همه مان سر کار بودیم
سخنان امروز ترامپ همه چیز را برای من روشن کرد. زمانی که حرف از راه حل صلح آمیز زد و این بار به خلاف سابق حکومت ایران را هم گذاشت بغل مردم ایران و برای هم عقدمان کرد و گفت میتوانید آینده خوبی داشته باشید برای من واضح شد که همه چیز یک سر کاری بزرگ بوده است. فشفشه های دیشب هم خنده ای بود بر ریش من و شما.
حالا دارم به این یقین میرسم که سلیمانی با زد و بند بین ایران و امریکا قربانی شده. چرا؟ چون احتمالا این فرد تندرو و متنفذ مانع از نوشیدن آنچه جام زهر مینامند و تن دادن به خواستهای امریکا بود. چون فردی مثل او هرگز نمیپذیرفت که نیروهای تروریستی رژیم از منطقه خارج شود و عملیات تروریستی در این مناطق پایان پذیرد. حالا معلوم میشود که چرا جهانگیری در دیدار با خانواده قربانی گفت که خدا همه چیز را در حاج قاسم جمع نموده بود و همانگونه که در زندگی مشکلات به دست او حل میشد، مرگ او نیز باعث شد گره از کارها باز شود. گروهی هم با اشک تمساح خامنه ای فریفته شدند و یادشان رفت که گریه ملا آب است.
امریکا فقط دو چیز میخواهد. این که ایران نیروهایش را از منطقه خارج کند و دست به غنی سازی نیز نزند. امریکا در عراق هزینه بسیار کرده و چشم بر عراق دارد و به همین دلیل نا آرامی های عراق تا خروج مهره های ایران از قدرت ادامه خواهد یافت. پذیرفتن شروط امریکا خطر تهدیدهای خارجی که رژیم را به خطر اندخته رفع میکند و راه معامله و فروش منابع ایران را باز خواهد کرد.
پس ما چه؟ حقوق بشر چه؟ هیچ. حقوق بشر هیچگاه بخشی از خواسته های امریکا نبود و نیست هرچند که دوست داشتیم باشد. نمیتوان پنهان کرد که تصور دوام رژیم باعث یاس و ناامیدی است اما نباید مایوس شد. قرار نبود خارجی ها برای ما گل بزنند. این رژیم به دست مردم ایران به زیر کشیده خواهد شد. رژیم امروز دچار همان فساد و تفرقه است که دیروز بود و این تفرقه با قربانی نمودن سلیمانی افزون میشود. هنوز خون قربانیان بر زمین است و آزادگان در زندانهای رژیم اسیرند. بی تهدید یا با تهدید خارجی این رژیم دیر نمی پاید.


در مورد “حقوق بشر” که ترجیح میدهم اصلا صحبت نکنم.
ولی ما هنوز از مصالحه استراتژیک بین ج. ا. و امریکا خیلی فاصله داریم، اصلا هم معلوم نیست به آن برسیم.
در مورد ماجرای موشک پرانی: من خودم جزو اولین کسانی بودم که در همان ساعت اول گفتم این نمایش است، ولی سو، تفاهم نشود: سپاه زده، و خوب هم هدف گرفته، اگر به قصد تلفات و تخریب حداکتری میزد جنگ تمام عیار شروع میشد، این را رژیم هم نمیخواهد.
از طرف دیگر آمریکا هم فعلا معجزه نمیتواند بکند. این حرفها که ” اگر آمریکا بخواهد در سه سوت…” غیر کارشناسی است، ج. ا. با توان موشکی اش که خوب هم سنگر گرفته میتواند به چندین مرکز نظامی و اقتصادی منطقه صربه سنگین بزند. البته طرفهای مقابل هم ایران را ویران میکنند، منتهی این رو یداد هم نسخه مطلوب هیچکس نیست.
فعلا هیچ کس فعال مایشا نیست، نتیجه اش هم همین حالت بلاتکلیفی است که مشاهده میشود. این را به حساب نخواستن نگذارید….
من فکر نکردم که حمله به ایران امر آسانی است و انتظار نداشتم که عملیات جنگی امریکا بیش از حمله هوائی و نابود کردن مراکز هسته ای ایران باشد. آنچه که اما دارد آشکار میشود این است که همه اش جنگ زرگری بوده و اینها با هم ساخته اند. فقط باید زحمت مخالفان در سوی ایران کم شود. رژیم میداند که بدون راه آمدن با امریکا بزودی زیر بار فشار اقتصادی سقوط خواهد کرد و من فکر میکنم که بزودی شاهد نوشیدن جام زهر خواهیم بود اما برعکس خمینی اینها خواهند گفت که شربت آلبالو بود. مانند داستانهائی که راجع به فشفشه های دیشب ساخته اند.
