نقدی مختصر بر «منشور همبستگی»

قبل از هرچیز باید بدانیم منشوری که نوشته شده نه قانون اساسی است و نه تعیین کننده نوع حکومت. 

آنچه که من می فهمم یک چارچوب حداقلی است که گروههای مختلف سیاسی مخالف جمهوری اسلامی دور هم گرد آیند و کمک کنند تا اولا با همصدایی بتوانند پیام مردم داخل را در جهان منعکس کنند و حمایت کشورهای خارجی را نسبت به انقلاب مردم تسهیل کنند ثانیا در هنگام سقوط این رژیم پلید، آمادگی برای عبور سالم در دوران گذر را داشته باشند.

بنابر این ابتدا باید سطح توقع مان را از این منشور با واقعیات تنظیم کنیم ضمن اینکه هنوز نه فرمولی برای مبارزه و سرنگونی این رژیم پیدا کرده ایم و نه اینکه جمهوری اسلامی قصد دارد به این زودی فرو بپاشد.

اما بنظرم این منشور را می توانستند بهتر تنظیم کنند. البته حدس می زنم که حضور عبدالله مهتدی کومله ای باعث چنین عقب نشینی هایی از سوی شاهزاده شده است.

مهمترین نقدی که به این منشور میتوان وارد کرد دور بودن از هویت ایرانی در آن است. لوگوی آن بجای اینکه نشانی از ایران باشد، کپی برداشته شده از لوگوی کمونیستها و گروههای تجزیه طلب و فرقه گراست.

در متن منشور یک کلمه درباره اینکه همه ما زیر پرچم شیر و خورشید که نشانه هویت ملی ماست جمع خواهیم شد نوشته نشده است.

ضمنا بدرستی نوشته اند که نوع حکومت را در آینده مردم ایران انتخاب می کنند اما در چند خط پایین تر برای مردم ایران از قبل تصمیم گرفته اند که نوع حکومت آینده تمرکز گرا نخواهد بود! شما از کجا می دانید که خواست عمومی مردم ایران درباره تمرکز گرایی چیست؟

نکته پایانی اینکه از هم اکنون عنوان شده که سپاه پاسداران باید منحل شود. این یک شمشیر دو لبه است. طرح این موضوع در منشور میتواند باعث جنگ داخلی در دوران خلا قدرت شود. شما اگر هم قصد منحل کردن سپاه را دارید باید آنرا اعلام نمیکردید و صبر میکردید که به مرحله ثبات برسیم بعد با یک رای گیری در مجلس تکلیف آنرا مشخص میکردید.

 

به اشتراک بگذارید:

6 thoughts on “نقدی مختصر بر «منشور همبستگی»

  • 2023-03-11 در t 06:51
    پیوند یکتا

    من هنوز هم شاهزاده را نمی فهمم اما اینکه به هیچ عنوان قصد شاه شدن را ندارد، کاملا مشخص است!

  • 2023-03-11 در t 15:38
    پیوند یکتا

    باید منتظر شویم ببینیم نظر شاهزاده در اینباره چیه؟ و چرا منشور به این شکل و شمایل درآمد؟

