وقتی آخوندها جفت شش می آورند
آقای دکتر رضا تقی زاده در توئیتی نوشت:
رابرت مالی نامزد نمایندگی ویژه امور ایران در وزارت خارجه آمریکا جایزه بزرگ بایدن به جمهوری اسلامی است؛ معمار به قدرت رسیدن اخوان مسلمین در مصر،حامی گفتگو با حماس، یهودی چپگرای منتقد اسرائیل، طرف گفتگو با ظریف که خانواده او را رییس جمهور فرانسه به اتهام ضدیت با اسرائیل اخراج کرد.

بنظرم آقای رضا تقی زاده از معدود تحلیل گران باسوادی است که اوضاع جهانی را روشن تر و درست تر می بیند. ایشان در توئیت دیگری نوشت:
مناسبات دولت بایدن با حکومت خامنه ای بشکه لجنی است زیر لایه نازکی از عسل!
زمانی که باند تبهکار دمکراتهای افراطی با همدستی رسانه های چپگرا، در انتخابات امریکا تقلب کردند و پرزیدنت ترامپ را برکنار کردند، برای من بسیار روشن بود که چه تیم لجن و کثافتی به کاخ سفید خواهند آمد. بارها گفته بودم که این تیم بسیار چپ گرا تر از کابینه اوباماست. پشت سر کابینه بایدن موسسات و افرادی قرار دارند که ایدئولوژی های خطرناکی برای جهان دارند. مانند جورج سوروس، برنی سندرز، الکساندرا اوکازیو کورتز، ایلهان عمر و …

از نظر این افراد حمایت از حکومتهای های تبهکارهمچون چین، جمهوری اسلامی و ونزوئلا نه تنها بد نیست بلکه با چنین حکومتهایی همذات پنداری شدیدی دارند. من میدانستم که آمدن تیم جو بایدن به کاخ سفید در واقع یک جفت شش برای آخوندهاست. شوربختانه رژیم اسلامی که در دوران ترامپ به ذلت و خواری افتاده بود و حتی قادر نبود پول برای مزدورانش به عراق و سوریه و لبنان بفرستد، با آمدن اسلیپی جو به صحنه قدرت، جان تازه ای خواهند گرفت و در واقع در کاخ سفید شریک و حامی قدرتمندی پیدا خواهند کرد.
من به حرفها و تحلیل های تحلیلگران ایرانی که در رسانه مرتب می گویند بایدن رأیس جمهور امریکاست و به فکر منافع امریکا خواهد بود و به این راحتی تحریم ها را برنخواهد برداشت باور ندارم. اینها دارند الکی به مردم امید واهی میدهند. واقعیت این است که اوضاع خرابتر از این حرفهاست. دمکراتهای افراطی ممکن است در ظاهر حرفهایی بزنند که وانمود کنند در برابر رژیم های تروریستی مقاوم و سرسخت هستند اما ما نباید فریب چنین ادعاهایی را بخوریم زیرا دمکراتها همواره در پشت صحنه کار می کنند و اگر در ظاهر نتوانند به آخوندها کمک رسانی کنند قطعا پنهانی به آنها پول و امکانات خواهند رساند.
بنظر میرسد با تسلط دمکراتها بر کاخ سفید، رژیم آخوندها از حالت ورشکستگی و کما بیرون خواهد آمد و عمر ننگین اش طولانی تر خواهد شد. اگر میخواهید تصویر کاملی از اوضاع کنونی را داشته باشید باید فرض کنید که کاخ سفید افتاده دست باند جواد ظریف و نایاکی های مزدور و حرامزاده. با نگاهی به خبرهایی که این روزها از واشنگتن میرسد این باور را تقویت می کند که آخوندها شریک خوبی در کاخ سفید دارند.
اکنون با این وضعیت اسفناک، تکلیف ما مخالفان رژیم چیست؟ آیا ناامیدی فایده دارد؟ مسلما خیر
آیا الکی شعار دادن فایده دارد؟ یقینا خیر
سکوت و قهر کردن ما فضا را برای این رژیم و ماله کشانش و همکاران فاسد دمکراتشان در خارج بازتر می کند و کار آنها را ساده تر می کند. کاری که از دست ما بر می آید اطلاع رسانی به داخل و خارج است تا این ماهیت این رژیم پلید آشکارتر بشود بطوریکه حمایت از این رژیم تبعات منفی برای دولتها و احزاب و افراد داشته باشد. مثلا روی تروریستی بودن این رژیم باید تاکید کنیم و حامیان آنرا حامیان تروریستها جا بیاندازیم. باید هزینه همکاری با این رژیم را بالا برد همانطور که کسانی که از حکومتهای آپارتاید یا فاشیسم حمایت میکردند مورد شماتت و سرزنش افکار عمومی قرار گرفتند.
وظیفه رسانه های مستقل این است که خبرهایی که رسانه های رسمی و وابسته به مافیای قدرت پوشش نمیدهند را اطلاع مخاطب برسانند.


