نظرسنجی؛ یکی از نیازمندی های اساسی مخالفین

در مبحث “مشکل اساسی مخالفین این است؛ فقدان تشکیلات سازمانی” عنوان کردم، که مخالفین نیازمند یک تشکیلات سازمانی منسجم و قدرتمند می باشند. مطمئنا در شرایط کنونی و سده بیست و یکم دیگر نمی توان با یک تلوزیون ماهواره ای و جمع کردن مشتی فسیل در آن به رویارویی رژیم تا دندان مسلح و پروپاگاندای ولخرج رژیم رفت. این پروپاگاندا تا قلب رسانه ها و دانشگاه های آمریکا را تسخیر کرده است.

نظرسنجی و یا برآورد افکار عمومی یکی از ابزارهای لازم برای طراحی راهبرد مخالفین است. شما نمی توانید مدام تکرار کنید رژیم در ارائه آمار … دروغ می گوید ولی دست خودتان نیز هیچگونه آمار و داده ای نیز جهت رسوا کردن آنها نداشته باشید. تصور می کنم ماه گذشته بود که داریوش سجادی مزدور امریکا نشین در یک مناظره از همین حربه استفاده کرد و به حسن داعی گفت شما نماینده مردم نیستید و رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم مشروع می باشد. یا اعلام

حمایت ۷۳ درصدی مردم از قانون مجلس برای لغو تحریم‌ها توسط دانشگاه مریلند آمریکا، خوب مجید محمدی که فعال سیاسی است پاسخ مناسب را به این آمار کذب دانشگاه مریلند در ایندپندنت فارسی داده‌است . اما باید پذیرفت که صرفا با تخطئه و تکذیب نمی توان کار را پیش برد. بگذارید مثال های عینی تری بزنم. ما در مورد تعداد جانباختگان و مبتلایان کرونا در کشور به آمارهای رسمی به دلایل گوناگون تردید داریم اما هیچ آمار و تخمینی هم از آمار واقعی نداریم. یکی از دوستان می گفت: در یک شرکت ۲۷ نفره آنها ، یازده نفر مبتلا به کرونا شده اند اما چگونه می توان این آمار را به کل جامعه تعمیم داد؟ ممکن است یک فرد در خانواده و محل زندگیش شمار بسیاری مبتلا داشته باشند و در خانواده دیگر این آمار اندک باشد! بنابر این ما در تشکیلات سازمانی خود نیازمند بهره بردن از یک واحد بررسی افکار برای موضوعات مختلف به منظور برنامه ریزی دقیق و تعیین راهبردها میباشیم.

مطالب فوق را گفتم تا به موضوع روز بپردازیم. در روزهای اخیر، رسانه‌های وابسته به رژیم نطرسنجی های متفاوتی را در مورد مشارکت مردم در انتخابات ارائه کرده تا میزان شرکت کنندگان در انتخابات را به جامعه تلقین کنند. آمارهای متفاوتی از ۳۲ درصد تا ۵۱ درصد در نظرسنجی های مزبور دیده می شود.

میزان نارضایتی مردم بسیار است. بنابر این لازم است برای غلبه بر پروپاگاندای رژیم مرکزی برای برآورد افکار مردم در موضوعات مختلف ایجاد کنیم. در کنار سایر نیازمندی های این موضوع از نان شب نیز واجب تر است. با این کار دست فعالین سیاسی برای مناظرات و ارائه مطالب و همچنین برنامه ریزی های گوناگون که در تعیین راهبردها که سرنوشت ساز می باشند؛ باز خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:

6 thoughts on “نظرسنجی؛ یکی از نیازمندی های اساسی مخالفین

  • 2021-05-07 در t 15:45
    پیوند یکتا

    این پیشنهادات در نظر اول جالب هستند، قاعدتا یک فردی مثل من (که دائما با ریاضی سر و کار دارد) باید از آنها استقبال کند، بالاخره یک عده متوجه شدند که باید کار را سیستماتیک پیش ببرند…

    آنچه شما در نظر نمیگیرید این است که «عشق یک طرفه به جایی نمیرسد»، در طرف عرضه ما خیلی کارها میتوانیم بکنیم، همین ایده شما (بخش تکنیکی اش) را احتمالا من خودم میتوانم به نحو مطلوبی اجرایی کنم، ولی سپس ما از طرف مخاطب به مشکل برمیخوریم. شما فرض را براین میگذارید که وقتی شما یک کار عالی عرضه کنید مخاطب هم استقبال میکند، ولی متاسفانه تجربه چیز دیگری را نشان میدهد.

