موضع چامسکی در مورد جنگ اوکراین «چپ» نیست، در واقع هیچ چیز نیست، جز یک لجبازی عاری از محتوا
نوام چامسکی اخیرا در مورد جنگ اوکراین یک موضع اتخاذ کرده که خلاصه اش این میشود که اوکراین باید دنباس را واگذار کند و کریمه (قبلا اشغال شده) را هم کاملا از فکرش خارج کند تا بالاخره ما به «صلح» دست یابیم!

جالبتر از خود موضعگیری استدلال چامسکی است که در آن میگوید چه خوشتان بیاید و چه نه «دنیا همین است» و با تشبیه قدرت نظامی روسیه به «هاریکین» (طوفان سهمگین دریایی) گفته اینکه شما در برابر زور گویی مقاومت کنید شبیه این است که بگویید من طوفان را به رسمیت نمیشناسم!
صادقانه بگویم من با خواندن این جملات نه تنها حیرتزده، بلکه شرمزده شدم؛ هر چه باشد چامسکی به نوعی همکار من است، چون آنچه به او وزن آکادمیک داده کارهای قدیمی اش در مورد طبقه بندی زبانهای فرمال است، که بخشی از تئوری پیچیدگی (در ریاضی و انفورماتیک) محسوب میشود.
متاسفانه باید بگویم همان منطقی که حکم میکند اثباتهای چامسکی در کارهای قدیمی ریاضی اش صحیح هستند به من میگوید این «استدلال» او صحیح نیست؛ یا بهتر بگویم اصلا استدلالی در کار نیست و چامسکی تنها مفری که او را مجبور به پذیرش اشتباهاتش نمیکند را «جبر طبیعت» تعریف کرده است.
اینکه چرا این رویکرد خطایی است که (نه فقط در مورد اوکراین) فاجعه به بار می آورد بماند برای جای دیگر؛ آنچه اینجا توی ذوق میزند این است که آخر چنین آدمی چگونه میتواند عنوان «ایده آلیست» را یدک بکشد؟ پس چرا بیش از نیم قرن به آمریکا برای ویتنام گیر داد؟ ظاهرا آمریکا به اندازه کافی به زور عریان متوسل نشده تا در جایگاه «خدای طوفانها» قرار گیرد.
و اما اینکه چنین رویکردی به پای «چپ» نوشته شود غایت بی انصافی است، این حرف چامسکی را اگر مارکس و انگلس می شنیدند از قبر بلند میشدند، بنیان تمام کارهای آنها این بود که ما نباید به توصیف وضع موجود اکتفا کنیم، بلکه باید دنیا را تغییر بدهیم:
Die Philosophen haben die Welt nur verschieden interpretiert; es kommt darauf an, sie zu verändern
فلاسفه فقط دنیا را به انحاء مختلف توصیف کرده اند، آنچه اهمیت دارد این است که آن را تغییر داد
Karl Marx
چون چامسکی را این روزها به عنوان «فیلسوف» میشناسند در پایان به یک نکته عمیقتر هم اشاره کنم: توصیف وضع موجود (حتی اگر قرین به واقعیت یا به قول چامسکی «طبیعی» باشد) نه استدلال است و نه نقشی در کنشگری دارد، چرا که اگر هم شما زحمت توصیف را نمیکشیدید خود بخود وجود داشت و بدون کنش به همان حالت «طبیعی» به وجودش ادامه میداد!


من می خواستم در این مورد چیزی بنویسم اما داشتم سبک سنگین می کردم که چامسکی یک چپ است یا یک گلوبالیست و یا یک کج فکر امریکا ستیز؟؟
حرفهایش من را یاد آن مجری احمق بی بی سی فارسی انداخت که به مسیح علینژاد می گفت:
آیا شما مسئولیت زندانی شدن زنانی که روسری از سر برمیدارند و بازداشت و شکنجه میشوند می پذیرید؟!!
یعنی بجای اینکه یقه رژیم جنایتکار را بگیرد یقه طرف مقابل رژیم را می گیرد.
چامسکی میگوید امریکا مقصر هر اتفاق بد و هر فاجعه ای در روی کره زمین است.
همان «آمریکا ستیز» بیش از هر چیز صدق میکند. او هویتش را از یک زمانی به بعد در ستیز با امپریالیسم آمریکا یافته و حالا به هر حشیشی چنگ میزند تا مشکل هویتی پیدا نکند.
این بابا در جوانی یک سری کارهای درست و حسابی داشت، حتی اگر فرض کنیم تمام ایراداتش به آمریکا وارد است نمیبایست عقلش را تعطیل میکرد، دنیا و تاریخ بزرگتر از آمریکا هستند.
چامسکی دو ویژگی برجسته دارد:
او یک استاد دانشگاه بسیار باسابقه، نویسنده صدها جلد کتاب، جامعه شناس، زبان شناس و صاحبنظر در علوم اجتماعی است.
ویژگی دیگرش، مبارزه کور با امپریالیسم، کاپیتالیسم، مبارزه با همه اقدامات امریکا در سیاست خارجی، مخالفت با طرفداری از اسرائیل، مخالفتش با جنگ ویتنام، جنگ با القاعده در افغانستان و عراق و حتی کشتن قاسم سلیمانی و این آخریش مخالفتش با حمایت امریکا از اوکراین است.
متاسفانه امثال چامسکی همه دانشگاههای امریکا را مسموم کرده اند.