نه جنگ زرگری نیست اما حادثه دیشب نشان داد که رژیم همه توانش را برای نشان دادن اقتدار در داخل خرج می کند. رژیم قصد درگیری و یا عملیات انتقامی نداشت اما بخوبی یک نمایش به راه انداخت تا به مردم داخل بفهماند ما هنوز قدرت داریم و قافیه را نباخته ایم.
دشمن اصلی جمهوری اسلامی در واقع مردم داخل هستند.
خودشان هم می دانند که حریف امریکا نیستند.
با شما موافقم که رژیم قصد درگیری نداشت و به همین دلیل فکر میکنم این نمایش بر اساس سناریوئی بود که امریکا تائید کرده بود. در غیر این صورت فکر نمیکنم حتی ریسک زدن پایگاه خالی را میکردند.
این نمایش مسخره نشونه عدم اقتدار رژیم بود و باعث ریزش در نیروهای طرفدار رژیم بخصوص سپاه خواهد شد.
مساله ای که از حالا تا زمان انتخابات امریکا با اون درگیر خواهیم بود به نظر من اینه که از حالا رژیم ۴ نعل به غنی سازی اورانیوم و تهدید ساخت بمب اتمی میپردازه و…..
من هم مثل مونتی هیچ انتظاری در مورد حقوق بشر نه از امریکا, نه از اروپا و نه هیچ کشور دیگری دارم. مگه اینها قیم ما هستند؟
امیدوارم که پیش بینی شما درست از آب در آید و این نمایش که من هم آن را نشان عدم اقتدار میبینم باعث ریزش در نیروهای رژیم شود. خیر من هم انتظاری از خارجیان در رابطه با حقوق بشر ندارم و این را همان اوائل هم که پمپئو شروطش زا اعلان کرد اظهار نمودم که این شروط ربطی به ما ندارد. تنها زمانی که حقوق بشر ما افکار عمومی را در کشورهای دیگر مانند مورد آپارتاید مورد تاثیر قرار دهد میتوان انتظار کمکی از دیگران داشت.
کافر جان، تنها چیزی که آدم را ناراحت میکند این است که عده ای مخالف نظام رفته اند برای قاسم شمع روشن کرده اند، ۶۰ نفر زیر دست وپا سقط شده اند و خلاصه به نظرم این تشییع جنازه مهندسی شده سوگوار به دل خود رفته هم زیاد داشت…
ارغوان عزیز داغ ما را تازه میکنی. این همه ناآگاهی و جو زدگی واقعا که نوبر است. آری به نظر می آید که خیلی ها قاسم را سوا از سرکوب داخلی میدانند. قاسم دارد با داعش میجنگد که نیایند سر ایرانی ها را ببرند و به زنهایشان تجاوز کنند. اینها که درون ایران و اسیر پروپاگاندا هستند و جای خود دارد. ویدیوئی دیدم از دانش آموختگان و متخصصان عزیز در کانادا که مجلس یادبودی برای کشته شدگان هواپیما گرفته بودند و قرآن میخواندند. مثل این است که یکی را گرگ پاره کند و گوشتش را بدهی گرگ بخورد.
من مطالبه ام از کمک خارجی اصلا حقوق بشری نیست.. تحریم ها که دارد کار خودش را می کند بنابراین کافی ست همان جاده ای که ماهشهری ها به درستی هدف گرفته و نبض نظام را نشانه رفته بودند را بزند.. یکی دو پایگاه موشکی را هم بزند بد نیست!.. بقیه اش را خود مردم می دانند.
صنوبر گرامی خواست من هم مثل شما است اما یک سوال هست که نمیتوانم پاسخ بدهم. کدام نیروی زمینی قرار است کار رژیم را تمام کند؟ تنها سناریویی که به نظرم میرسد این است که بخشی از ارتش جدا شده و با حمایت هوائی امریکا این کار را بکند. ایران مثل عراق نیست که یک نیروی خارجی بتواند وارد شود و کشور را بگیرد. مردم هم که سلاح ندارند. البته با همه گستردگی ایران اگر نیروئی تهران را بگیرد کار تمام است.
