نوع حکومت آیندهی ایران به رأی مردم گذاشته خواهد شد / فایل صوتی، سنگ محک استمرارطلبان و انحصارطلبان
قبل از هر چیز باید بگم که من اظهارات رضا پهلوی تو فایل صوتی که اخیراً منتشر شده رو موضوع جدیدی «در مورد خودش» نمیدونم، چون اولاً معتقدم که شناختی که ما از دریچهی رسانهها و اخبار مختلف از رضا پهلوی کسب کردیم، هیچ اعتباری نداره و کاملاً متأثر از غرضورزیها و گرایشات کور سیاسی افراد و گروههای مختلف بوده و ابعاد متناقض و گمراهکنندهای به خودش گرفته. در واقع تا زمانی که من و شما شخصاً با رضا پهلوی وارد گفتگو نشیم و همدیگه رو به چالش نکشیم، شناخت واقعی و درستی هم از همدیگه پیدا نمیکنیم و اون کاراکتری که ما از رضا پهلوی در ذهن خودمون ساختیم، یک کاراکتر تماماً خیالیه. بنابراین کسی نمیتونه با اطمینان ادعا کنه که رضا پهلوی تا همین هفتهی قبل سلطنتطلب بود، اما امروز صبح یک دفعه از خواب بیدار شد و تصمیم گرفت که جمهوریخواه بشه! نَه! اصولاً تلاش برای ذهنخوانی هم تلاش بیهودهایه و چیزی جز اتلاف وقت نیست و معمولاً به هیچ نتیجهای هم نمیرسه. اگر هم قرار بر ذهنخوانی باشه، خواندن ذهن مخالفین رضا پهلوی خیلی سادهتره و من ترجیح میدم که ذهن مخالفین رضا پهلوی رو بخونم. دوماً من رضا پهلوی رو یک سیاستمدار باهوش میدونم و خصوصیت یک سیاستمدار باهوش اینه که در شرایط مختلف، منعطف عمل میکنه و ابتکار عمل رو از دست نمیده. رضا پهلوی جایگاه و اعتبار خانوادگی و سیاسی خیلی خاصی داره. پدرش محمدرضا شاه و پدربزرگش هم رضاشاه بوده و این خانواده ۲ دورهی سلطنت و یک انقلاب رو پشت سر گذاشته و بسیاری از تجربیات و آگاهیهایی که رضا پهلوی به این واسطه کسب کرده رو شاید من و شما تا ۲۰۰ سال دیگه هم بدست نیاریم. ضمن اینکه رضا پهلوی، هم هواداران مشروطهخواه زیادی داره و هم هواداران جمهوریخواه زیادی داره و علت اینکه بیگدار به آب نمیزنه و دست به عصا قدم بر میداره هم همینه. اما علامهی دهر هم نیست. رضا پهلوی هم یک انسان مثل بنده و شماست و داره مسیر زندگی خودش رو طی میکنه و از هر نظر به تکامل میرسه. راستش من خودم چند وقت قبل توصیههایی در مورد همکاری با تعدادی از گروههای اپوزیسیون به رضا پهلوی کرده بودم که بعد از چند وقت دیدم که توصیههام اشتباه از آب در اومد و همون موقع با خودم فکر کردم که چقدر خوبه که رضا پهلوی بیدرنگ به توصیههای گاه و بیگاه افرادی مثل من عمل نمیکنه و با احتیاط بیشتری جلو میره. چون حقیقت اینه که من در جایگاه رضا پهلوی قرار ندارم و تجربیات رضا پهلوی رو هم در اختیار ندارم و نمیتونم از اینجا برای رضا پهلوی تو اون گوشهی دنیا تعیین تکلیف کنم و نسخه بپیچم. تو اپوزیسیون هم فعالیت نداشتم و به صورت عینی و نزدیک، اطلاع زیادی در مورد آنچه که در اپوزیسیون در جریانه ندارم. از همون موقع هم تصمیم گرفتم که دیگه در مورد هر موضوعی، بیخودی دهنم رو باز نکنم و تصوراتِ خودم رو به دیگران تحمیل نکنم. در مورد انتشار این فایل صوتی هم فقط همینقدر میدونم که این صحبتها یکباره و یکشبه بر زبان رضا پهلوی جاری نشده، اما با وجود اینکه این اظهارات برای افرادی مثل من تازگی نداشت، برای مزدوران جمهوری تروریستی اسلامی و استمرارطلبان و اپوزیسیونهای جعلی و صادراتی و همینطور گروههای انحصارطلب اپوزیسیون به شدت تازگی داشت و در این برهه، بعد از پیوستن به کمپین «نَه به جمهوری اسلامی»، این چند دسته رو به شدت سردرگم کرد و چهرهی واقعی بسیاری از اونها رو به معرض نمایش گذاشت و صف مخالفین راستین جمهوری تروریستی اسلامی رو بیشتر و بیشتر از صف مزدوران و استمرارطلبان و سودجویان و موجسواران و انحصارطلبان جدا کرد و نَه تنها توپ رو با یک قیچیبرگردون به زمین این گروهها انداخت، بلکه تور دروازهشون رو هم پاره کرد. از این نظر و با توجه به تأثیرات پیوستن به کمپین «نَه به جمهوری اسلامی» و انتشار این فایل صوتی میشه گفت که شاهد اقدامات هوشمندانهای بودیم که درست مانند سنگ محک عمل کرد.
اما لازم میدونم که به این مورد هم اشاره کنم که نوع حکومت آینده قطعاً به رأی مردم ایران گذاشته خواهد شد. نَه به این دلیل که من مشروطهخواه یا جمهوریخواه هستم. بلکه برای برقراری دموکراسی و جلوگیری از بازگشت و نگاه به گذشته. حتی به عقیدهی بسیاری از حقوقدانان و صاحبنظران و کارشناسان سیاسی، شاید برگزاری رفراندوم «جمهوری اسلامی؛ آری یا نه» هم برای مشروعیت بینالمللی حکومت آینده ضروری و واجب باشه، با این شرط که حکومت توسط خودِ جمهوری تروریستی اسلامی و در یک پروسهی کاملاً دموکراتیک به مردم واگذار بشه. هیچ کس هم این حق رو نداره که از الآن نوع حکومت آینده رو برای مردم ایران تعیین کنه، چرا که گذار از دیکتاتوری با سرکوب گرایشات سیاسی مختلف محقق نمیشه.


ایرج مصداقی خطاب به گروههای چپ و کمونیستهای درمانده و وامانده می گفت: فرض کنید رضا پهلوی موفق شود و حکومت پادشاهی ایجاد کند. آیا مبارزه با حکومت رضا پهلوی سخت تر است یا مبارزه علیه جمهوری اسلامی؟
من هیچ ترس و نگرانی از فردای سقوط جمهوری اسلامی ندارم. هر حکومتی بیاد بهتر از این نکبت موجود است.
چه جمهوری چه پادشاهی، حتی اگر به دیکتاتوری بروند تغییر و اصلاحش امکان پذیر است اما این رژیم دینی ارتجاعی خیر.
یه عده یه جوری میگن رضا پهلوی میخواد در حکومت آینده صاحب مقام و منسب بشه که انگار خودشون میخوان در حکومت آینده عملگی کنن! هر کس میگه که دوست نداره پادشاه یا رئیسجمهور بشه، قطعاً داره دروغ میگه. حسن شریعتمداری که از همین الآن برای ریاستجمهوری برنامهریزی کرده. اون مریم رجوی هم که از همین الآن خودش رو پادشاه مادامالعمر میدونه و از مجاهدین هم بیعت گرفته و فقط تاجگذاری رو به آینده موکول کرده. بنیصدر هم که الله فقط خودش میدونه که میخواد چه بلایی به سر این کشور بیاره!
البته منظور شما قاعدتا این «بوقچی های» سیاسی است، وگرنه خود مرا اگر با چوب بزنید حاضر نیستم شاه یا رئیس جمهور شوم! ایران که پیشکش، حتی در اروپا هم به ندرت یک آدم حسابی یک مقام سیاسی را میپذیرد. کسی که چیزی بارش باشد میرود دنبال ساختن واکسن (یا بمب یا …)، وگرنه اگرکسی «خارش» نداشته باشد مگر بیکار است که خودش را ملعبه خاص و عام کند؟!
دقیقاً فقط همین بوقچیهای سیاسی هستن که شب و روز منتظرن که رضا پهلوی قدمی از قدم برداره تا انواع توهینها و فحاشیها رو بهش نسبت بدن و عقدهپراکنی کنن. موضوع چیزی جز «تلاش برای استمرار» و یا «سهمخواهی» نبوده و نیست.
