پس از طوفان
اتحاد مردم ایران برای تحریم انتخابات تحقق یک خواست دیرینه براندازان است و فصل دیگری در رابطه میان رژیم اسلامی و مردم میگشاید. شکی نیست که انخابات بی رمق رژیم ته مانده مشروعیت دروغین آن را هم از بین خواهد برد و ملت رژیم را یک بار دیگر کیش خواهد کرد. شطرنج بازی کردن با گوریل اما ساده نیست چون قواند بازی شطرنج را نمیداند و همه صفحه را زیر و رو میکند.
برخی تحلیلگران چنان صحبت میکنند که گوئی رژیم به یک بار تغییر کرده و میخواهد کاندیدای مورد نظر خویش را به مردم زورتپان کند. گوئی هرگز غیر از این بوده. رژیم اسلامی هرگز تغییر نکرده است و ما تنها شاهد یک استریپ تیز بلند مدت بوده ایم. با هر انتخابات بخشی دیگر از بدن کریه رژیم آشکار میشود و زشتی عریان آن جای تصورات مردم را میگیرد. گروهی هم زور میزنند که باید در روند اصلاحات حرکت کرده و نگذاریم این یک تکه بعدی را در بیاورد که واقعا حالمان به هم خواهد خورد و تا همین انتخابات پیشین موفق هم بودند
جنبش براندازی و اتحادی از همه گروههای آن هدف کنونی خویش را تحریم صندوق انتصابات قرار داده اما پس از 28 خرداد و طوفان تحریم انتخابات چه؟ نقشه راه کدام است؟ مردم رنجدیده ایران کدام دستاورد ملموس و یا چشم انداز را خواهند داشت که حاصل تلاششان باشد؟ رژیمی که دست به کشتار علنی رعایا در روز روشن در خیابانهای کشور میزند چقدر از عدم مشروعیت خویش واهمه خواهد کرد؟ مگر عدم مشروعیت هرگز باعث تهدید وجودی برای ارباب آن روسیه شده؟ روسیه، و نه کره شمالی، مدلی است که رژیم اسلامی الگوی خویش قرار داده است.
اشتباه نکنید، رژیم شمشیر را از رو بسته و پس از کشتار گسترده مردم در آبان 98 موفق به خاموش نمودن قهری مردم شده است و بدون تعارف میکشد و خانواده های زندانیان را شکنجه میکند. رژیم این را یک نتیجه مثبت ارزیابی میکند و پس از نتیجه موفقیت آمیز کشتار آبان که با بی تفاوتی جامعه جهانی و حمایت اربابانش مواجه شد از تکرار آن ابائی نخواهد داشت. این رژیم که چیزی بجز یک سازمان مافیائی نیست با روشهای معمول مبارزه با رژیمهای دیکتاتوری از بین نخواهد رفت. مشکل زمانی پیش می آید که ما فکر کنیم وضعیت ما مثل وضعیت مردم شیلی در زمان پینوشه و یا مردم تونس در زمان زین العابدین علی است. خیر، وضعیت ما مانند وضعیت مردم فرانسه در زمان اشغال آن به دست نازی ها است. ما نه با یک حکومت بلکه با یک نیروی اشغاگر در مبارزه هستیم و تاکتیکهای مبارزه ما هم باید تاکتیکهای مبارزه با اشغالگران باشد. هر کسی در اونیفورم نیروهای این رژیم باید دشمن قلمداد شده و برای نابودی اش تلاش شود. هر شریان اقتصادی باید قطع شود و هر گونه نابودی زیرساختها و صنایع کشور باید بخشی از این مبارزه را تشکیل دهد.
هنوز هم هستند براندازانی که میگویند نباید زیر ساختها و یا صنایع کشور مانند پالایشگاه ها را از بین برد و این نشان میدهد که آنها هنوز دچار این وهم هستند که ما با یک دیکتاتور خانگی طرف هستیم. برخی از تحلیلگران و سیاسی کاران ایران از سالها پیش مبارزات مدنی با این رژیم را بی حاصل دانسته و خواستار برخورد خشونت آمیز با رژیم شده بودند. مهدی قاسمی پوچی مبارزات غیر خشونت آمیز را سالها پییش در مصاحبه با علی لیمونادی عنوان کرد. به سخنان پر مغز وی در ویدیوی زیر از دقیقه 18:30 تا دقیقه 30 گوش دهید.


کافر جان مهم ترین دستاورد تحریم انتخابات، رسیدن به خودباوری مردمه. بعد این خود باورز اتفاقات مثبت زیاد خواهد افتاد.
بله بعدش باید نقشه داشت . اما تا حالا هر موقع صحبت تحریم بوده هر یک نفر این جمله کلیشه ای را تکرار می کرد. حالا با رای دادن یا ندادن من چی میشه.
مشکل ما همین تک رای هاست. باید تا روز انتخابات هر نفر تحریمی حداقل یکی را قانع کنه که رای ندهد.
اگر خاطرت باشه گفتن با سه و نیم درصد میشه انقلاب راه انداخت. قدرت مردم را دست کم نگیرید.
دوست گرامی من با آنچه میگوئید موافقم و این گام بزرگی است که مردم به این نتیجه برسند که مشکلشان از راه صندوق حل نمیشود و نبرد بزرگتری در دست دارند. تنها راه مانند زمان مشروطه جنگ است اما این بار تعادل قوا بسیار متفاوت است و شکل مبارزه باید متفاوت باشد. مهدی قاسمی به درستی میگوید که وظیفه مخالفین رژیم این است که شکل این مبارزه را تعیین کنند و آن را سازماندهی کنند. بله بزودی دماغ رژیم به خاک مالیده خواهد شد اما هدف بعدی چیست؟ این خطر هم وجود دارد که اگر مردم حاصلی از عمل خویش نبینند بار دیگر فایده ای در تکرار آن نیابند.