نظر سرلشکر پاکروان (دومین رئیس ساواک) و خمینی درباره یکدیگر
پاکروان در خرداد سال ۱۳۴۲ روحالله خمینی را دستگیر کرده بود. او چند بار در قیطریه تهران در منزل بازاری سرشناس غلامحسین روغنی برای صرف نهار و گفتگو به دیدن خمینی رفته بود. پاکروان خاطرات آن دیدارها را عصر ۲۷ دی ۱۳۵۷ با دوست قدیمیاش چارلز نس، معاون سالیوان، در میان گذاشت؛ که بلافاصله به واشینگتن مخابره شد:
«تیمسار میگوید از هر جلسه ملاقات با خاطری بسیار آشفته و پریشان بیرون میآمد. (او میگوید) شکی نیست که خمینی جذبه عظیمی دارد و سخنور زبردستی است ولی به اصول اخلاقی پایبند نیست، شدیداً جاه طلب است و تمام عوارض ابتلا به روان گسیختگی در وی دیده میشود. پس از مدتی تأمل برای یافتن اوصاف دیگر (پاکروان) گفت فکر میکند شیطان در قالب خمینی تجسم پیدا کرده.»
خمینی دربارهٔ تیمسار پاکروان گفتهاست: «او فردی مقرراتی و دارای دیسپلین کامل بود.» وی پاکروان را فردی عاقل و قانونی میشناخت، او بسیار قانونی حرف میزد و کسی بود که میتوانست در برابر شاه، حرف بزند و از وضع بد مملکت شکوه کند.
سرلشکر پاکروان روز ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر تهران به اتهام خیانت و مفسد فی الارض بودن به دستور صادق خلخالی تیرباران شد. وی یکی از ۴۳۸ نفر از مقامات لشکری و کشوری است که پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در سال ۱۳۵۸ اعدام شدند.
منبع: ویکی پدیا



امیدوارم روزی اسنادش بیرون بیاد که خمینی و خلخالی مادر پدر هرزه مهره کدوم کشور غربی بودند!
مرحوم تیمسار پاکروان چند جلسه با خمینی دیدار کرد و به این نتیجه رسید این خود “شیطان” هست.
اونوقت بنی صدر میگه من نمیدونستم!
البته پاکروان کسی است که در زندان با خمینی بسیار خوش رفتاری کرد و یکی از عوامل نجات او بود. در تاریخ شفاهی نیز همه از پاکروان به عنوان مردی درستکار و فاضل یاد میکنند. پاکروان در ریاست ساواک به جای بزن و ببند سعی میکرد به علتها بپردازد و شاید راه او نتیجه ای بهتر از راه نصیری میداد اما این سوالی بی پاسخ است.
تا اینجایی که من تاریخ شفاهی رو گوش کردم همه بلا استثنا از پاکروان بینهایت تعریف میکنند -و باز هم همه- میگویند که نعمت الله نصیری (علی رغم نیک نفس بودن) یک احمق به تمام معنی بود. فکر کنم ارتشبد طوفانیان بود که گفت در مدرسه لقب نصیری “کله گچی” بود! حالا چرا چنین فردی به ریاست سازمان امنیت میرسه دیگه جای تأمل داره.
در تاریخ شفاهی یک گفتگو هم با همسر پاکروان شده که نوار بعدی است که گوش خواهم کرد.
شیخ گرامی نمیدانم صحبتهای هوشنگ نهاوندی و عطالله خسروانی را گوش کرده ای یا خیر اما راست و دروغش پای خودشان خیلی نکات در آنها هست.
نهاوندی رو گوش کردم. بدون شک یکی از بهترین گفتگو ها است.
به خصوص اون روایت جلسه تصمیم گیری برای دستگیری هویدا استثنایی یه.
خسروانی رو حتما گوش میکنم.
ممنون
سخنان نهاوندی نشان میدهد که نقش شهبانو فرح در سیاست ایران بسیار پر رنگ تر از آن بوده که برخی از ما میپنداشتیم. برای راستی آزمائی آن البته به خاطرات دیگرانی که مانند او به شهبانو نزدیک بوده اند احتیاج هست.
کاملا صحیحه کافر جان.
البته تا اینجا برداشت من اینه که نقش فرح فرعی بود و نقش دیکتاتوری فردی شاه در به بن بست رسیدن نظام پادشاهی رو خیلی بیشتر میدونم. گذشته از ایندو من هر چه بیشتر گوش میکنم نقش “خارجی” برام برجسته تر میشه. الله اعلم!
کاملا موافقم.