نتیجه حقوق بشر کارتر و دموکراتها را در ایران و خاورمیانه دیدیم و می بینیم.
وحشتناکترین جنایتهایی که حتی نمی شد تصور کرد توسط داعش و داعشیعه مثل سر بریدن و آتش زدن و شیمیایی کردن و سنگسار کردن و اسید پاشیدن و ….. اتفاق افتاد اما حتی برگ درختی در واشنگتن و پاریس بزمین نیفتاد.
ما باید به دهان این و آن نگاه نکنیم و همان “ایدئولوژی ایرانی” و جامعه پر از دسیپلین و نظم سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ و ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ را دنبال کنیم با باورهای شفاف تر و اهداف روشنتر، زیرا باورهای التقاطی ما را به این روز انداخت.
باید دولتی چون دولت ژنرال دوگل در زمان اشغال فرانسه بصورت علنی یا مخفیانه درست کرد و با سازماندهی در خارج و داخل، ایران و مردم ایران را از چنگال رژیم وحشی و پلید داعشیعه تروریست قرون وسطی یی نجات داد.
دشمن دشمن است، چه طالبان و چه داعش و چه زامبی های داعشیعه.
و سریال ارتش سری الگوی خوبی برای مبارزات مردم ایران می باشد.
تنها ارتش آزادیبخش ایران در داخل و خارج می تواند ایران را از چنگال رژیم پلید داعشیعه تروریست اشغالگر ایران نجات دهد.
(ایدئولوژی ایرانی= سکولاریم کوروشی، راستی و درستی و پندار و گفتار و کردار نیک زرتشتی، و نو گرایی پهلوی و دانایی و شادی ایرانی)
دیگر CIA و FBI و جیمز باند مامور 007 یعنی کشک و فقط به درد فیلمهای سینمایی در پیتی هالیوود میخورد.
وقتی که عوامل تروریستهای داعش و داعشیعه تروریست و تروریستهای سوپر چپ در راهروهای کنگره و کاخ سفید دارند راست راست راه میروند.
شرم و خجالت بر آمریکاییان، حامیان تروریستهای بین الملل
من حتی باور ندارم که یک «استراتژی بدخواهانه» پشت این رفتارها وجود دارد، واقعیت بدتر است: آمریکایی ها و کلا غرب هیچ نوع استراتژی برای برد ندارند، پس انتظار هر نتیجه ای بجز عقب نشینی گام به گام متوهمانه است.
در این مورد ترامپ هم استثنا نبود، آیا هیچ کسی سردر آورد که او بالاخره چگونه میخواست مشکل را حل کند؟ تنها کسی که یک تحلیل منسجم کتبی ارائه داد جان بولتون بود، که خیلی منطقی نوشته بود برای حصول اهداف مورد نظر هیچ راهی بجز جنگ وجود ندارد.
چون اکثر خوانندگان در مورد ایران «بی طرف» نیستند من پیشنهاد میکنم که برای محک زدن موفقیت سیاست دولتهای آمریکا مورد کره شمالی را انتخاب کنیم: من چیزی بجز افتضاح بعد از افتضاح نمیبینم، هر وقت این روند برعکس شد میتوان از چیزی به نام «استراتژی برد» صحبت کرد، باخت پی در پی که همینجوری بدون استراتژی هم میشود!