای گسترش دمکراسی زنگ خطر است. اسلیپی جو اگر در زمان هیتلر زندگی میکرد هرگز به فاشیست ها بخاطر نسل کشی و آدم سوزی اعتراض نمیکرد چون این جنایات برخاسته از فرهنگی متفاوت بود.
با همین استدلال، اسلیپی جو به خامنه ای جنایتکار چراغ سبز نشان داد که هر جنایتی مرتکب شوی از نظر ما نرمال تلقی میشود


باید صیر کرد و دید ملا جان. راه ترامپ هم متاسفانه به این دلیل که میخواست همه را با هم بزند آن جواب دلخواه ما را نداد. ایندپندنت فارسی نوشته که پس از مشکلات با امریکا چین خرید نفت ایران را از سر گرفت و آن را از طریق مالزی و سنگاپور خریداری میکرده است (گویا هم اکنون نیز ادامه دارد). الیته کس نخارد پشت ما و این روزها خوشبختانه از شاهزاده گرفته تا دیگر فعالان میگویند رژیم به پایان نزدیک میشود. ار آن اتحاد رویایی اما هنوز خبری نیست.
موضوع فراتر از ترامپ یا بایدن است
این نگرش و طرز فکر رئیس جمهور امریکا خیلی خطرناک است
او دارد می گوید ما با نقض حقوق بشر در چین و ماچین کاری نداریم
معنای این حرف این است که آخوندها هم حق دارند مردم خود را سرکوب کنند
بله درست میگوئید اما ما میدانیم که حقوق بشر فقط یک بهانه است. منظور من این است که شاید با این کار چین را با خود همراه کرده و به ایران فشار بیاورند. راست این که حکومتهائی مثل چین و ایران کار خودشان را میکنند و فقط با زور میشود تغییرشان داد. به چین نمیشود فشار آورد اما رژیم اسلامی را مبشود زیر فشار گذاشت. من هم خیلی خوشبین نیستم اما صیر میکنم ببینم چه میشود. بالاخره باید دید برای این چیزهائی که میدهد چه چیزی خواهد گرفت.
برداشت من از اوضاع این است که دمکراتها و کلا چپ ها یک علاقه ذاتی به حمایت از تروریستها و دیکتاتورها دارند.
حدس من این است که حتی اگر رژیم کوتاه هم نیاید، این دمکراتها هستند که کوتاه خواهند آمد و به برجام بدون هیچ شرط و شروطی بازخواهند گشت.
الان تنها مانع شان اسرائیل است و الا اینها تصمیم شان را از قبل گرفته اند که با این رژیم نهایت مماشات را بکنند.
راستش من دموکراتها را چپ به آن صورت نمیدانم. به نظر می آید که یک سری صنابع در صف طرفداران جمهوری خواهان هستند و یک سری هم حامیان دموکراتها. من فکر میکنم منافع هر دسته با روی کار آمدن حزب دلخواهش بیشتر در سیاستها تاثیر میگذارد. در این که اگر بتوانند معامله خوبی با رژیم بکنند درنگ نخواهند کرد من هم هیچ شکی ندارم.
دقیقا، این دموکراتها هستند که کوتاه میآیند همانند ۸۸ که اوباما ندید! من بارها گفتم ترامپ هر کاری کرد اما مردم نیامدند و تقصیر هیچکس نیست. بایدن یعنی پول بیشتر برای نظام و عمر بیشتر نظام و این حقیقتی است انکار نشدنی!
کافر جان@
با احترام، اتحاد رویایی برای رویاست و ربطی به برانداختن این نظام ندارد. تمام اپوزیسیون خارج هم اتحاد کنند، باز کاری نمیتوانند بکنند. توکل اپوزیسیون یه رضا پهلوی تو داخل وزن داره که اون هم وزنش به درد براندازی نمیخوره چون طرفداراش فدایی اون نیستن و فقط طرفداران.
این رژیم با یک حمله خارجی شاید برانداخته بشه و یا در کل سرنوشتش فروپاشی مثل شوروی خواهد بود و تجزیه میکنن ایرانو…
راستش من دیگه هیچ امیدی ندارم و خیلی از این نا امیدی ناراحتم…
ارغوان جان من با تاسف بسیار فکر میکنم شاهزاده علاقه ای به آن نقشی که خیلی ها دوست دارند بازی کند ندارد و برای رهبری براندازی باید حلقه بزرگتری را در نظر گرفت و بله رژیم توانسته با حیله های گوناگون از جمله تخریب افراد ما را از رهبران موثر محروم کند.
من بر خلاف تو فکر میکنم رژیم با حمله خارجی از بین نمبرود چون هبچ قدرتی را نمیبینم که بخواهد در ایران نیرو پیاده کند و کار را تمام کند. بمباران هوائی تاسیسات اتمی بیشترین چیزی است که شاید ببینیم. چنانچه اما در پاسخ به شیخ گرامی هم گفتم صداهای خوبی از درون به گوش میرسد اما جای ما در حمایت از آنها خالی است و این چیزی است که مرا رنح میدهد و نمیدانم چرا هیچ گروهی سعی نمیکند استفاده واقعی را از ایرانیان خارج بکند.
من فکر میکنم تجزیه ایران نه ساده است و نه مطلوب. نه تنها مردم ایران اشتهائی برای تجزیه نشان نمبدهند بلکه تجزیه ایران میتواند باعث آشوب بسیار بیشتری در منطقه شود و بالانس قدرت را به نفع ترکیه و مصر تغییر داده و از این رو مطلوب همسایه ها و قدرتهای جهانی نیز نیست.
دست آخر خیلی هم لازم نشد صبر کنیم. به اروپا گفته اند برنامه مذاکره با ایران را ردبف کن.
> این روزها خوشبختانه از شاهزاده گرفته تا دیگر فعالان میگویند رژیم به پایان نزدیک میشود.
همه میگن “خودش خشک میشه میوفته”
خدا رو چه دیدی, شاید هم صحیح در بیاد
ولی هیچ کدوم نمیگن “وقتی افتاد کی برش میداره؟”
راستش من هم نمیدانم چگونه بدون هبچ عملی از سوی ما مردم ایران رژیم خواهد افتاد اما با خود میگویم شاید یک چیزهائی میدانند که من نمیدانم. باید اضافه کنم که آنچه از فعالان درون ایران میشنویم بسیار امبدوار کننده است. برای مثال به صحبتهای کورش زعیم و طبرزدی و لعل محمدی در آخرین برنامه چالش گوش کنید. من فکر میکنم آنچه رژیم را نابود میکند نه عنصر خارجی بلکه از یک سو فساد خود آن و تمامیت خواهی نهادینه در آن است که آن را کوچکتر و کوچکتر میکند و از سوئی مردمی که در برابر نابودی قرار گرفته اند و راهی بجز براندازی نمی بیینند. حال اگر قدرتهای خارجی یاری کنند و مثل اسرائبل رژیم را ذلیل کنند کمک قابل ملاحظه ای به این روند کرده اند.
اگه نظر من رو بخوای رژیم دیکتاتوری, و خصوصا مافیایی, هیچ وقت نمیافتند بلکه قدرت از یک مافیا به مافیای دیگه منتقل میشه. حتا روسیه رو نگاه کنید همین اتفاق افتاد, مافیای حزب کمونیست به مافیای پوتین (تازه خودش مأمور کا گ ب!) منتقل شد و الان چند دهه است که تمام اهرمهای قدرت رو به دست داره و ….
یا بهار عربی رو نگاه کنید که اونهمه امیدواری به کجا کشید.
در واقع جایی که “دولت” (و نه رژیم) جدی جدی میوفته آمریکا است که هر ۴ یا ۸ سال نه فقط رئیس جمهور بلکه بیش از ۲ هزار نفر از دولت قبلی میرن پی کارشون و با نفرات جدید جایگزین میشن.
فرهنگ آلمان چه تفاوت ماهوی با مثلا انگلستان یا فرانسه داشت؟ تازه اصرار به مقایسه داشته باشیم که فرهنگ آلمان غنی تر بود!
منظور این بابا اصلا ربطی به «فرهنگ» ندارد، خلاصه اش میگوید «حقوق بشر» برای این است که یک چیز قشنگی داشته باشیم که بتوانیم در موردش حرف بزنیم، قرار نیست اجرایش را هم جدی بگیریم…
الان فرصت مناسبی است که یک نوشته قدیمی را کپی کنم، شاید امروز بهتر درک شود:
چینی ها همین الانش هم برنده هستند.
همین اسلیپی جو را کی آورد سر کار؟ آمریکا را فساد برداشته. وقتی جایی فاسد شد بدون شک نابود خواهد شد فقط آهسته تر.
دنیای غرب را تماما فساد گرفته و فساد کار خودش را خواهد کرد درست مثل موریانه بدون صدا ریشه را می خوره تا جایی که دیگه جبران نمی شه کرد.
چین الگوی مدیریت همین غربی ها را در سالهای 50 و 60 میلادی را بنیان گذاشت که الان صعودی داره می ره بالا.
اگر غرب تونست بکشه بالا چون الگوی اولیه اش درست بود و بر حسب لیاقت و شایسته سالاری بود. الان الگوی غرب شومنی و بانکداری مثل کازینوها شده. مشتی دزد که بدون تولید و بدون انجام دادن هیچ کاری از هیچ پول در می آرن.
اگر دوست چینی نزدیک دارید برید باهاش صحبت کنید. خواهید دید الگوی مدیریت چینی ها دقیقا الگوی مدیریت آمریکایی ها در دهه 50 و 60 میلادی است.
بله فساد، پارتی بازی، ک… کلک بازی، آشنا بازی و رابطه به جای ضابطه و دروغ یک ابر قدرت را از عرش به فرش می رسونه.
آمریکا همین الانش هم دیگه نه ابر قدرته و نه اصلا قدرت خاصیه. آمریکا اگر فردا با یک هر نه یک کشور وارد جنگ بشه برشکست می شه. نه به خاطر صدمات جنگ بلکه به خاطر هجوم دزدهای داخلی به خزانه و پول ملت. آمریکا داره روزهای آخر سلطنتش را می گذرونه. همین اسلیپی جو آمریکا را دفن خواهد کرد.
واقعا دعای آخوندا آمریکا را گرفت.