نیروی ملت تنها نیرویی است که میشود رویش حساب کرد، آنها هم که هیچ…
بله راه حل ایران از درون است. نمیدانم چقدر به مردم میتوان خرده گرفت با این رژیمی که اینچنین آنها را کشتار کرد. البته رژیم فعالان و کسانی که میتوانند باعث حرکت دیگران شوند نیز حبس نموده و بنا به آماری تعداد بازداشتی ها بیش از ده هزار بوده.
کافر عزیز من بیشتر روی مرز نشینان، سیستان و بلوچستان و کردستان و فارس و لرستان و خوزستان حساب می کنم این اقوام دشمنان شماره یک این حکومت هستند انقدر به اینها در طی این چهل سال جفا شده که به دلایل و انگیزه های بسیار قوی و ملی گرایانه حاضرند در مقابل حکومت تا پای جان بایستند.. فکر می کنم بخشی از آنها حتی مسلح هم هستند.. بخش عظیم ثروت ایران در جنوب واقع شده و کافیست شریان های حیاتی اقتصادی حکومت را فلج کنند یا کنترل آنرا در دست بگیرند آنوقت تهران برای مقابله با آنها لابد باید خاک ایران را موشک باران کند که بعید هم نیست اما به سرعت با پیگیری ایرانیان خارج از کشور قابل کنترل است.. همینکه اسرائیل نیروهای خارج از مرز حکومت را از بین می برد خیلی جای امیدواری ست.. و اگر نیروی خارجی چند نقطه اساسی را هدف بگیرد و بزند کاری که ماهشهری ها می خواستند به انجام برسانند، حکومت نخواهد توانست آنها را در نیزارها به دوشکا ببندد بنابراین زحمت مردم کمتر می شود.. این است که هر کمکی که نیروی خارجی حتی به نفع خودش انجام بدهد به نفع براندازان هم تمام می شود.. حکومت بدون نیروهای نیابتی خارج از مرز ضعیف تر می شود و با حمله نیروی خارجی به پایگاه های نظامی داخلی شکستش قابل دسترس تر.. نظامیان هم چه در ارتش و چه در سپاه یکدست نیستند به همان میزان ناراضی که در جامعه وجود دارد در بین نظامیان هم مخالف و ناراضی پیدا می شود و بدون شک در اولین فرصت بخشی از آنها عقیدتی و بخشی دیگر به دلیل عدم دریافت جیره مواجب از آنها جدا خواهند شد.. در ضمن حکومت از دو سال پیش بسیاری از سرداران سپاه را یا در خفا کشته یا با هواپیما سرنگون کرده و یا در بازداشتگاه های نظامی گم و گور.. هم درجه های آنها اما نه کورند و نه کر.. اتفاقا همان راهی را خواهند رفت که دوستانشان اما بسیار هشیارتر.. در تهران هم من روی محرومان جامعه که حکومت آنها را اراذل اوباش می خواند حساب می کنم که تعدادشان میلیونی ست.. مهم خواست و حرکت مردم است که به شدت احتیاج به حمایت جهانی و علنی برای خیزش عمومی دارند. به هر حال چند پارامتر در کنار هم باید پارالل اتفاق بیفتد.. امیدوارم منظورمو خوب رسونده باشم به هر حال از پای انداختن رژیم کار عملیاتی ست و قربانی هم خواهی نخواهی می گیرد..
بله متوجه منظور شما شدم و بی شک به این مردم ظلم مضاعف شده. در نظر داشته باشید که خوزستان و کردستان مناطقی است که اگر رضا شاه نبود میتوانست امروز جزئی از ایران نباشد. در صورت حرکت از این مناطق رژیم میتواند با اعلان این که میخواهند این مناطق را از ایران جدا کنند به راحتی سربازگیری کند.
در این که اگر میشد دست رژیم را از خوزستان کوتاه کرد بسیار تضعیف میشد شکی نیست. فکر کنم درکتاب شاه بود که خواندم یک طرح اظطراری ارتش در آن زمان این بود که در صورت از دست رفتن کشور همه نیرو را به خوزستان منتقل کنند چون هیچ جناحی بدون دسترسی به منابع خوزستان نمیتواند پیروز شود و آنگاه ارتش میتواند بقیه ایران را بگیرد.
من فکر میکنم راه حل در تهران است. این تغییر قدرت در تهران است که رژیم ها را عوض میکند. من فکر میکنم با خشمی که وجود دارد از گروهای مسلح چریکی گرفته تا ریزش و قیام مردم را در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود.