معجزه امام حسن عسگری
احمد ابن اسحاق از ارادتمندان امام حسن عسگری به خدمت آن امام بزرگوار رسید و عرض کرد:
قربانت گردم، مطلبی در خاطر دارم و به خاطر آن غمگین هستم، می خواستم از پدرتان بپرسم، توفیق نیافتم، اکنون می خواهم از شما بپرسم.
امام حسن: آن مطلب چیست؟
احمد بن اسحاق: ای مولای من، راویان از پدران شما برای ما نقل کرده اند که: خوابیدن پیامبر بر پشت است، مؤمنان به طرف راست می خوابند، و منافقان به طرف چپ می خوابند، و شیطانها به رو و دمر می خوابند.
امام حسن: این روایت درست است.
احمد بن اسحاق: ای مولای من! هرچه می کنم که در طرف راست بخوابم، نمی توانم و خوابم نمی برد.
احمد می گوید: امام حسن عسگری(ع) پس از ساعتی سکوت فرمود:
ای احمد! نزدیک بیا، نزدیکش رفتم، فرمود: دستت را زیر لباس ببر، چنین کردم، آنگاه آن حضرت، دست خود را از زیر جامه اش بیرون کرد، و زیر لباس من آورد، و با دست راست خود به پهلوی چپ من، و با دست چپ خود به پهلوی راست من کشید، این کار را تا سه بار انجام داد.
احمد بن اسحاق می گوید: از آن زمان به بعد، به گونه ای شدم که نمی توانستم به پهلوی چپ بخوابم، و هرگاه بر پهلوی چپ دراز می کشیدم، هرگز خوابم نمی برد!
منبع: کتاب اصول کافی- جلد یک – حدیث 27، ص 513


مایکل جکسون هم بدبخت همین کارها را کرد و به بچه بازی متهم شد و هر چی پول می داد ولش کنند دست بردار نبودند.
احمد ابن اسحاق آن زمان ها نمی دانسته که می تونسته امام بزرگوار را به دادگاه ببره و کلی از سهم امامش غرامت بگیره.
احمد ابن اسحاق بنده خدا دست نخورده و فقیر پیش امام رفت ولی وقتی خارج شد هم مفلس تر بود و هم یک سبیل کلفت وحشی کلی به سر و گوشش دست کشیده بود.
از این امامها باید فاصله گرفت. اینا اگر نتوانند دست تو جیبتون بکنند دستشون را تو شورتتون می کنند.