مستعارنویسی خوب یا بد؟ پاسخی به ایرج مصداقی

آقای ایرج مصداقی چندین بار در برنامه های هفتگی خود در تلویزیون میهن به این نکته اشاره می کند که: کسانی که با نام مستعار و هویت غیرواقعی فعالیت می کنند پایبند به شفافیت نیستند!

به باور ایشان کسانی که رژیم اسلامی را به نداشتن شفافیت متهم می کنند ابتدا باید درمورد خودشان و هویت شان شفافیت داشته باشند. جناب مصداقی معتقد است در قرن بیست و یکم و آنهم برای کسی که در کشورهای آزاد اروپایی و یا امریکا زندگی می کند و میخواهد علیه رژیم مبارزه کند ناشناس بودن معنا ندارد.

من شخصا بارها بر سر این دوراهی بوده ام که باتوجه به اینکه قصد ندارم به ایران سفر کنم چه عیبی دارد با هویت و نام اصلی خود بنویسم. این شک و دودلی وقتی همراه با مشورت دیگران قرار گرفت ابعاد مثبت و منفی مستعار نویسی  برخی از کاربران اینترنت را روشن تر می کند که بطور خلاصه برخی از آنها را یادآور می شوم:

۱- اینگونه نیست که مستعارنویسی و ناشناس بودن در فضای اینترنت مخصوص ایرانیان باشد. خود غربی ها هم بخاطر برخی ملاحظات از نام های غیر واقعی در اظهار نظرات سیاسی یا فعالیتهای کاری شان استفاده می کنند.

مثلا چند روز پیش در یک وبیناری بودم که سخنران آن که خود سالها مدیر قسمت هیومن ری سورس یا همان کارگزینی و استخدام شرکتهای بزرگ بوده می گفت این روزها مدیران شرکتها وقتی میخواهند کسی را استخدام کنند حتما نامش را در اینترنت سرچ می کنند. بعد می بینند مثلا در لینکدین که یک پلتفورم تخصصی است طرف دارای یک پروفایل درست و حسابی و تخصصی است اما در فیسبوک یا توئیتر یا اینستاگرام آدمی متفاوت است و از کلمات و یا عکسهای نامناسبی استفاده کرده و یا طرفدار افراطی این حزب یا آن حزب است. آنها دنبال نکات منفی در زندگی افراد میگردند و این پلتفورم ها بهترین ابزار برای استخراج نکات منفی درمورد افراد است.

خود این فرد سخنران با وجودیکه فردی بازنشسته است و دیگر قصد استخدام در جایی را ندارد اما می گفت من در پروفایل لینکدین با نام اصلی ام هستم اما برای اظهار نظرهای سیاسی ام در توئیتر از یک نام غیرواقعی استفاده می کننم. 

مبارزه علیه جمهوری اسلامی برای بسیاری از ما ایرانیان خارج کشور بخاطر این است که ما در کنار زندگی عادی و معمولی خود به فکر آزادی  ایران و سعادت هم میهنانمان هستیم. ما چریک نیستیم که شغل مان مبارزه باشد. اکثرمان در جوامع غربی جاافتاده ایم و اعتبار شغلی و شان اجتماعی مان در اینجا را با زحمت و پشتکار بدست آورده ایم و نمیخواهیم گرایشات سیاسی و ضدمذهبی مان را با زندگی نرمال اجتماعی مان گره بزنیم.

همه ما مثل آقای ایرج مصداقی مبارز تمام وقت و فول تایم نیستیم. شغل ما مبارزه نیست و چرخ زندگی ما طور دیگری می چرخد. تصور کنید شما در شهر تورنتو یا لندن زندگی می کنید و شغل تان وکالت است و یا صاحب آموزشگاه و یا مغازه ای هستید که مردم شما را با نام واقعی تان می شناسند و بخاطر تخصص و کیفیت کارتان به شما رجوع می کنند نه بخاطر اینکه شما فلان گرایش سیاسی را دارید و یا با اسلام از بیخ و بن مخالفید. هر آدم عاقلی بین این دو نوع فعالیت مرزبندی می کند. در امور شغلی با نام واقعی فعالیت می کند و وقتی میخواهد علیه دین چیزی بنویسد و یا طرفداری از ترامپ بکند یا علیه گروههای چپ و گلوبالیستها، با نام مستعار می نویسد.

۲- ناشناس نویسی همیشه هم خوب نیست. عیب بزرگ مستعارنویسی این است که حاشیه امن برای سایبری های رژیم ایجاد می کند. بطوریکه انسان نمی فهمد پشت این اکانت ناشناس، یک دوست قرار دارد یا دشمن، یک میهن پرست است یا یک عنصر اطلاعاتی. بسیاری از خبرهای فیک را همین اکانت های لشگر سایبریون پخش می کنند و بقیه هم توی تله آنها می افتند. طرف عکس شاه را بالای اکانت خودش میگذارد و به بقیه فحش میدهد تا ضربه به مشروطه خواهان بزند.

۳- خوبی مستعارنویسی این است که هزینه شناسایی شما را برای رژیم اسلامی بالا می برد. یعنی بجای اینکه شما خودت را بی زحمت و بی دردسر در پشت ویترین قرار بدهی، با استفاده از نام ناشناس کار را برای رژیم سخت تر کرده اید. آنها باید سالها شما را زیر نظر داشته باشند و زور بزنند تا بفهمند شما چه کسی هستید. چرا ما کار را برای رژیم ساده کنیم؟

۳- ما از کشوری آمده ایم که هنوز خاطرات سیاه ترس و وحشت از ذهن و درون مان پاک نشده. هراس از بیان باورهای درونی باعث نهادینه شدن خودسانسوری در مغز و فکر و رفتار ما شده.

استفاده از اکانت های ناشناس به نسل وحشت زده ایرانی این امکان را داده تا خودسانسوری را کنار بگذارند و هرچه را که نمیتوان در بیرون به زبان آورد در فضای اینترنت مطرح کرد. نباید اهمیت این شکستن سد خودسانسوری را در افزایش آگاهی ایرانیان در سالهای اخیر نادیده گرفت.

خلاصه اینکه مستعار نویسی خوبی و بدی های خود را دارد. برای عده ای از مردم خوب است و برای عده ای دیگر ناگریز. ضمن اینکه ناشناس ها هرگز بخاطر نوشتن مطالب شان نه جایزه نوبل خواهند گرفت و نه در تاریخ از آنها یادی خواهد شد. 

به اشتراک بگذارید:

8 thoughts on “مستعارنویسی خوب یا بد؟ پاسخی به ایرج مصداقی

  • 2021-01-14 در t 15:24
    پیوند یکتا

    فراموش کردم نکته ای را هم اشاره کنم.
    کسی که با نام مستعار مبارزه سیاسی علیه رزیم می کند هیچوقت فاند و کمکهای مالی خارجی نمی گیرد. شما تا به حال شنیده اید موسسه ای امریکایی و یا اروپایی به یک ناشناس اینترنتی جایزه و یا فاند داده باشد؟
    اصلا نیست. برخی از فعالان سیاسی و حقوق بشری که با نام واقعی فعالیت می کنند اگر شغل و منبع درآمد مناسبی نداشته باشند از شهرت خود استفاده می کنند و می روند از موسسات خارجی کمک مالی می گیرند.

    بنابراین باید ممنون کاربران ناشناس هم باشیم که نه از جایی فاند می گیرند و نه وابسته به جایی هستند اما در کنار زندگی شان علیه رزیم نیز فعالیت می کنند.

  • 2021-01-14 در t 21:07
    پیوند یکتا

    من هنوز این سخنان مصداقی را گوش نکرده ام اما با شما کاملا موافقم که مستعار نویسی دو روی دارد. روی منفی آن همان است که اجازه میدهد فردی در آزادی تمام هر ادعائی را بکند و هر تهمتی را به هر کسی بزند. اگر هم زمانی همه اعتبارش را از دست داد آن حساب را ببندد و با نامی دیگر وارد شود و باز آش همان و کاسه همان. وجه مثبت آن البته این است که اجازه میدهد افراد بی شماری بیم کمتری برای پیوستن به برادندازان داشته باشند. برخی از اینها ممکن است در مرحله بعدی با نام واقعی فعالیت کنند. مسئله دیگر رفتار رژیم گروگان گیر است که میتواند به آزار بستگان براندازان شناخته شده بپردازد. نمونه آن برادر مسیح علی نژاد است.

    یک مطلب دیگر نیز این است که خیلی از اسامی که واقعی به نظر می آیند نیز مستعار هستند. اگر بنده از فردا با نام ساختگی بهرام گودرزی فعالیت کنم میتوانم خیلی ها را فریب بدهم که نام واقعی استفاده کرده ام. همه که در تریبون ها نستند که شناخته شوند. تنها راه این است که افراد با سخنانشان قضاوت شوند و هر تهمت و یا سخن بی دلیل را از هیچ کس نپذیریم.

    در کل من فکر میکنم این سخن مصداقی شامل براندازان واقعی نمیشود.

  • 2021-01-14 در t 22:30
    پیوند یکتا

    مگر در همین خارج از کشور کم آدم کشتند؟ همین ادمینی که در ترکیه کشتند یک نمونه!

    اسم مستعار برای مبارزان با اسلام تنها گزینه است. این را وحشیگری اسلامیون بارها ثابت کرده است. جناب مصداقی که از افراد مورد علاقه من نیز است، بدانند هنوز بوی تازگی خون فرخزادها و آریامنش ها به مشام میرسد

  • 2021-01-18 در t 09:33
    پیوند یکتا

    یک موضع دیگه ایرج مصداقی هم که شخصا با اون مشکل دارم اینه که این اواخر تحلیل سیاسی رو لباسی میدونه که تنها به تن افراد معدودی دوخته شده. در همین برنامه اخیرش هم در مورد پرویز صیاد همین رو میگفت که “شما که تحلیلگر نیستی و تو این کار دخالت نکن” (نقل به مضمون). به نظر من این برخورد از بسیاری جهات, و مهمتر از همه از منظر “حقوق” مشکل داره. این “حق” هر فردی است که اظهار نظر و تحلیل سیاسی کنه. باز هم این “حق” هر فردی است که اظهار نظر یا تحلیل سیاسی خودش رو در شبکه های اجتماعی منتشر کنه. اصلا به اینکه آیا اون تحلیل ارزشی داره یا نه, یا اصلا خواننده و بیننده ای پیدا میکن یا نه کاری ندارم. بلکه هر فرد “حق” داره که تحلیل سیاسی خودش رو منتشر کنه و این حرف مصداقی که میگه “آقا شما که تحلیلگر نیستی تو این کار دخالت نکن” (باز هم نقل به مضمون) مصداق تلاش برای تحدید حقوق افراده. 
    خیلی “حقوق”ی شد یاد بنی صدر و “خیلی مهمه” و از این حرفها افتادم!

    • 2021-01-18 در t 14:10
      پیوند یکتا

      مصداقی هنوز هم پایش را توی یک کفش کرده و میگه قاضی منصوری خودکشی کرده و رژیم او را نکشته
      بقول خمینی خداوند همه ما را آدم کند!

      • 2021-01-18 در t 19:30
        پیوند یکتا

        حالا این تحلیلشه. شما هم میتونی تحلیلش رو نقد کنی و یا خودت تحلیل دیگری داشته باشی و اون رو منتشر کنی که خیلی هم کار مفیدیه و به تضارب آراء کمک میکنه.
        ولی اینکه یکی بگه “آقا شما تحلیل سیاسی نکن چون من تشخیص دادم که شما این کاره نیستی” اصلا از یک “جنس” دیگری است. خودمونی بگم نشونه اینه که طرف هنوز هم نتونسته اعماق ذهن خودش رو از رفتار های قیم مابانه جهان سومی پاکسازی کنه.

        • 2021-01-18 در t 21:11
          پیوند یکتا

          حالا این آدم خوب مان است. وای به حال دیگران
          باز دم شاهزاده رضا پهلوی گرم که اینقدر فروتن و متواضع است

        • 2021-01-18 در t 23:39
          پیوند یکتا

          من هم با این نظر مصداقی که فکر میکند فقط عده ای خاص حق تحلیل سیاسی دارند اصلا سازگار نیستم. آن هم در این دورانی که بسیاری از آنها که نقش نحلیلگر سیاسی را بازی میکنند از کوته بینی مفرط رنج میبرند. برای مثال همین سعید بهبهانی که بنده هم او را دوست دارم و هم کار او را بسیار ارج مینهم اما فکر میکنم اگر خودش اظهار نظر نکند بهتر است.

          حالا از میان همه افراد هم این را به پرویز صیاد میگوید که احتمالا سیاسی ترین هنرمند ما است. من هم با همه نظرهای صیاد و تئوری توطنه اش موافق نیستم اما سالها پیش از مصداقی وی کارهای سیاسی میکرد. یادم است کودک که بودم یک سریال کمدی بود به نام اختاپوس که جلسات یک حزب سیاسی بود و به مسانل روز میپرداخت. چیزی زیادی یادم نمی آید بجز این که صیاد بود و استاد و جهانگیر فروهر و قاطبه که هی برای فروهر بادمجان میکشید. استاد هم به کلمه دنبه حساسیت داشت و اگر کسی میگفت دنبه حالش بهم میخورد. 😆 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.