وقتی ترمیناتورهای ۵۷ T دم از آزادی میزنند، یادآوری کنید میزان بختیار بود نه امام!
اوباش و قمه کشهای ۵۷ تی و معلمان فکل کراواتی این اراذل به دکانداری بنگاه خبرکشی بی بی سی سالها در گوش ملت فریاد زدند که بله، در زمان شاه آزادی نبود و ما انقلاب کردیم!
اصلا فرض بگیریم هیچکس با انقلاب اسلامی تا انتخاب شدن شاپور بختیار کاری نداشته باشد؛ درست مشکل نسل جوان با این اوباش از اینجا شروع میشود که چرا با وجود منحل شدن ساواک و برقراری آزادی مطبوعات و رفتن شاه، پشت خمینی را گرفتید و ایران را به روز فعلی اش انداختید؟!
کسی که آزادی را بشناسد، دکتر بختیار را تنها نمیگذارد تا برود از عبای خمینی کثیف آویزان شود! پس شما حرامیان یا آزادی را نمیدانستید چیست و یا آگاهانه مزدور شوروی و دیگران بودید و هدفتان ویرانی ایران بود. این ماجرا از این دو حال خارج نیست!
یکی از سفسطه هایی که این جماعت میکند این است که دیگر دیر شده بود! دقیقا چه دیر شده بود؟شاه رفته بود، ساواک منحل شده بود، مطبوعات کاملا آزاد بودند، ارتش به توصیه شاه پشت بختیار بود و هیچ چیز دیگری وجود نداشت که شما اوباش بهانه کنید و خمینی ای امام خمینی ای امام، ایران را تسلیم تازی پرستان لشگر خمینی و عرفات و قذافی و کارتر کنید.
ایران و بختیار قربانی اتحاد شومی شدند که سالها قبل از اتفاق بهمن ۵۷ شاه به درستی خطرش را گوشزد کرده بود؛ پیوند ارتجاع سرخ و سیاه!شباهت کمونیست های غیر طبیعی ایرانی یا همان چپول های ۵۷ تی با خمینی و خامنه ای و رژیم برآمده از انقلاب ۵۷ در این است که هر دو بی وطن هستند. شباهت های چپ ایرانی با بچه شیعه حکومتی دقیقا همانند شباهت دو برادر عقب مانده دوقلو است که از سر و باسن به هم چسبیده اند!
هرگونه جدایی این دوبرادر مرگ دیگری را در پی خواهد داشت.برای همین موضوع است که اپوزیسیون چپول و عقب مانده ساکن خانه های سالمندان اروپا از رفتن آخوند وحشت دارد؛ چون با چیزهایی که پس از دی ماه ۹۶ دیده است، میداند ناسیونالیسم احیا شده ایرانی به زودی _ یک بار برای همیشه_ این دوقلوهای به هم چسبیده را با هم به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد.
خواندن سرود ای ایران در عزاداری مثلا حسین و درود بر رضا شاه فرستادن و سپید پوشیدن مردم ، نشان از بیداری نسلی دارد که میرود با عبور از نعش سیاسی جنازه های متعفن نسل خمینی طلب، ایرانی نو بنا کند. همان ایرانی که خشت اولش را رضا شاه کبیر بنا کرد و نسل امروز به دنبال پس گرفتنش از اشغالگران جمهوری اسلامی است.


میزان وافعا بختیار بود. به تازگی میبینم که در میان پادشاهی خواهان نیز برخی افراد نادان تهمتهایی به بختیار میزنند از جمله این که ارتش و ساواک را منحل کرد، زندانیان سیاسی را آزاد کرد و یا میخواست جمهوری برقرار کند. اگر هنوز کسی مانده که نداند واقعیت این است که ارتش با ان اعلامیه پشت بختیار را خالی کرد و خمینی را پیروز میدان نمود. رئیس ساواک یعنی تیمسار مقدم همکار خمینی و انقلابیون بود و مزدش را هم دریافت کرد. اکثر زندانیان سیاسی که انقلاب را پیش بردند شاه یک سال پیش از آن آزاد نموده بود.هیچ سندی هم نیست که بختیار مشروطه خواه نبود و یا در میان آن بحران خیال ایجاد جمهوری داشت.
کافر جان، این شاه اللهی های احمق همه رو میخوان ترور شخصیتی کنن که فقط مثلا پهلوی ها خوب بودن.
فروغی به همون اندازه مهمه که بختیار بود.
دکتر بختیار عکس مصدق رو میزش بود اما پشت سرش عکس شاه هم بود، وقتی می خوان عکس شاه رو از پشت سرش بکشن پایین اجازه نمیده.
این یعنی او یک مشروطه خواه واقعی بود با همه قوت ها و ضعف هایی که داشت.
ساواک منحل کردنش اشتباه بود، اما ساواک را اوباش ۵۷ تی با دروغ هایشان منحل کرده بودند و کارآیی نداشت.
بدنه ارتش و بزرگان با اکراه پشت بختیار بودند اما همان چند خائن که خود و ایران را به خمینی باختند، کافی بود.
بختیار اگر مانده بود ما ۹۰ درصد یک نظام مشروطه کاملا سمبلیک داشتیم و یا ۱۰ درصد یک جمهوری سکولار واقعی.
حیف از زمانه و نسلی که با بختیار آنگونه رفتار کردند و ایران را تسلیم خمینی کردند….
بختیار با آنکه طرفدار مصدق بود اما من همیشه میگویم یک سر و گردن از مصدق بالاتر است.
یادش گرامی
ارغوان جان کاملا موافقم. نقش مخرب جبهه ملی و اعضایش که به خاطر حسادت و لجبازی با بختیار شدند سربازان خمینی را نیز نباید از یاد برد. به خصوص که جبهه ملی نفوذ زیادی در صنایع نفت داشت. زمانی متوجه اشتباه خود وآن لجبازی و حسادت ها شدند که یا چون فروهر قربانی چاقوکشان رژیم شدند و یا چون سنجابی در راه فرار از ایران از اسب افتاده و روی زمین دست و پا میزدند. هیچکدام عاقبت خوبی نداشتند.