مصاحبه شاهزاده با روزنامه بحرینی
مونس المردي، سردبیر روزنامه البلاد: اعلیحضرت، نقشه و تحرکات پنهانی اپوزیسیون ایران در خارج از کشور چیست و چگونه بر اعتراضات داخل ایران سرمایهگذاری خواهد کرد؟ به ویژه پس از وخامت اوضاع در ایران و سرکوب و خشونتی که در مقابله با اعتراضات شاهد بودهایم؟
رضا پهلوی: شما به درستی به اعتراضات و سرکوب در کشور من اشاره کردید. آنچه حتی از اهمیت بیشتری برخوردار است افزایش بسامد وقوع این اعتراضات است. قبلاً هر ده سال یا بیشتر تظاهرات میشد؛ سپس هر چند سال یک بار؛ و اکنون اگر نگوییم هر چند هفته، ما هر چند ماه یک بار شاهد اعتراضات هستیم. نکته مهم آن است که این اعتراضات در هر گوشهای از کشور دیده میشود. از شهرهای بزرگ مانند تهران و مشهد تا شهرهای کوچکتر و روستاها، همه جا شاهد اعتراضات از سوی هر قشر جامعه هستیم. و این اعتراضات همانطور که شما میگویید با سرکوب قابل توجهی از سوی رژیم مواجه شدهاند. با وجود این، ما داریم کمکم میبینیم که اعضای نیروهای امنیتی، دستورات مافوق برای سرکوب را مورد ارزیابی دوباره قرار میدهند و از خود میپرسند که چرا باید به هموطنان خود شلیک کنند. این را اخیراً در اصفهان دیدیم.
با این حال، این اعتراضات به حمایت جهت همافزایی و یکپارچگی نیاز دارند؛ به معنی وصل کردن اعتراضات به یکدیگر و تقویت صدای آنها. این کاری است که اپوزیسیون میتواند و باید انجام دهد. به خصوص از خارج از کشور، چرا که نقاط اتصال مورد نیاز برای هماهنگی گسترده در داخل کشور بسیار آسیبپذیرند. ثانیاً، اپوزیسیون باید به نشر این پیام به جامعه بینالمللی ادامه دهد تا جهان هم از آنچه ایرانیان به خوبی میدانند آگاه شود: این رژیم فرو خواهد پاشید. آیا دنیا برای روز بعد آماده است؟ آیا منطقه آماده است؟
البلاد: وضعیت رژیم در ایران را از نظر توانایی برای بقا، تداوم، و غلبهکردن بر فشارهای داخلی و چالشهایی که با آن روبرو است، و نیز مدیریت پروندههای بزرگ با جامعه جهانی که مهمترین آنها پرونده هستهای است چگونه ارزیابی میکنید؟ با لحاظ کردن اهمالکاریهای رژیم، و تنش و کششی که هماکنون در مذاکرات وین در جریان است…
رضا پهلوی: حکومتهای توتالیتر همیشه تا آخرین لحظه، ماندگار به نظر میآیند. اما همیشه هم سقوط سریعشان کسانی را که از بیرون به آنها مینگرند و بینشی از مشکلات توامان و پایانیشان، یعنی فقر در داخل و مبارزه با بقیه جهان، ندارند، غافلگیر میکند. این دقیقاً آن چیزی است که ما امروز در ایران میبینیم. این رژیم منابعی را که باید برای مردم ایران خرج کند، قربانی مبارزه برای ایدئولوژی خود در سراسر جهان میکند. ایرانیها از این مساله به تنگ آمدهاند. مردم ایران از هر قشر و پیشینه اقتصادی و گرایش سیاسی و گروه سنی، اکنون علیه این رژیم شدهاند.
گفتن اینکه پرونده هستهای مهمترین مساله است، چیزیست که رژیم میخواهد شما فکر کنید. آقای اوباما آن گزاره را پذیرفت. اما در واقعیت، مهمترین مساله، جاهطلبیهای منطقهای رژیم و تمایل آن به ایجاد یک خلافت شیعی است. برخلاف آنچه قبل از انقلاب داشتیم، رژیم با معایب متقارنش، موضوع هستهای را برجستهسازی میکند تا توجه را از ضعف متقارن خود منحرف کند. حتی حرف زدن از موضوع هستهای به عنوان مهمترین موضوع، پذیرش فرضیه نادرست آنهاست.
البلاد: هر از چند گاهی اخباری مبنی بر انجام گفتگو بین ایران و برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی به امید نزدیک شدن دوباره و برقراری روابط به گوش میرسد. به نظر شما آیا چنین تلاشهایی امکان موفقیت دارد؟ یا اختلافات در خط مشی وجود دارد که مانع موفقیت این تلاشها میشود؟
رضا پهلوی: من بیش از چهار دهه برای آزادی کشورم تلاش کردهام. در این مدت، با رهبران سیاسی از سراسر منطقهمان دیدار کردهام. آنها افراد متفکری هستند. میدانم که آنها آگاهند که این رژیم هرگز و هرگز رفتار خود را تغییر نخواهد داد. من مطمئنم که آنها این نقل قول روحالله خمینی را به یاد میآورند که گفت ممکن است “قدس” و “آرمان فلسطینیها” را کنار بگذارد، اما هرگز حاضر نیست تمایل خود را برای سرنگون کردن آل سعود فراموش کند. خامنهای هم مشروعیت تغییر آن حکم را ندارد. آنها میدانند که تنها راه رسیدن به ثبات و روابط واقعا سازنده، یک ایران سکولار و دموکراتیک است که مردم ایران میخواهند بسازند. ایرانی که ما در ذهن داریم، میان غرور ملی ما از یکسو، با احترام به همسایگانمان و حسن نیت برای همکاری با آنها از سوی دیگر، توازن برقرار خواهد کرد. دوستان ما در منطقه ناچارند سطحی از تماس با حکومت فعلی در ایران را حفظ کنند؛ اما آنها به جایی نخواهند رسید و قطعاً نخواهند توانست به مهمترین نگرانیهای خود با این رژیم پایان دهند.
البلاد: هر دنبالکننده تحولات منطقه میتواند ببیند هرجایی که جمهوری اسلامی به شکلی حضور دارد، چه مستقیم و چه از طریق نیروهای نیابتی و پیروان خود در منطقه، تنش حاکم است. پیامدهای اقدامات این رژیم چیست؟ چه سازوکارهایی را برای رویارویی و مقابه با این حضور منفی و خطرناک جمهوری اسلامی در نظر دارید؟ و به عنوان اپوزیسیون، چه برنامهای برای متعهد ساختن سیاست ایران به اصول روابط بینالملل، قوانین حسن همجواری، و عدم دخالت در امور داخلی دیگران دارید؟
رضا پهلوی: این رژیم ادعا میکرد که آمده تا به امپریالیسم پایان دهد. کاری که در عوض انجام داده این است که شکل خاص خود از امپریالیسم بیرحمش را در منطقه ما اعمال کرده است. از حمایت از حوثیها گرفته تا حمایت از جنگ بشار اسد علیه مردم سوریه، تا حمایت از حزبالله در نابودی لبنان، تا حمایت از تروریستها در عراق، این فهرست ادامه دارد. رژیمی که در کشور من حاکم است قصد دارد در منطقه ما بذر هرج و مرج بکارد، چرا که روی هرج و مرج رشد میکند، و هرج و مرج به آن اجازه میدهد تا خود را به عنوان یک قدرت منطقهای جلوه دهد.
این تاکتیک رژیم نیست؛ بلکه استراتژیاش است. بخشی از DNA آن است. این رژیم مصمم به “صدور انقلاب” و بیثبات کردن کشورهای منطقه ما به نفع خود است. تاکید میکنم، خامنهای تمایل یا توانایی تغییر این ایده را ندارد، چرا که به معنای پایان این رژیم و کارزار آن برای ایجاد خلافت شیعی خواهد بود که دوستان ما در منطقه را بیثبات و سرنگون میکند.
اما آلترناتیوی که از سوی ائتلاف متنوعی از اپوزیسیون و اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران ارائه میشود، چیزی بسیار متفاوت است. ما ایرانیها میخواهیم در صلح با همسایگان خود زندگی کنیم. ما خواهان صلح با بحرینیها، سعودیها، اماراتیها، کویتیها، اسرائیلیها و همه هستیم. ایران آینده هیچ قصدی برای مداخله در امور داخلی همسایگان ما نخواهد داشت، و در مقابل، ما نیز همین انتظار را خواهیم داشت. اکثریت اپوزیسیون سکولار و دموکراتیک ایران بر این امر اتفاق نظر دارند. فراتر از صلح، ما خواهان همکاری سازنده هستیم و این تنها در صورتی امکانپذیر است که مردم ایران در تلاششان برای آزادی پیروز شوند.
البلاد: نیروها و نهادهایی مانند سپاه پاسداران هستند که خود یک دولت در داخل دولت جمهوری اسلامی محسوب میشوند و کنترل و تسلط خود را بر رژیم حاکم در تهران تحمیل میکنند. اپوزیسیون ایران اگر به قدرت برسد، توانایی مقابله با این نیروها و نهادها را دارد؟ اپوزیسیون در آینده چگونه پروندههای داخلی و برنامه هستهای را مدیریت خواهد کرد؟
رضا پهلوی: من خودم یک سرباز بودم. به عنوان خلبان جنگنده به ملتم خدمت کردم و زمانی که صدام حسین به کشورم حمله کرد، با اینکه در تبعید بودم، داوطلب بازگشت برای دفاع از ایران شدم. اکثریت قریب به اتفاق سربازان ما اینگونه فکر میکنند. آنها متعهد به دفاع از ایران هستند نه از این رژیم. من در چهار دهه گذشته، مفهوم آشتی ملی را به عنوان یک اصل راهنما، سرلوحهی مبارزاتم برای آزادی ایران قرار دادهام، و شاید مهمترین مؤلفه آن نقشی باشد که نیروهای مسلح در ایران پس از جمهوری اسلامی ایفا خواهند کرد.
اما اجازه دهید نقش سپاه را در نظر بگیریم. دلیل ایجاد و هدف تعریفشده آن در قانون اساسی رژیم، دفاع از انقلابشان و صدور آن است. وقتی این رژیم انقلابی فرو بپاشد، چه چیزی برای دفاع خواهند داشت؟ هیچ چیزی. بنابراین هنگامی که مداخله سپاه در اقتصاد و فساد آشکار آن که مورد نفرت مردم ایران است، پایان یابد، خودمختاری خود را از دست خواهد داد و تحت رهبری سیاسی جدیدی قرار خواهد گرفت که دیگر وابسته به سرکوب در داخل، و بیثباتسازی در خارج از مرزهای ایران نیست. با حذف متعصبان ایدئولوژیک از سطوح فرماندهی به دست یک جنبش مردمی، سربازان باقیمانده در نیروهای مسلح متعارف ما برای دفاع از کشور و مرزهای آن ادغام خواهند شد.
ما آنها را دوباره در جامعهمان ادغام خواهیم کرد و از اشتباهات فاجعهباری که مثلا در عراق رخ داد و نیروهای مسلح به طور دستهجمعی اخراج شدند و سلاحشان را تا همین امروز برای ایجاد هرج و مرج و وحشت و بیثباتی به کار گرفتند، اجتناب خواهیم کرد. به همین دلیل است که من دائماً به طور علنی و خصوصی با نیروهای مسلح و حتی سپاه پاسداران صحبت میکنم تا به آنها بگویم که وقتی زمانش رسید باید در کنار مردم ایران باشند نه این رژیم. آینده آنها در همراهی با هموطنانشان است نه در ماندن با یک رژیم در حال مرگ.
به یاد بیاوریم که ایران قبل از انقلاب بدون سلاح اتمی، کاملاً قادر به دفاع ملی بود. به همین ترتیب، پس از این رژیم، ایران جدیدی که در امور داخلی دیگران مداخله نخواهد کرد تا برای خود دشمن بسازد، نیازی به سلاح اتمی نخواهد داشت.
البلاد: دیدگاه و ارزیابی اپوزیسیون از آینده روابط ایران و پادشاهی بحرین و دیگر کشورهای همسایه خلیج فارس چیست و چگونه میتوانیم در مورد مسائل و بحرانهای مختلف در منطقه با یکدیگر همکاری کنیم؟
رضا پهلوی: آینده ایران به یک نسل جدید تعلق دارد؛ نسلی که از فقر، فلاکت و سرکوب کاملا مشهود در سراسر “محور مقاومت” رژیم در منطقه، خسته شده است. رژیم این محور را در تقابل با موفقیت چشمگیر “اتحاد پیشرفت” که بارزترین نمونهی آن “پیمان ابراهیم” است، رهبری میکند. پرداختن به جزئیات امکانات و فرصتهای عظیم پس از پیوستن ایران به این اتحاد، از حوصله این مصاحبه خارج است. من نسبت به آنچه میتوانیم با خواهران و برادران خود در سراسر منطقه از طریق تمهیدات امنیتی جمعی، بازار مشترک و موارد دیگر به دست آوریم بسیار خوشبین هستم.


جـــــــــــــــــــــــــــــــــــاویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه