وزیر کار هم به ۱۶ معصوم اضافه شد!

تا دیروز فکر میکردیم توهین به مقدسات فقط شامل ۱۴ تن لش تازی و ۲ خلیفه جمهوری اسلامی ( خمینی و خامنه ای) میشود اما امروز با شلاق خوردن کارگر شریف ایرانی، جناب آقای داود رفیعی _ که یک موی گندیده وجود نازنینش میارزد به کل این نظام _ همه متوجه شدیم که خط قرمزها و معصومین نظام بیشمار هستند!

به گزارش «رادیو فردا» داود رفیعی، کارگری که به اخراج خود از شرکت پارس‌خودرو معترض بود، به اتهام «توهین» به وزیر کار ۷۴ ضربه شلاق خورده است.!

آقای رفیعی که سال ۹۱ از محل کار خود اخراج شده، در طول سال‌های گذشته بارها در اعتراض به این امر اقدام به برگزاری تحصن به همراه اعضای خانواده خود کرده است.

در جریان یکی از اعتراض‌ها در سال ۹۶ او روی مقوا شعار «مرگ بر وزیر کار» نوشته بود و اکنون به دلیل همین شعار ۷۴ ضربه شلاق خورده است.

علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران که سال ۹۶ وزیر کار بود، در نامه‌ای به دادگاه نوشته است که از آقای رفیعی شکایت ندارد، ولی این نامه تاثیری در رای دادگاه نداشته و آقای رفیعی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

صدور حکم شلاق علیه کارگران سابقه‌دار است. در خرداد سال ۹۵ نیز ۱۷ کارگر اخراجی «معدن آق‌دره» در شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی به اتهام اخلال در نظم عمومی محکوم به تحمل جریمه نقدی، زندان و تحمل ۳۰ تا صد ضربه شلاق شدند.

در یک پرونده دیگر در خرداد امسال، روح‌الله برزین، کارگر نانوایی در شهر چرام استان کهگیلویه و بویراحمد به علت انتشار مطالب انتقادی در شبکه‌های اجتماعی ۵۵ ضربه شلاق خورد.

رسول طالب ‌مقدم، عضو سندیکای شرکت واحد نیز که به دو سال حبس محکوم شده است در خردادماه امسال ۷۴ ضربه شلاق خورد و به زندان رفت.

مقام‌های قضایی ایران در برخی از این پرونده‌ها از صدور احکام شلاق علیه کارگران که به شدت مورد اعتراض نهادهای صنفی و حامی کارگران قرار گرفته، دفاع کرده‌اند.

داود رفیعی، کارگر اخراجی پارس خودرو، در گفتگو با رادیو ندا با بیان ماجرای اجرای حکم شنیع شلاق در پرونده ای که هنوز در جریان رسیدگی است، با تاکید بر اینکه اجرای این احکام “برای ارعاب جامعه است”، گفتما گر ز سر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم!

به اشتراک بگذارید:

یک دیدگاه در «وزیر کار هم به ۱۶ معصوم اضافه شد!»

  • 2020-11-29 در t 17:13
    پیوند یکتا

    بله این حرکات به هدف ارعاب مردم هم هست.
    ولی دلیل اصلی رفتار خشن، بی حرمتی و تحقیرانه پاسدارها/بسیجی ها/آخوندها با مردم ایران از روز اول انقلاب تا حالا فقط ارعاب نبوده.
    رفتاری که اینها در مقابل مردم ایران نشان می دهند درست عین رفتار نظامیان یک نیروی اشغالگر خارجی است که آنها آن مردم را حقیر و پست می دانند.
    اگر به رفتار نازی ها با مثلا لهستانی ها یا روسها در زمان جنگ جهانی دوم نگاه کنید خیلی خیلی شبیه به رفتار اسلامیون با مردم ایران است.
    همانجور که نازی ها نژاد اسلاو را پست می دانستند اسلامیون نژاد ایرانی را پست و نجس می دانند همانجوری که در زمان همان رسولولایشان و حسین و علی، عربها از هیچکس بیشتر از ایرانی ها متنفر نبودند و همین امروز هم اینها درست مثل همان عربها فکر و احساس می کنند و از نژاد ایرانی تنفر عجیبی دارند در حالی که تن خود قرمساقشان در همین کشور به دنیا آمده.
    به هر حال واقعیت این است که اینها متولد ایران باشند یا نه، اینها خود را عرب یا غلام عرب می دانند و از ایرانی تنفر دارند.
    معلوم نیست ایرانی ها کی این حقیقت را بفهمند که بابا اینا گرچه در آنجا متولد شده اند و گرچه فارسی حرف می زنند ولی اینها به خون تک تک این مردم تشنه اند و تنها آرزوی آنها نابودی و خاکستر کردن این کشور است.
    هر چه مردم به دین اینها طولانی تر اعتقاد داشته باشند و هر چه مردم دیرتر این حقیقت را بفهمند از ایران کمتر برای خودشان و نسل های بعد از خودشان باقی خواهد ماند و اگر دیرتر بفهمند ممکن است ایرانی نمانده باشد که ارزش حفظ کردن داشته باشد.
    بر طبق ارزیابی های بین المللی ما مردم خیلی باهوشی نیستیم ولی علی رغم هوش کم، جرئت کمتر و توهم خیلی بالا باید زودتر جنبید و حداقل با این اشغالگران همکاری نکرد. حالا جنگ با آنها پیش کش!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.