من خودم چند وقت قبل توصیههایی در مورد همکاری با تعدادی از گروههای اپوزیسیون به رضا پهلوی کرده بودم که بعد از چند وقت دیدم که توصیههام اشتباه از آب در اومد و همون موقع با خودم فکر کردم که چقدر خوبه که رضا پهلوی بیدرنگ به توصیههای گاه و بیگاه افرادی مثل من عمل نمیکنه و با احتیاط بیشتری جلو میره. چون حقیقت اینه که من در جایگاه رضا پهلوی قرار ندارم و تجربیات رضا پهلوی رو هم در اختیار ندارم و نمیتونم از اینجا برای رضا پهلوی تو اون گوشهی دنیا تعیین تکلیف کنم و نسخه بپیچم
+++
دقیقا من هم هر چه گذشت دیدم اون واقعا از توصیه های ما جلوتر هست و گذشترمان ثابت کرد خیلی جاها نگاه من نوعی سطحی بوده. همانطور که اشاره کردی ما نگاهمون از بیرون هست و نمیدونیم زیر آن لحاف ۴۰ تکه چه میگذرد!
باریکلا !!!!!
حقیقتش را بخواهید به نظر من شاهزاده یک نکته در اصل ساده را گفته، همیشه هم میگفت، ولی کسی دقت نمیکرد!
قبل از ادامه بگویم که به نظر من خیلی مفید است که ما کاربرد اصلی واژگان را بشناسیم، یعنی مثلا بدانیم وقتی در یونان قدیم dḗmos krátos یا در رم باستان res publica گفته میشد منظور در عمل چه بود. من واقعا علاقه ای به ملا نقطی بازی ندارم، ولی اینجور سوء برداشتی که بویژه در بین ایرانیان از واژه های اروپایی وجود دارد کار دست ما داده و میدهد (شبیه یک بساز بفروشی که واژه های هندسی را شنیده، ولی مثلا وقتی میگوید «ذوزنقه» در ذهنش یک سه گوش نقش میبندد).
حالا اصل حرف شاهزاده این است (و همیشه بود) که وقتی ما (نوعی از) ساز و کارهای دموکراتیک را بپذیریم نظام کشور ماهیتا یک جمهوری است، وجود مقامی به نام رئیس جمهور یا شاه تغییر ماهوی پدید نمیآورد. اصلا «جمهوری» را ما از رم باستان داریم، ولی مگر در جمهوری رم رئیس جمهور داشتند؟ تنها مقامی که شباهتی داشت «کنسول» بود، که آن هم (مثل همه پست های دیگر) بین دو منتخب تقسیم میشد. مرجع تصمیم گیری سنا (مجلس) بود، و زمانی که به اختیارات سنا توسط سزار و سپس اکتاویان تعدی شد را پایان جمهوری قلمداد میکنند، هر چند هر دوی آنها خود را متعهد به جمهوری وانمود میکردند و هیچگاه ادعای پادشاهی نکردند.
به همین خاطره که من همیشه گفتم که نَه مشروطهخواه هستم و نَه جمهوریخواه. من به یک اسم روی کاغذ رأی نمیدم. من باید ببینم که چه نوع حکومتی با چه ساختار و ساز و کاری و تحت چه قوانینی و توسط چه کسانی قراره اداره بشه تا بتونم تصمیم بگیرم که به چه نوع حکومتی رأی میدم.
عزیز دل بدادر الان که وقت نوع حکومت تعیین کردن نیست.
اول گذر از نظام نکبت.
بعد انتخاب مجلس موسسان ، به نظرم به ازا هر یک میلیون، ده نفر + ۵۰ حقوقدان به انتخاب جامعه حقوقدانان و دانشگاهیان
این افراد که جمعشون حدود ۸۵۰ نفر میشه، نهادهای قانونی کشور را پایه ریزی می کنند.
احزاب رسمی هم آزادند هر نوع نظامی را که مد نظرشونه به رای گیری بگذارند.
مردم خودشان به سیستم حکومتی مورد علاقه رای خواهند داد. و به قانون اساسی پیشنهادی مجلس موسسان رای خواهند داد.
دارمای عزیز وقتی خود حکومت داره ، شرکت در انتخابات فارغ از نتیجه را به عنوان رای به نظام در نطر می گیره چرا مردم و مخالفین این کار را نکنند.
وقت داره از دست میره از امروز باید عدم شرکت در انتخابات را به عنوان نه به نظام تبلیغ کنیم.
این ساده ترین کار ممکنه.