پوپولیسم نفت ایرانی

هدف من از پرداختن موضوعات دوران نخست وزیری مصدق و ملی شدن نفت ایران هرگز نبش قبر اختلافات نیست بلکه تحریک اذهان خودمان به اندیشیدن و واکاوی ریشه گرفتاریهایمان است. جامعه ای که استعداد آنالیز شرایط و تمیز دادن خوب و بد را ندارد نمی تواند امیدی به بهبود اوضاع خود داشته باشد.

اگر به کسی برنخورد میخواهم بگویم ما از تنبلی ذهنی رنج می بریم و بخاطر همین مشکل، در مقطعی از زمان یعنی حدود ۱۳۳۰ به دام پوپولیسم غریبی افتادیم که هنوز چوبش را میخوریم و متاسفانه شهامت بازنگری آنرا هم نداریم.

نهضت ملی کردن نفت یک ماجراجویی پوپولیستی بود که ریشه در تار و پود خصلتهای منحصر بفرد جامعه ایرانی دارد. شما ببینید خیلی از کشورها نفت دارند و از طریق نفت به رفاه و توسعه رسیدند. من نروژ را مثال نمی زنم چون ممکن است گفته شود آنها اروپایی اند و حسابشان از ما کشورهای خاورمیانه جداست. اما شما یک مقایسه کلی بکنید بین ایران و دیگر کشورهای دور و اطراف خودمان که صادرات نفت را با ما شروع کردند. ما مثلا نهضت ملی کردن نفت داشتیم اما آنها نوکر کمپانی های نفتی بودند!!

واقعیت این است که مصدق و اطرافیانش مثل  اکثر ایرانیان آرزو و هوس زندگی بدون کار و زحمت را داشتند. آنها توی این توهم و رویا بودند که اگر دست این خارجی های چپاول گر را از نفت قطع کنیم همه درآمدش به خودمان میرسد و زندگی تجملاتی و شاهانه ای را خواهیم داشت. این آرزو حتی تا دوران وقوع انقلاب ۵۷ در بین مردم وجود داشت. یادم هست که مردم در روزهای پر شور انقلاب ۵۷ می گفتند قرار است مثل کویت، هر ماهه سهم مان را از پول نفت به در خانه مان بفرستند. این اغراق گویی نیست. واقعا مردم در آرزوی ثروتمند شدن بدون کار کردن بودند. میگفتند: خوش به حال عربها، میخورند و می خوابند و خوشگذرانی می کنند و سر ماه از طرف دولت حق شان را برایشان می آورند.

اساس نهضت ملی شدن نفت همین توهمات نابجا بود. دشمن تراشی از یک شرکت انگلیسی که صنعت نفت را همانها وارد این کشور کرده بودند با واقعیات و منافع کشور سازگار نبود. در آن دوران ادعاهای عجیب و غریبی علیه آن شرکت انگلیسی مطرح کردند (مثل جاسوسی و اخلال در امورات کشور) که هرگز ثابت نشد. الکی فضا را شلوغ کردند و شور حسینی شان غلیان کرده بود که کشور را به مرز جنگ با قدرتهای اروپایی کشاندند. البته هرگز در طول این سالها کسی نیامد پاسخ بدهد که دقیقا چه چیزی را ملی کردید؟ فایده ریالی یا دلاری این ملی کردن چقدر بوده؟ آیا آمار و جدول مشخصی هست که ببینیم ملی شدن نفت با ملی نشدنش چقدر برای این کشور آب خورده؟

حقیقت این است که در ماجرای پوپولیستی ملی شدن نفت به مردم دروغ گفتند و خودشان هم آنرا باور کردند. متاسفانه نهضت ملی کردن نفت در پشت انبوهی از حماسه های افسانه ای پنهان گردید و ضربه جبران ناپذیر و ویرانگر این کار در انقلاب ۵۷ جلوه کرد.

یکی از اشتباهات شاه این بود که ماجرای آن دوره ۲۷ ماهه ملی کردن نفت را به زیر فرش جارو کرد و نگذاشت پوچی آن ادعاها برای مردم روشن شود. در قسمتهای بعدی سعی می کنیم این قضیه را در حد امکان غبارروبی کنیم.

به اشتراک بگذارید:

3 thoughts on “پوپولیسم نفت ایرانی

  • 2022-07-17 در t 06:25
    پیوند یکتا

    اگر تیپولوژی انسان ایرانی را تهیه کنیم چند تیپ اصلی و چند تیپ فرعی و چند تیپ ویژه بیشتر نداریم:
    تیپهای اصلی:
    ۱- تیپ که محتوی کتابهای درسی قبل از سال ۱۳۵۷ در ذهن شان است.
    ۲- تیپ که محتوی کتابهای درسی و رادیو و تلویزیون بعد از سال ۱۳۵۷ در ذهن شان است.
    ۳- تیپ پدر بزرگها و مادر بزرگهای قدیمی کم سواد و بی سواد که بیشتر با فرهنگ محاوره ای و عوام بزرگ شده بودند.
    تیپ های فرعی:
    ۱- افراد خانواده های طبقه بالای متوسط و کارمندان دولت رده بالا که با فرهنگ دهه ۴۰ و ۵۰ بزرگ شده بودند.
    ۲- افراد خانواده هایی که تحت تاثیر آخوندها قرار گرفته بودند.
    ۳- افراد خانواده هایی که تحت تاثیر چپ ها و حزب توده در دهه ۳۰ و ۵۰ قرار گرفته بودند و یا دوستان چپ داشتند.
    تیپ های ویژه:
    ۱- اعضای خانواده پادشاه و وزرا و الیت جامعه
    ۲- فرزندان خانواده چپ ها که با مطالعه و جستجو آگاهانه به این نتیجه رسیده اند که سیستم پادشاهی دموکراسی بهترین سیستم برای جامعه ایران است و در سالهای اخیر بسیاری از جوانان این خانواده ها در ایران و کشورهای مختلف دیده می شوند که باعث امیدواری بسیار به آینده است.
    ۳- افرادی خانواده های مذهبی که دچار فقر فرهنگی و تعصب هستند و کمترین تغییر را کرده اند.
    نتیجه: با مشاهده و مطالعه رفتار افراد و خانواده ها در مراسم و اتفاقات ملی و مذهبی میتوان به تیپولوژی افراد و خانواده ها بیشتر پی برد، گاهی اوقات جهش تیپ رخ داده ولی واقعیت را میتوان در مراسم پی برد.

  • 2022-07-17 در t 10:23
    پیوند یکتا

    ملا جان مصدق بدون ملی کردن نفت هم میتوانست بخورد و بخوابد. شما نقش انگلیس را در این میان بسیار کوچک میکنید. سهم ایران از منابعش 10 یا 12 در صد بود و ان هم پس از پرداخت مالیات به دولت انگلستان حساب میشد. شرکت نفت ایران و انگلیس بر خلاف تقاضاهای مکرر دولت ایران هیچگونه حساب و کتابی به ایران نشان نمیداد و ایرانی ها نمیدانستند چقدر نفت فروخته شده. رضا شاه هم با انگلیسی ها بر سر مساله نفت مشکل داشت. مصدق در ابتدا به دنبال یک قرارداد بهتر بود اما انگلیسی ها یک قدم پس نمیگذاشتند. در تاریخ شفاهی هاروارد شنیدم که در یک زمان هم پیشنهاد بهتری دادند که مصدق میخواست قبول کند اما برخی اطرافیان (اگر اشتباه نکنم حسین مکی و نزیه دو تایشان بودند) مانع شدند.

    پوپولیسم از سیاست جدا نشدنی است و بسیاری از سیاستمداران از آن استفاده کرده اند. همین چند سال پیش پوپولیسم باعث شد انگلستان از اتحادیه اروپا خارج شده و بوریس جانسون به قدرت برسد. در این که مصدق یک سیاستمدار پوپولیست بود هیچ شکی نیست اما دسیتاورد او یرای ایران مثبت بود و ما از آن دستاورد در زمان شاه برخوردار شدیم. این که گروهی از نام و سابقه و محبوبیت او برای تحمیق مردم استفاده کردند را نمیتوان به پای او نوشت و نه میتوان او را مسئول بلاهت یک ملت مذهبی و احمق دانست. آنچه مصدق کرد مشوقی شد برای مستعمره های دیگر و برای مثال مصر کانال سوئز را ملی کرد. اگر میخواستیم گناه انقلاب 57 را بین افراد آن زمان تقسیم کنیم متاسفانه بیشترین سهم به خود شاه میرسید اما مشکل امروز ما چیز دیگری است.

    • 2022-07-17 در t 13:36
      پیوند یکتا

      دوست عزیز
      شما را دعوت می کنم قسمتهای بعدی این نوشته را بخوانید.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.