چامسکی هم مثل سایر متفکرین چپ مثل هابسبام و فوکو و سارتر و ژیژیک که تمام جنایات استالین و جانشینانش را در روسیه و اروپای شرقی توجیه میکردند معتقد است که جنایت اگر توسط چپی ها انجام گیرد چون در راه رساندن طبقه کارگر به اتوپیای کمونیسم است قابل اغماض میباشد. اما جنایات راستی ها را باید اگراندیسمان کرد تا در راه مبارزه با امپریالیسم کمکی به چپ باشد!!!
یکی از پشیمانیهای من در زندگی خریدن یکی از کتابهای این ابله بود. بیش از ده سال پیش بود اما هنوز هم شبها خواب میبینم که دارم با آن کتاب میزنم توی سرش و پولم را پس میگیرم.
مونتی گرامی،
اگر بتوان این خزعبلات چامسکی را به حساب پیر و خرف شدن او گذاشت و بر او بخشید، این موضوع را هرگز نمیتوان بر او بخشید که آبروی همکاری مثل شما را برده است! باید به او گفت:
si tacuisses, philosophus mansisses
عادی سازی و توجیه جنایت و نسل کشی
كجا گفته واگذار کنید گفته خود مختاری در اکراین لطفاً در ترجمه بیشتر دقت كنید با احترام
گفته «سطح بالا از خودمختاری» و ادامه داده «شاید» در یک ساختار فدرال در اوکراین. خود مختاری، آن هم در سطح بالا، احتمالا خارج از اوکراین یعنی چه؟
مهمتر از الفاظ اما نتیجه عملی است. روسیه (با تصویب دوما و تایید پوتین) این مناطق را به عنوان جمهوری های مستقل به رسمیت شناخته، اکنون هم آنها تحت اشغال ارتش روسیه هستند، هر راه حلی بجز باز پسگیری این مناطق دو فاکتو معنی خروج آنها از حاکمیت اوکراین را میدهد.
این همان چیزی است که در کریمه روی داد، و بعدش چامسکی میآید و میگوید که شما باید واقعیت موجود را بپذیرید و از ادعاهای ارضی دست بردارید؛ حداقل اینجا که منظورش را واضح گفته…
گفته شاید در یک اکراین فدرال نگفته خارج از اکراین در مورد کریمه هم متاسفانه حرفش درست هست چکار از کار گذشته راه دیگه جنگ جهانی هست که هیچکس نمیخواهد
«شاید در یک سیستم فدرال» فقط وقتی معنی میدهد که شاید هم خارج از آن باشد، وگرنه وقتی شما به ایالتها خود مختاری (آن هم سطح بالا) بدهید کشور لاجرم فدرال میشود، ضمیمه «شاید» مازاد است. البته اگر کس دیگری جای چامسکی بود من فرض را بر این میگذاشتم که خیلی به معنای تک تک واژگان توجه نکرده، ولی او میتواند با دقت ریاضی بنویسد.
بگذریم، اصل موضوع همان است که شما گفتید: حتی با ریسک جنگ جهانی باید در مقابل چنین متجاوزی ایستاد، وگرنه حد یقف ندارد. با این طرز فکر شما در برابر هیتلر هم کوتاه می آمدید.
جنگ جهانی ؟نابودی دنیا کشته شدن ده ها و یا صد ها میلیون؟اگه اینا برات مهم نیست حرف دیگری ندارم با احترام
از دید یک دختر بچه که گرسنه و تشنه و بیخواب در وحشت مرگ در یک زیر زمین در دنباس یا در شهر دیگر اوکراین گرفتار است معنویات و فلسفه و مذهب و علم و دانش و اخلاق حرف های پوچی بیش نیستند.
☆ اروپا و امریکا باید شرایط جنگی اعلام می کردند●☆
اگر مردم اروپا شبها یک پتو بیشتر بر روی خود بیندازند بهتر است تا از روسیه نفت و گاز بخرند و تا فردا روسها خانه ها و شهرهایشان را ویران نمایند.
مونتی جان,
با استفاده از ریاضیات احتمال استفاده روسیه از بمب اتم رو میشه در حد “کم-متوسط-زیاد” پیش بینی کرد؟
من راهی نمیبینم که ریاضیات کمک زیادی به تعیین این احتمال بکند. استفاده جدی از تئوری احتمالات پیش شرطهایی دارد، که در این مورد در دسترس نیستند.
ولی یک چیز دیگر را میتوان با اطمینان گفت: فرقی نمیکند! جواب بهینه در هر دو حالت کوتاه نیامدن است.
اصلا لزومی به جنگ نیست. این فرانسه و آلمان لاشی نفا و گاز رو زودتر تحریم می کردن پوتین به گور باباش میخندید به جایی حمله کنه. وقتی خودتو وابسته به این جانور بکنی باید هزینه بدی. اون ۱۰۰ میلیارد بودجه دفاعی رو میداد برای انرژی های دیگه بهتر نبود؟؟
وابستگی به روسیه (و نه فقط روسیه) اشتباه راهبردی بود. ولی اکنون حتی اگر نیت توقف کامل واردات از روسیه باشد باید با برنامه باشد، وگرنه بجز انفجار قیمتها فایده ای ندارد.
و اما من معتقدم تحریم لازم است، ولی کافی نیست: تا موقعی که شما هدف استراتژیک نداشته باشید ناممکن است به مقصد برسید، هدف حداقلی باید تغییر رژیم در روسیه باشد!