پروژه جدید گلوبالیستها: ممنوعیت نقد اسلام
زمانی که باراک اوباما به مصر رفت، در جمع افراد و هواداران اخوان المسلمین سخنرانی کرد و اسلاموفوبیا یعنی اسلام هراسی را عاملی دانست که غرب تصور اشتباهی از اسلام و مسلمانان دارد. همچنین او خواهان زدودن تبلیغات اسلام هراسی در امریکا و اروپا شد.
با قدرت گرفتن دمکراتها و چپ افراطی در کاخ سفید، دوباره موضوع خطرناک بودن اسلاموفوبیا توسط رسانه ها مطرح شده و روزی نیست که کانال های تلویزیونی در امریکا و کانادا گزارشی درباره اسلاموفوبیا نداشته باشند. دقیقا مشخص است که با تکرار مکررات دارند مردم را شستشوی مغزی می کنند.
این روزها که در کانادا شاهد بزرگترین اعتراضات کامیون داران هستیم و هزاران کامیون از همه شهرها به پایتخت آمده اند و عملا ساختمان پارلمان فدرال را محاصره کرده اند، جاستین ترودو به مکانی نامعلوم منتقل شده و خودش را به مریضی زده اما ببینید این پروژه اسلاموفوبیا چقدر برایش اهمیت دارد که از همان مخفیگاهش درباره آن توئیت زده است:
او در این توئیت میگوید اسلام هراسی باید متوقف شود. من نماینده ویژه ای برای این موضوع انتخاب کرده ام تا جلوی اسلام هراسی را بگیرد.
تصورش را بکنید. ما بخاطر اسلام مجبور شدیم میهن و زادگاه خود را ترک کنیم و به کشورهای آزاد بیاییم، بعد اینها بگویند اسلام ترسی ندارد! اسلام به اون بدی که شما می گویید نیست! بیخود چهره اسلام عزیز را مخدوش نکنید!
یعنی ما که با گوشت و پوستمان اسلام را تجربه کرده ایم اسلام را اندازه اینها نمی شناسیم!


همین پدر سوخته ها جمهوری تروریستی اسلامی را درست کردند و از آن مستمراً حمایت می کنند. وگرنه با تحریم کامل سیاسی و اقتصادی و هوایی جمهوری تروریستی اسلامی یک هفته هم دوام نخواهد داشت.
شما به عملکرد دولت کانادا و CBC در سال ۱۳۵۷ و قبل از آن توجه کنید،
از قطب زاده در کانادا تا دوست دختر خبرنگار قطب زاده تا گزارشهای CBC از تهران،
در زمانی که انگلیس تصمیمی میگیرد، کشورهایی مثل کانادا هم مثل ارکستر هماهنگ عمل می کنند.
چندین سال پیش خواندم بر اثر بی ثبات کردن ایران و فرار مغز های ایرانیان ۲۰ میلیارد دلار به کانادا سود رسیده است.
و همینطور کشورهای آلمان و فرانسه که نقش دولت ها و دستگاههای جاسوسی شان در بی ثبات کردن ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
کافیست یک ساعت به رادیو CBC گوش کنید حالتان بهم میخورد، از استند آپ کمدی محجبه تا مصاحبه با معلم محجبه که در استان کِبِک از مدرسه بیرون انداخته اند.
هفته ای نیست که فیلم یک پاسدار یا آخوند جانی و دزد که داره تو کانادا راست راست راه می ره، تجارت می کنه و زن و بچه هاش مشغول عیش و نوش با پول خون مردم ایران هستند لو نره.
دلیل اقامت دادن های فله ای به اینها و آزاد گذاشتن دست صدها صرافی در تورنتو برای پول شویی و سهولت انتقال ثروت مردم ایران به کانادا همین آقای جاستین ترودو است.
جاستین ترودو یک بچه خوشگل فاسده که شاید بتونه بعنوان گارسون تو یک بار همجنس بازها کار کنه ولی مطمئنا لیاقت و کفایت نخست وزیری کانادا را نداره.
بر عکس تبلیغات رسانایی کانادا اصلا کشور آزادی نیست. رادیو تلویزیون کانادا یعنی CBC درست عین صدا سیما فقط بلندگوی دولته و هر چیزی از ۱۰۰ تا فیلتر رد می شه پخش می شه و همه مطالب تیز سانسور شده و جوری وانمود می کنه که انگار بزرگترین مشکل این کشور که بالغ بر ۱۰ تریلیون دلار تو قرض رفته اینه یک مووز اومده تو اتوبان و داره با ماشینا مسابقه می ده.