    دائما به «نخبگان» سرکوفت زده میشود که چرا کاری نمیکنند، ولی وقتی هم که کاری میکنند استقبال نمیشود. بگذارید یک مثال بزنم: در ماجرای هواپیمای اوکراینی من خیلی وقت گذاشتم تا جنبه های مختلف ماجرا را حتی الامکان علمی روشن کنم. تک و توکی اهل فن هم درک میکنند که چه کاری انجام شده، ولی مخاطب عام چی؟ حتی «خودی ها» هم آخرش یک چیزی مینویسند که ترجمه اش این است: «لیلی مرد بود یا زن؟» این حکایت را همه «نخبگان» دارند، ما مختصصان نظامی هم داریم که هزاران فالوور دارند، پشت پرده درد دلشان این است که اصلا کسی به محتوای فنی نوشته های من توجه نمیکند، عموم مخاطبان مثل هواداران تیمهای فوتبال هستند، تیم خودی گل بزند هورا میکشند، تیم مقابل گل بزند هومیکنند…

    وقتی هر کسی از قبل حکمش را صادر کرده مطالعه آماری و تحلیل علمی چه فایده ای دارد؟ فوقش اینکه ما خودمان برداشت بهتری از نبض جامعه داشته باشیم. این راهم هر بار امتحان کرده ایم نتایج وحشتناک بوده اند، حکومت که تکلیفش معلوم است، ولی مردم ما هم آن چیزی نیستند که (به خودشان) وانمود میکنند…

    • 2021-05-07 در t 16:58
      پیوند یکتا

      بله یک بعد قصیه را همان گونه که پاراگراف آخر نوشتید با تاکید می کنم این دیتا دو استفاده دارد. یکی هم این که برای اداره امور خودمان استفاده می کنیم.
      و یک نکته در مورد پاسخ شما
      ببنید مونتی عزیز من اگر توانشو داشتم و در مکان مناسب بودم برخی را خودم به عهده می گرفتم مثل علی ابراهیم زاده عزیز.
      وظیفه من اینجا گوشزد کردن اشتباهات اپوزسیونه.

    • 2021-05-07 در t 17:26
      پیوند یکتا

      باز یک نکته دیگر در مورد کامنت شما.
      من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم مطلب را باید طوری تنظیم کنیم‌تا مخاطب عام استفاده کنه. گرچه ما نوشته هامون دو جور مخاطب داره یکی عام و یکی خاص. متاسفانه خیلی دوستان در مطالبشان عوام را فراموش می کنند.
      من اسم نمی برم ولی به هر حال کمابیش همه را می شناسیم. مطالبی که ارایه می کنید باید هدفتان را روشن کنید به چه منظوری می نویسید. اگر موضوع خیلی عمومی است مثل انتخابات باید تا حد امکان گزیده بنویسیم. مخاطب عام کشش مطالب علمی و فنی را ندارد.
      اما خوب در مورد سقوط هواپیما، قاعدتا هدفتان این بوده تعمدی بودن کار را نشان دهید پس باید مطلبتان طوری تنظیم شود تا ایرادی به آن وارد نشود و ضمن این که موضوع جنبه فنی تخصصی دارد. مطمین باشید اون کسی که باید استفاده می کرده از آن بهره برده.

      • 2021-05-07 در t 21:02
        پیوند یکتا

        اما خوب در مورد سقوط هواپیما، قاعدتا هدفتان این بوده تعمدی بودن کار را نشان دهید

        همینجا یک نکته هست که اگر بتوانیم آن را روشن کنیم بیش از صد هزار فورمول ریاضی ما را پیش میبرد: در کار پژوهشی شما نباید «هدف» (به معنای نتیجه مطلوب) داشته باشید! اینکه شما (ولو در پس ذهنتان) نتیجه ای را انتخاب کرده باشید و سپس تمام توانایی تان را به کار بگیرید تا برای آن شواهد عرضه کنید میشود یک کار «مذهبی» (ولو اینکه شما خدا نا باور باشید). هر کسی که باورهایش را ملاک قرار میدهد به بیماری مذهبی دچاراست، حتی اگر آتئیست باشد، ایرانی و اروپایی هم ندارد.

        در مثال مذکور (هواپیمای اوکراینی) اگر انتظار این باشد که باید حتما «ثابت شود» که عمدی بوده که شما اصلا نیازی به پژوهشگر ندارید، فوقش نیاز به پروپاگاندیست دارید…

      • 2021-05-07 در t 21:19
        پیوند یکتا

        یک نکته دیگر هم مکرر توجه مرا جلب میکند: اینکه دوستان اصرار دارند که درهر نوشته ای به رژیم بتازند، به نوعی از آن «سلب مشروعیت» کنند.

        اینکه من عمدتا از این سبک پیروی نمیکنم باعث سوء تفاهم نشود: این رژیم صرف وجودش برای من دلیل کافی است که باید نابود شود، مفهوم «مشروعیت» برای من بلاموضوع است!

    • 2021-05-07 در t 18:14
      پیوند یکتا

      مردم ما حوصله خواندن یک پاراگراف را هم ندارند.
      مردم ما مردم تکس اند. اگر پیامی در حد چند کلمه یا فوق فوق اش در سطح یک جمله بود آن را می خوانند ولی اگر بیشتر بود هیچکس آن را نمی بیند چون هیچ کس حوصله ندارد.
      مشکلات فرهنگی ایرانی ها خیلی بیشتر از مشکلات سیاسی آنهاست. اگر شاه می ماند در طی این ۴۳ سال شاید سطح رشد فرهنگی و عقلانی ایران به ۱۰۰ سال پیش غرب می رسید ولی بعد از هجوم مجدد اسلام فرهنگ ایرانی ها بیشتر از نیم قرن زمان لازم دارد تا تازه به سطح فرهنگ در زمان شاه برسد. در ایران امروز ملت با دیدن موی زن یا دوچرخه سواری آنها حالی به حالی می شوند. اینها برای رسیدن به قرن ۲۱ هنوز خیلی راه دارن که بروند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.