مجتهدی که شانس نداشت سر سفره انقلاب باشد
مادر شیخ مرتضی انصاری قبل از تولد شیخ در خواب دید حضرت صادق علیه السلام قرآنی مذهّب عطایش فرمود. صبحگاه خوابش را به فرزند جلیل القدر تعبیر کرد و همان هم شد و شاید به همین جهت بود که بی وضو به او شیر نمی داده. (زندگانی شیخ، ص ۵۰) در لمعات البیان گوید:مادر شیخ زن بسیار صالحه ای بود و خودش متحمل نان پختن و غذا پختن می شد.
روزی به شیخ زبان اعتراض گشود و گفت: با این همه وجوهاتی که شیعیان از اطراف نزد شما می آورند چرا برادرت منصور را کمتر رعایت می کنی و به او مخارج مکفی نمی دهی؟ شیخ در این هنگام بی درنگ کلید اطاقی را که در آن وجوه شرعیه محافظت می شد به مادر داد و گفت: هر قدر صلاح می دانی به فرزندت بده ولی در روز قیامت مسوولیتش هم با خودت باشد اما آن زن صالحه چون خودش را در مقابل یک محذور بزرگی مشاهده کرد از این کار امتناع ورزیده گفت: هیچگاه برای رفاه چند روزه فرزندم خود را در روز قیامت مبتلا و گرفتار نخواهم نمود. (زندگانی شیخ، ص ۵۰)
از عادات شیخ بوده که در بازگشت از تدریس به منزل، به منظور به دست آوردن دل مادر اول می آمد نزد او و مقداری با وی سخن می گفت و از حکایات و وضع مردم پیشین و طرز زندگانی آنان پرسش می کرد و مزاح می نمود تا مادر را می خنداند. سپس به اطاق عبادت و مطالعه خود می رفت. روزی به مادر گفت: یاد داری زمانی که مقدمات می خواندم مرا به انجام کارهای خانه می فرستادی و من پس از درس و مباحثه انجام می دادم و به منزل می آمدم شما در خشم می شدی و می گفتی اجاقم کور است حالا اجاقت کور است؟ مادر از روی مزاح گفت:آری حالا هم اجاقم کور است زیرا در آن موقع رفع حوائج منزل نمی کردی حال هم که بجائی رسیده ای بسبب احتیاطی که در صرف وجوهات می کنی ما را در تحت فشار قرار داده ای!
شیخ در مرگ مادر بسیار گریه می کرد تا آنکه بعضی از خواص زبان تعرض گشودند و شیخ را به این کار ملامت کردند. شیخ در جواب آنها گفت: گریه و تاسفم نه برای این است که مادر را از دست داده ام بلکه علتش این است که بسیاری از بلاها بسبب وجود او از ما دفع می شد و چه برکت هائی که از وجود آن مخدره خداوند متعال بر ما ارزانی داشت. از فقدان این نعمت عظیم متاثر و گریانم.
منبع: مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، جلد ۱


وضوی پستان نشنیده بودیم.
همین است که علما میگویند هنوز خیلی از وجوه علمی اسلام کشف نشده. نمونه اش وضوی پستان است.
شیخ مرتضی انصاری بیچاره قبل از حکومت اسلامی آخوند شده بوده و از روی ناچاری مجبور شده فقط پولهای حاجی های بازار و یابوهای اسلام زده را اختلاس کنه.
تیتر این نوشته باید می شد مجتهدی که شانس نداشت. اگر مرحوم شیخ مرتضی انصاری شانس می آورد و زمان حکومت اسلام به دنیا می آمد همان کاری را می کرد که بقیه مجتهدها الان دارند می کنند.
اول آن برادر علاف و بی کاره اش را می گذاشت وزیر نفت بشه و بهش می گفت چند تا دکل و چند تا کشتی را با هم غیب کن. ببینم استعداد تو اختلاس در چه حدیه. اصلا طبق حرف مرحول به کم بسنده نکن و برو خود چاههای نفت را با هم غیب کن. فقط سهم منو تو سوسیس و لندن و نیویورک پخش کن.
مادرش را هم می گذاشت توی یک قصر و براش یک چمدون دیدلو یا آلت مصنوعی باتری دار می خرید تا اجاقش کور نشه و به جاش کوره بشه جوری که تمام آشپزی های خونه شون را روی همون اجاق مادرش درست کنند چون 12 شعله است و گریل و فر و همه چیز هم توش هست.
اصلا مرحوم شیخ مرتضی انصاری هر لقمه اش را می مالید به کور
ه مادرش بعد می گذاشت دهنش تا بهش مزه بده.
فرمایش شما را با اندکی تغییر انجام دادم. تشکر بابت ایده خوبتان.