طبعا پلیس کانادا هم نمی تونه مستقل باشه وگرنه اگر پایس کارش را انجام بده و بره حسابهای همین ترودو را در خارج از کانادا نگاه کنه کثافت کاری های او پول های کلانی که از رژیم آخوندی به حساب او و فک و فامیلش ریخته شده هویدا می شه.
هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیره. مطمئن باشید یکی سبیل های نداشته این بچه خوشگل را حسابی چرب کرده که حالا داره از اسلام و فوبیا حرف می زنه.
مردم کانادا هم از دست این کثافت خسته شده اند و همه دارند بهش می گن گورت را گم کن ولی نمیره چون می خواد بار ۷۰ نسل بچه هاش را هم ببنده.
مشکل پول مفت اینه که اعتیاد آوره و طرف تا لحظه مرگ هم نمی تونه بی خیالش بشه.
من یک جستجوی ساده در گوگل کردم،
در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ میلادی) پییر ترودو پدر همین جاستین ترودو نخست وزیر کانادا بوده.
بر پدر پدرسوخته اش لعنت
این سیاستها بی دلیل نیست●
این بحث من شاید به موضوع لینک ارتباط زیادی نداشته باشد. اما نباید چنین القا کرد که نیروهای راست و محافظهکار مخالف «گلوبالیسم» هستند. پدر و مادر معنوی سیاستهای گلوبالیستی در جهان از دهه ۷۰ و ۸۰ قرن پیش رونالد ریگان و مارگارت تاچر بودند که هر دو سخت محافظهکار بودند. کسانی مانند جرج بوش پدر و جرج بوش پسر نیز جزو گلوبالیستها بودند. بنابراین اگر گلوبالیسم چیز بدی است، نمیتوان کاسه و کوزه آن را فقط بر سر اوباما و بایدن شکست. «پوپولیسم» محصول مستقیم گلوبالیسم و مخالف آن است. اما پوپولیسم هم به چپ و راست ارتباطی ندارد. ما هم پوپولیسم چپ داریم و هم پوپولیسم راست. برای نمونه دونالد ترامپ یک پوپولیست راست و محافظه کار بود. اگر منظور نویسنده از «قدرت گرفتن چپ افراطی در کاخ سفید» کسانی مثل سندرز است، او را هم حداکثر میتوان چپ پوپولیست خواند و نه «چپ افراطی». من فکر میکنم دیگر حتی شی جین پینگ رهبر چین هم خودش را «چپ افراطی» نداند و حداکثر شاید بتوان کیم جونگ اون رهبر کره شمالی را هنوز «چپ افراطی» خواند. باری، زمانه عوض شده و باید با نگاهی تازه به مسائل جهان نگاه کرد و نسخههای دوران جنگ سرد دیگر جواب نمیدهد. مثلا باید دید آیا گلوبالیسم فقط نکبت و بدبختی آورده یا دستاوردهایی هم داشته؟ یا باید از خود پرسید چرا راستهای افراطی و پوپولیست ـ که غالبا از آنها بوی تعفن فاشیسم به مشام میرسد ـ مخالف گلوبالیسم هستند؟ یا این چپهای افراطی که در گذشته چپ استالینی بودند و در زمان جنگ سرد همه طرفدار «انترناسیونالیسم پرولتری» بودند، چرا امروز همه با گلوبالیسم مخالفاند و ناگهان طرفدار «ناسیونالیسم» شدهاند؟! شاید هم بهتر باشد که ما نگاهمان را فعلا از این جریانها برگیریم و به «مملکت امام زمان» بدوزیم که ممکن است بزودی به بمب اتمی هم مجهز شود! البته شاید هم بقول ملت غیور ایران: «…. حق مسلم ماست»!؟
این پروژه سیاست خارجی امریکا است. پیمان ابراهیم راه باز کن بود. امریکا میخواهد مسلمانها جایگاه او را از دشمن به دوست تغییر دهند اگر بتواند این را پیش ببرد و ترکستان شرقی و اویغور ها را جایگزین فلسطین کند آنگاه چین در موقعیت بسیار سختی قرار خواهد گرفت.