  • 2023-03-12 در t 04:48
    پیوند یکتا

    بزرگترین نقدی که می شه به این ماجرا گرفت اینه که:
    ۱- مکانیسم سقوط رژیم چگونه است؟ ۴۴ ساله که رژیم روی لبه پرتگاه داره به سر می بره. انتخاب این نقطه برای ماندن اتفاقی نیست بلکه بسیار حساب شده و تاکتیکی است چون لبه پرتگاه مردم را همیشه در حالت معلق و انتظار نگه می داره و در عین حال برای رژیم وقت می خره تا هر بلایی خواست سر مردم و کشور بیاره.
    رژیمی که هم پول داره، هم ارتش داره، هم پشتیبانی غرب و شرق را داره و هم بسیار بین کشورهای همسایه محبوبه (چون ایران را در ذلیل ترین و توسری خورترین حالت خود نگه می داره) قراره چطور و به دست کی سقوط کنه؟
    ۲- مردمی که سلاح ندارند، پول ندارند، متحد نیستند، پشتیبان خارجی ندارند، تشکلات و هسته های مقاومت ندارند، رهبری ندارند قراره چطور با دژخیمانی که تفریحشان کشتن، تجاوز کردن، کور کردن، شیمیایی کردن حتی بچه ها و نوباوگان هست بجنگند و پیروز هم بشوند؟
    مشکل ایران بعد از سقوط رژیم نیست. آن قسمت آسان ماجراست. مشکل اصلی، سقوط رژیمه که تونسته ۴۴ سال ظرفیت های مالی عظیم برای خودش درست کنه، سپاه و نیروی وفادار و جنایتکاری که در بسیاری موارد از گشتاپو و نازی های هیتلری بسیار جنایتکارترند را سر و سامان بده، هسته های تروریستی برای محافظت خودش در همه جای دنیا در حالت آماده باش بزاره و پشتیبانی غرب و شرق را برای خودش بخره چطوری و توسط کی قراره سقوط کنه؟
    اگر شاهزاده یا هر کسی می خواد رهبری جنبشی را بعهده بگیره باید اول راه حل برای مشکل اصلی پیدا کنه نه برای وقتی که تمام مشکلات حل شده و مردم آزاد شده اند و حالا می خواهند ببینند چطور می تونند خوشبخت تر بشن.
    طرح حکومت آینده در زمانی که رژیم ثابت کرده به این آسانی ها سقوط نمی کنه کاملا بی معنی و حتی شاید خنده دار باشه.
    مردم رهبری، سازماندهی و سلاح می خواهند. این رژیم بدون دریای خون امکان نداره از جاش تکون بخوره همانجوری که اسد دریای خون براه انداخت و سر جاش هم ماند و همه دنیا هم او را با دستهای خونی پذیرفتند.
    تنها حالتی که رژیم می تونه سقوط کنه اینه که این خون های ریخته شده خون های آخوندها و بسیجی ها و خانواده هاشون باشه وگرنه آب از آب تکون نخواهد خورد. این وقتی امکان پذیره که مردم به آن حالت استیصال برسند که هنوز نرسیده اند.
    ملت از جوک ساختن برای نکبت و ذلتی که رژیم تو زندگی شون وارد کرده بالاخره در ۱۴۰۱ به عصبانیت رسیدند. این خوبه ولی کافی نیست. الان بسیجی را از اتوبوس می اندازن بیرون. این خوبه ولی کافی نیست. الان عمامه پرت می کنند. خوبه ولی کافی نیست. هر وقت بسیجی را تو اتوبوس کشتند و جسدش را انداختند بیرون آنوقت مردم برای تغییر رژیم آماده شده اند. وقتی به جای عمامه سر آخوند را زدند آنوقت مردم آماده تغییر شده اند. هنوز زوده.
    با فانتزی و حرفهای قشنگ و شیک اروپایی پسند نمی شه این آدم خورهای ۱۴ قرن پیش که تا دندان هم مسلح اند را شکست داد. این بیشتر شبیه به یک رویای فانتزی کودکانه است تا کاربرد و راه حل عملی.

    • 2023-03-12 در t 17:41
      پیوند یکتا

      دقیقا با نظر شما موافقم. یکی از دلایلی که جنبش داخل ایران به اهستکی گراییده همین است که کار از تظاهرات مسالمت امیز خیابانی که عده بسیار محدودی در ان شرکت دارند گذشته زیرا رژیم بسادکی از عهده این تظاهرات بر امده. حالا وقت انست که مرحله بعدی که شامل تظاهرات وسیعتر و با تفکر دفاع از خود است به اجرا در اید که مستلزم ایجاد تشکیلات منسجم انقلابیست و بدون رهبری میدانی نمیتوان انرا به انجام رساند.

  • 2023-03-18 در t 14:07
    پیوند یکتا

    نازم به سر زلف تو ای دختر ایران
    کز پرده برون رفت و بهم ریخت جهانی
    نازم به مهر پاک تو ای مادر ایران
    که بسرودی و همه ایران بهمبست

    ” تقدیم به همه ایرانیان راستین و پاکنهاد”

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.